سامانه پژوهشی – سنخ شناسی نظریات مربوط به مفهوم طبقه در ایران، حوزه ها ی گسترده ای از …

  • وی همچنین از نهضت کارگری به عنوان یک علامت مشخصه قرن حاضر نام میبرد. از دیدگاه وی طبقه کارگر خودآگاهی طبقاتی پیدا کرده است. و برای به دست آوردن منافع طبقاتی خود وارد میدان مبارزه شده است .
    • جان فوران

    صورتبندی اجتماعیفوران در کتاب” مقاومت شکننده، تاریخ تحولات اجتماعی ایران” به بررسی تحولات اجتماعی ایران از دوران صفویه تا سال های پس از انقلاب اسلامی پرداخته است. وی همچنین در مورد صورت بندی اجتماعی در ایران و ساختار طبقاتی ایران بررسی های انجام داده است.وی نظرات افرادی را که ایران ماقبل سرمایه داری را در قالب اصطلاحاتی چون فئودالیسم یا فئودالیسم ایرانی تعریف میکنند، رد میکنند و ادعا دارد که فئودالیسم آنگونه که در اروپا وجود داشته در ایران شکل نگرفته است. “اغلب تاریخ نگاران مارکسیست به سادگی ایران ماقبل سرمایه داری را ” فئودالیسم” و گاه “فئودالیسم خاص ایران” و “فئودالیسم آسیایی” ، یا ” صورت بندی فئودالی- شبانی” نامیده اند. این دیدگاه با درنظر گرفتن اهمیت بخش قبیلهای و تولید صنایع دستی شهری تقویت میشده است، در حالی که حتی در بخش کشاورزی اقتصاد، بندرت میتوان مشخصههای فئودالی را یافت، یعنی اشرافیت موروثی و سرف به شیوه حقوقی و قانونی وجود نداشته و بیگاری در حد بسیار کم بوده و از نظام ارباب رعیتی هم خبری نیست.” ( فوران ،۱۳۸۸ : ۷۴ )
    وی همچنین تعاریف آسیایی از جامعه ایرانی را ناکافی تلقی میکند و اعتقاد دارد این تعاریف به یک جنبه از شیوه تولید در جامعه ایرانی اشاره دارد .
    در واکنش به این اشکالات چندین محقق مارکسیست، نظام تولید آسیایی را به عنوان یک شکل گزینه پیشنهاد کردهاند. عناصر کلیدی این مفهوم، نبود مالکیت خصوصی بر زمین و وجود دولت مقتدری است که خود را تنها مالک و گردآورندهی مالیات یا خراج، از روستاهای خودبسندهی کوچک و بیشمار میداند. تولید آسیایی در صورتی بهتر از فئودالیسم بود که در ایران تنها یک شیوه تولید وجود میداشت. اما میبینیم که بخش وسیعی از جامعه را شبانکارگان چادرنشین تشکیل میدادند و بخش شهری نیز کاملاً بیرون از این الگو قرار میگرفت در حالی که در اقتصاد زراعی هم مالکیتهای خصوصی فردی، املاک وقفی و کشاورزان در کنار املاک خاصه سلطنتی حضور داشتهاند. ( فوران :۷۴ )
    در دیدگاه شیوه تولید، نگرش بهتری به موضوع وجود دارد. بنا به این دیدگاه، کل نظام به منزلهی یک صورتبندی اجتماعی، از سه شیوه تولید متمایز و در عین حال دارای کنش متقابل تشکیل میشود، که اینها بر سه بخش اقتصادی عمده که در پرتو تحلیل تجربی شناسایی شدهاند، منطبق میگردند. اینها عبارت بودند از: شیوه تولید شبانکارگی چادرنشینی در بخش قبیلهای روستا، شیوه تولید سهم بری دهقانی در اقتصاد زراعی، شیوه تولید خرده کالایی در مناطق شهری. (فوران: ۷۴ )
