پایان نامه ها

رفتار انسان، زبان عامه

: اميدوار بودن به آينده و اميد دادن به عموم مردم و دست اندر کاران اداره جامعه.
اصل پنجم : اعتراف به اشتباه يا کم کاري يا هر تقصير و قصوري که ممکن است در عملکرد مديريت پيش آيد.
اصل ششم : مراقبت پيگير و مستمر مسئولان و مديران درجه اول نسبت به کار مديران و مسئولان درجه دوم و سوم و رسيدگي به عملکرد آنها.
“. …. مولا علي (ع) با آن دشواري ارتباطات در آن عصر و زمان ميان کوفه و قلمرو وسيع و گسترده زمامداريش چگونه دائماً مراقب کار واليان است که مي فرستد، اعتماد مي کند، اختيارات مي دهد ولي مسئوليت مي خواهد و مي پرسد، و سؤال مي کند و رسيدگي مي کند”
اصل هفتم : صراحت در مطرح کردن مسائل جامعه با مردم و پرهيز از پنهان کاري به طور مطلق.
اصل هشتم : در اداره و مديريت جامعه اسلامي دستگاه مديريت جامعه اسلامي در عين مشخص بودن مسئوليت ها يک مجموعه يکپارچه است. امام و امت در رأس مخروط يا هرم مديريت است و همه شاخه ها و واحدهاي ديگر تشکيل دهنده بدنه يک هرم و مخروط هماهنگ اند (بهشتي، 1365).

– رويکرد نظري اخلاق و ويژگي هاي مديران اسلامي
دو دسته نظريه هاي قبلي يعني نظريه رشد و نظريه اصول گرايي از نظر پوشش وسيع تر بوده و جامعه اسلامي و سازمانها را دربر مي گرفت. نظريه اخلاق و ويژگي هاي مديران بر خصوصياتي که مدير بايد داشته باشد و نبايد داشته باشد، تکيه دارد و مي تواند به عنوان شاخص هايي جهت گزينش افراد جهت پست هاي مديريتي به کار گرفته شود. البته بايد توجه داشت که در درجه لازم ويژگي هاي برشمرده شده در اين ديدگاه براي سطوح مختلف مديريتي تفاوت دارد و اين طور نيست که در هر سطحي و هر مديري بايد کليه اين صفات را در حد اعلي داشته باشد (چاوشي، 1388، 50).
شرايط و اوصافي که تعيين کننده ويژگي هاي خاص مدير در نظام اسلامي است شامل دو گروه صفات مي گردد؛
گروه اول – عبارتند از :
1-تعهد به اسلام واخلاق اسلامي
2-اهليت
3-اعتماد
که اين سه خصيصيه شامل مجموعه اي به شرح زير مي باشد که مشخص کننده مفهوم هر کدام در نظام مديريت اسلامي است :

الف – تعهد به اسلام و اخلاق اسلامي
اين ويژگي شامل ايمان، تقوا، اعتقاد به ولايت فقيه، اتکال به الله، ازخاندان هاي صالح و شايسته بودن، عدالت و امانتداري مي گردد.

ب -اهليت داشتن مدير حاوي مجموعه اي به شرح زير است :
– کارداني
– قدرت و توانايي اداره امور
– بينش و آگاهي (اسلامي، علمي، سياسي)
– توانايي جسمي

ج – اعتماد : که مقصود از آن مورد وثوق بون مدير اسلامي است.
– – رويکرد وظايف مديران مسلمان
مي گردد.
بير امور توفيق يابد که شامل قاطعيت،، عفو و اغماض ، سعي و جهد، تزکيه و حسن خلق.
امي بدين گروه دوم، خصوصياتي که مدير پس از احراز شرايط اوليه بايد رفتار و کردار و انديشه اش با آن ها منطبق باشد تا بتواند در تدبير امور توفيق يابد که شامل قاطعيت – پيشگامي در اعمال – جاذبيت ودافعيت – وقار و هيبت – گشاده روئي – سخن گفتن به زبان عامه – دورانديشي – شهامت و اعتماد به نفس – سرعت عمل در کار – برخورداري از آرامش و حوصله کافي – احساس مسئوليت و وظيفه شناسي – منظّم بودن در کارها – قوه ابداع و ابتکار داشتن و سعه صدر مي گردد (سياهپوش، 1365).