    به گفتهی فوران بین سالهای ۱۶۳۰ م/ ۱۰۰۹ ش تا ۱۸۰۰ م /۱۱۷۹ ش عملاً هیچ تغییری در وجوه بنیادین تولید یا طبقات تشکیل دهندهی آنها در چارچوب صورتبندی اجتماعی جامعه ایرانی پدید نیامد. اما در سال ۱۹۱۴ م / ۱۲۹۳ ش تغییرات کمی و کیفی در صورتبندی اجتماعی ایران پدید آمد.
    از لحاظ کمی درصد شبانکارهها به طرز چشمگیری کاهش یافته، سهم بخش شهری ( خرده کالایی و شیوه تولید سرمایهداری ) دو برابر شده و دهقانان ( بر اثر انحطاط شیوه تولید شبانکارگی و کاهش اندازهی آن ) به صورت اکثریت باقی ماندهاند. از لحاظ کیفی بخش کوچک سرمایهداری پدید آمده و طبقه کارگر بومی آن، برجستهتر از طبقه سرمایهدار بوده است. علت این برجستگی، حضور سرمایهداران خارجی در ایران از یک سو و اشتغال کارگران ایرانی در صنایع روسی از سوی دیگر است. ( فوران : ۲۱۲ )
    تعریف طبقه :از نظر فوران طبقه به تنهایی معیار کافی برای بررسی نظام های اجتماعی و از جمله نظام های قشربندی نیست و معیارهای دیگری همچون قومیت و جنسیت را به عنوان های معیارهای جدید قشربندی معرفی میکند.
    شایان ذکر است که طبقه تنها اصل سازمان دهندهی نظام های قشربندی شده نیست. در قلمرو مطالعات فمنیستی و قومی، تحلیلهای نئومارکسیستی و پس از مارکسیستی، در آثار تحقیقی یکی دو دهه اخیر زیر سوال میروند و توجه را به اهمیت همتراز نژاد – قومیت و جنسیت در درک ساختار اجتماعی جلب میکنند. در این مطالعه، بعضی از کنشهای متقابل قومیت، نژاد، جنسیت و طبقه در ساختار اجتماعی و جنبشهای اجتماعی ایران به صورت مفهومی ( عمدتاً درباره طبقه که در مباحثات و مطالعات خاورمیانه مفهوم مورد مشاجرهای است ) و تجربی ( تلاش در یک کاسه کردن بهترین آثار درجه دوم تحقیقی در مورد زنان و گروههای قومی ایران ) کشف میشود .(فوران : ۲۸ )
    معیار فوران در تعریف طبقات همان معیار مارکسیستی رابطه با وسایل تولید است و طبقات را در درون شیوه های تولید بررسی میکند. وی از پنج طبقه در هر شیوه تولید نام میبرد: نخبگان ( طبقات حاکم )، طبقات بینابین، طبقات بینابین تحت سلطه ، طبقات تحت سلطه ، مادون طبقات.
    صاحبنظران بسیاری اعتقاد دارند که در ایران کنشهای طبقاتی وجود ندارد و بیشتر شاهد رقابتهای گروهی بودهایم تا اختلافات طبقاتی. در نتیجه به نوعی وجود طبقات در ایران را نادیده گرفتهاند. اما فوران به مسئله آگاهی طبقاتی اشاره میکند و اینکه شرایط صورتبندیهای اجتماعی و جدایی آنها از یکدیگر باعث شده که طبقات به منافع خود آگاهی نداشته باشند و در حد “طبقه در خود باقی” بمانند.
    کدی، ب

    منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

    نانی، راید و عده ای دیگر از صاحبنظران برآنند که ایران ماقبل سرمایهداری را باید در رابطه با تقسیمات مرتبهای ” عمودی ” و تقسیمات طبقاتی” افقی” تحلیل کرد و توضیح داد. البته رگهای از حقیقت در این ادعا وجود دارد چون معاصران و خاصه نخبگان، دنیای آن روز را صحنه رقابتهای گروهی میدیدند و ضمن کار در همین چهارچوب رقابتی میکوشیدند حمایت زیردستان را به سیاستهای خود جلب کنند. برای نمونه، درجهانی که شبانکارگان قبیلهای به جای تماس با پیشه وران شهری یا حتی روستانشینان، در تماس مداوم با روسای قبیله شان بودند، تعجبی ندارد که با پیوندهای گوناگون، به فرادستانی که آنها را زیر سلطه گرفته بودند گره بخورند و در بسیاری جهات نیز رابطهای با سایر طبقات زیرسلطه ایران نداشته باشند. اینکه در میان طبقات زیر سلطه هیچ نوع انسجام طبقاتی یا اگاهی طبقاتی وجود نداشته و یا در سرتاسر شیوههای تولید، کنش طبقاتی مشاهده نمیشود ( درست همانگونه که طبقه حاکم نیز یکدست نبوده است ) نباید موجب شود وجود طبقات را در درون هر شیوه تولید نادیده بگیریم. در واقع، دشواریهای اتحاد میان طبقات زیر سلطه در جای جای شیوه های تولید در پرتو تحلیل جاری بهتر درک خواهد شد: به زبان لوکاچ باید گفت طبقات در خود ( با جایگاههای عینی مشخص در یک نظام با مناسبات نابرابر اجتماعی ) در ایران سده هفدهم ( ۹۷۹ تا ۱۰۷۹ ش )وجود داشته است. آنچه راید و دیگران در رابطه با گروهبندیهای عمودی میگویند، دشواری شکلگیری طبقات برای خود، یعنی آگاهی از وضعیت عینی طبقات و سازمان جمعی و عملی است که بر این مبنی صورت میگیرد. ( همان : ۷۷ )
    ساختار طبقاتی در جامعه ایران : شیوه تولید شبانکارگی چادرنشینی را طبقه حاکم از طریق رؤسای قبیله کنترل میکرد. در این مجموعه شبانکارگان بینابینی تحت سلطه و شبانکارگان بدون مال و حشم (که مادون طبقه محسوب میشدند) پشتوانه طبقه حاکم بودند. یک طبقه تحت سلطه بینابینی قبیلهای به عنوان سرباز در خدمت ارتش بود و (دست کم به هنگام جنگ) بهتر از شبانکارگان عادی زندگی میگذراند. در اقتصاد شهری، فرایند کار اساسی بر محور تولید خرده کالایی صنایع دستی پیشهوران و صنعتگرانی دور میزد، که در کارگاه یا دکان خویش با ابزارها و وسایل شخصی کار میکردند. بالاتر از این ها بازرگانان ثروتمند و در رأس ساختار اجتماعی شاه قرار می گرفت که از همه آنها مالیات میگرفت و کارگاههای سلطنتی خاص خود را نیز اداره میکرد. انواع شاگردها، وردست ها و روزکارها، طبقه اجتماعی زیر سلطهی این رده را تشکیل میدادند. در زیرآنها طبقات مادون شهری حاشیهای و بیکار قرار میگرفت. روحانیت به عنوان یک گروه اجتماعی، با موقعیت های اجتماعی متفاوت را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: روحانیت رسمی یعنی منصوبان شاه در رأس ساختار اجتماعی و روحانیت مردمی تر بازار که همتراز استاد کاران صنفی بودند و با این طبقه پیوندهایی داشتند . ( فوران : ۷۵ )
    نمودار زیر صورتبندی اجتماعی ایران سده هفدهم میلادی( ۹۷۹ تا ۱۰۷۹ ش ) را نشان میدهد که از سه شیوه تولید متمایز تشکیل شده است. این شیوههای تولید هر کدام ساختار طیقاتی خاص خود را دارند. به دلیل اینکه تماسهای بین این شیوههای تولید معمولاً کم است و اگر هم تماسی باشد معمولاً بین نخبگان و طبقات حاکم صورت میگیرد ،آگاهی طبقاتی بین طبقات تحت سلطه در این سه شیوه تولید شکل نمیگیرد.

    • نمودار صورتبندی اجتماعی ایران سده هفدهم میلادی(۹۷۹ تا ۱۰۷۹)

    نمودار زیرصورتبندی اجتماعی ایران در سال ۱۹۴۱م/۱۳۲۰ش را نشان میدهد که علاوه بر سه شیوه تولید قبلی، وجه تولید سرمایهداری هم به این صورتبندی اضافه شده است. که این وجه تولید با وجه تولید خرده کالایی در دو نقطه تلاقی دارد. یکی اینکه شاه به عنوان طبقه حاکم در هر دو وجه تولید حضور دارد و دیگری طبقات حاشیه شهری است که به عنوان مادون طبقات در هر دوی این وجوه تولید حضور دارد .

    • نمودار صورتبندی اجتماعی ایران در سال ۱۹۴۱ م /۱۳۲۰ ش

    مهمترین نکاتی که در اندیشه فوران وجود دارد، به ترتیب زیر است:

    1. وی اعتقاد دارد که تنها یک صورتبندی اجتماعی در ایران وجود ندارد. در ایران شیوه تولید شبانکارگی- بادیهنشینی، شیوه تولید دهقانی – سهم بری، شیوه تولید خردهکالایی وجود داشته است که در قرن حاضر شیوه تولید سهم بری نیز به آن اضافه شده است.
    2. وی طبقه را بر اساس رابطه با شیوه تولید ۵ طبقه را در جامعه ایران تشخیص میدهد. در واقع در هر شیوه تولید ۵ طبقه را از هم تفکیک میکند: طبقات حاکم، طبقات بینابین، طبقات بینابین تحت سلطه، طبقات تحت سلطه، مادون طبقات.

    ۳)تعاریف وبری و نئووبری از طبقه:

    • محمدعلی کاتوزیان:

    صورت بندی اجتماعی: کاتوزیان در” اقتصاد سیاسی ایران از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی” به بررسی صورت بندیهای سیاسی – اجتماعی در ایران میپردازد. به اعتقاد وی در ایران هیچ گاه دوران فئودالی و برده داری شکل نگرفته است. البته به این مطلب اشاره دارد که بردهداری به معنای عام در ایران وجود داشته است و تا اوایل قرن حاضر هم ادامه داشته است. سپس دلایلی در رد وجود نظام فئودالی در ایران بیان میکند:

    1. خاستگاه” فئودالیسم ایرانی” ناشناخته است. اقتصاد بردهداری وجود نداشت که بر اثر عملکرد نیروهای داخلی و یا خارجی پیش درآمد فئودالیسم شود .