– رويکرد وظايف مديران مسلمان
والتر گيوليک در اثر خود ” نکاتي درباره تئوري سازمان” وظايف يک مدير اجرايي را تحت عنوان POSDCORB مورد توجه قرار مي دهد. وي معتقد است بايد کار مقامات اجرايي را به گونه اي تنظيم کرد يا به صورت نهايي در آورد که در خود محيط و وضع بسيار پيچيده باشد. POSDCORB حروف اول کلمه هايي است که بيانگر کارهاي يک مقام ارشد اجرايي است. حروف مزبور همان حرف اول فعاليت هايي است که مدير بايد انجام بدهد که بدين شرح است :
برنامه ريزي (Planning) : يعني براي تأمين هدف موردنظر سازمان کارهايي را مي بايد انجام داد و شيوه انجام دادن آنها به صورت يک طرح کلي درآيد.
سازماندهي (Organinzing): يعني تدوين ساختار رسمي قدرت تا بدان وسيله واحدهاي فرعي تنظيم گردند.
تأمين نيروي انساني (Staffing): يعني تمام کارها و فعاليتهاي دايره کارگزيني اعم از نيرويابي، گرد هم آوردن و آموزش دادن به کارکنان و حفظ آنها در شرايط مطلوب براي انجام دادن کارها.
فرماندهي ((Directing: اختيار واگذار شده به يک فرد براي هدايت، هماهنگي وکنترل نيروهاي تحت نظر.
هماهنگي (Coordinating): يعني همه وظايف مربوط به بخش هاي مختلف سازمان بايد با يکديگر ارتباط منطقي و معقول پيدا کنند.
گزارش دهي (Reportin): يعني آگاه نمودن کساني که مقام اجرايي در برابر آنها مسئول است و دادن اطلاعات در مورد آنچه در سازمان مي گذرد، که مدير در اجراي اين وظيفه زيردستانش را از پرونده هاي موجود در سازمان، تحقيقات و بررسيها آگاه مي سازد.
بودجه بندي (Budgeting) : يعني همه کارهايي که در قالب برنامه ريزي مالي، حسابداري و کنترل انجام مي شود.
اگر اين هفت وظيفه را به عنوان وظايف اصلي يک مقام ارشد اجرايي بپذيريم، نتيجه چنين مي شود که مي توان بر همين اساس در سازمان واحدهاي اجرايي و فرعي بوجود آورد. نياز به اين واحدها بطور کامل به بزرگي و پيچيدگي سازمان بستگي دارد. دربزرگترين سازمانها بويژه در آنجا که مقام ارشد اجرايي نمي تواند همه کارهايي را که به او واگذار کرده اند انجام دهد، شايد معقول اين باشد که براي هر يک از وظايف مزبور واحدي جداگانه بوجود آيد (شفريتزو استيون اوت، 1381،
170).
پس از اثر گيوليک انديشمندان ديگري نيز به تبيين وظايف مديريت نموده اند که اغلب آنها داير مدار وظايف برشمرده توسط گيوليک هستند و تفاوت اساسي با آن وظايف ندارند.
بسياري از انديشمنداني که در حوزه مديريت اسلامي نظريه پردازي و قلم فرسايي نموده اند اين رويکرد و چارچوب را انتخاب نموده اند (مکارم شيرازي،1369).
اين دسته از نظريه پردازان با برشمردن وظايف مديران سعي نموده اند تا با استناد به آيات، روايات و شيوه مديريت معصومين(ع) ديدگاه اسلام را درمورد نحوه ي انجام اين وظايف ارائه دهند.
از ميان کتب، مقالات، سخنرانيها و جزوات درسي که در زمينه مديريت اسلامي منتشر شده است شايد بيشتري درصد اختصاص به اين رويکرد دارد و افراد شاخص بسياري از دانشگاه و حوزه در اين موضوع به نظريه پردازي و کارتطبيقي پرداخته اند (چاوشي، 1388، 51).

مطلب مشابه :  مقاله رایگان دربارهبانکداری اینترنتی، استفاده از اینترنت، معادلات ساختاری

– رويکرد تأثير ارزش هاي اسلامي بر مديريت
اين ديدگاه، تأکيد ويژه اي بر ارزشها و نقش مهم آن در نظريه هاي مديريت دارد و مي کوشد تا، مناطق، محلها و منافذي که حضور ارزشها در تئوريهاي مديريت ظهور يافته است را معرفي کند، نظريه پردازان اصلي اين ديدگاه آيت الله مصباح يزدي، مرحوم دکتر منوچهر کيا و مرحوم دکتر عبدالله زنديه مي باشند.
در اين ديدگاه اعتقاد بر آن است که برخي از ديدگاه هاي مديريت اسلامي که در اين فصل به آن اشاره شده به طور عميق به مبحث مديريت اسلامي نپرداخته اند. بلکه کساني که مي خواهند صادقانه، صميمانه و صبورانه در اين زمينه ي مديريت اسلامي تحقيق کنند بايد ديدگاه تيزبين خود را به افق دوردست بدوزند و از شتاب و عجله پرهيز کنند و در پي برداشت نتيجه عملي و فوري از اين مباحث نباشند. اگر مسائل به صورت بنيادي حل نشود، اين کاروان هيچ وقت به مقصد نخواهد رسيد. بايد ريشه ها را بررسي کرد و با تحقيق به اين واقعيت واقف شد که معارف و ارزشهاي اسلامي بسيار ريشه دار و خلاصه اينکه بايد بررسي کرد که :
اولاً ديدگاه اسلام در مورد شناخت ” هستي” چيست؟
ثانياً ديدگاه اسلام درمورد شناخت ” انسان” چيست؟
ثالثاً ديدگاه اسلام در مورد “ارزشها” چيست؟
هستي شناسي، انسان شناسي و ارزش شناسي، ريشه هاي اوليه مباحث عميق اسلامي از جمله مديريت اند. علاوه بر تبيين، بايد روش شود که اساس اين ارزشها چيست و چرا آنها را ” اسلامي ” مي گويند. لذا سير منطقي بحث به ترتيب عبارت خواهد بود از شناخت شناسي، هستي شناسي، انسان شناسي، ارزش شناسي و رابطه آن با دين در نهايت کيفيت تأثير نظام ارزشي در مديريت (مصباح يزدي، 1376).
اساساً هر رشته اي از رشته هاي علوم انساني با “انسان شناسي” ارتباط دارد. زيرا موضوع و محور آن “انسان” است. مديريت هم به عنوان رشته اي از علوم انساني از “انسان شناسي” بي نياز نيست، زيرا علم مديريت از جمله علوم کاربردي است که برخلاف علوم محض مانند رياضي، شيمي و فيزيک بخشي از دستاوردهاي آن ” مرتبط با ارزشهاي مورد قبول جامعه و يا سازمان خاصي است، لذا در مديريت نياز بيشتري به “انسان شناسي” احساس مي شود، زيرا در مباحث نظري مديريت، اين موضوع مطرح است که آيا مي توان ارزشهاي اخلاقي را جايگزين سيستم کنترل نمود يا اصلاً سيستم کنترل جايگزين ندارد، تقريباً تمامي تحقيقات در مديريت به اين نتيجه رسيده اند که رواج ارزشهاي اخلاقي، تا حدي مي تواند جانشين سييستم کنترل شود، پس بدين لحاظ ارزشهاي اخلاقي بايد مورد بررسي قرار گيرد.
از ديدگاه اسلام، ارزشها از کيفيت رابطه رفتار انسان با هدف نهايي به دست مي آيد؛ يعني، عملي ارزش حقيقي دارد که در راستاي هدف نهايي او باشد. به عبارت ديگر، ارزشها، پلي ارتباطي بين وضع موجود انسان با وضع مطلوب و ايده آل او هستند اين يک واقعيت است و تابع هيچ قراردادي هم نيست، پس براي پي بردن به ارزش انساني و کمال او بايد موقعيت انسان، مقصد و هدف نهايي او را بشناسيم. تا زماني که هدف نهايي او شناخته نشود، نمي توان گفت که از چه راهي مي تواند به آن هدف برسد (هدايتي، 1381، 37 – 32).

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعاصول اخلاقی، شهودگرایی، تربیت اخلاقی

فصل سوم
روش تحقيق

1-3- روش تحقيق
بعد از بيان و تحديد موضوع، بيان ضرورت ها و اهداف آن و مباني نظري پژوهش، قدم بعدي در انجام تحقيق، انتخاب يک روش و بيان علت انتخاب آن است. اين انتخاب نياز به دانش و اطلاع کافي از روش هاي تحقيق وکاربرد هر يک از اين روش ها دارد. ولي قبل از تعريف و تبيين روش تحقيق مورد استفاده در اين پژوهش لازم است توضيحات مختصري از واژه هاي روش، تحقيق و روش تحقيق ارائه شود.
روش : روش به معناي “پيش گرفتن راه” يا “معين کردن گام هايي” است که براي رسيدن به يک هدف معين و با نظم خاصي برداشته مي شود. ويژگي هاي روش علمي عبارتند از : نظام مند بودن، عقلايي بودن، واقعيت گرايي و برخوردار از روح علمي (خاکي، 1388،141).
تحقيق : پيرامون تحقيق تعاريف متعددي آمده است از جمله : بررسي کامل موضوع به گونه اي منظم و منسجم و بر اساس روش هاي عيني و غير مشهودي که به منظور کسب اطلاعات يا کشف اصول وابسته به آن صورت مي پذيرد (خاکي، 1384، 168). و نيز گفته اند: مقابله و مقايسه انديشه با واقعيت (ساده، 1375، 3).
تحقيق به جهت روش است که اعتبار مي يابد نه به لحاظ موضوع تحقيق. لذا اعتبار د
ستاوردهاي تحقيق، تحت تاثير اعتبار روشي است که براي تحقيق برگزيده شده است.
انجام کارها بر اساس راه و روش مشخص در آيات و احاديث نيز مورد تأکيد قرار گرفته است. در ذيل آيه شريفه ” وأتُو البُيُوت مِن اَبوابِها “(بقره، آيه 189) از امام باقر (ع) نقل شده است که “اِنَّ معناه ليس البرّ بِاَن تأتوا الامور من غير جهاتها و ينبغي ان توتي الامور من جهاتها ؛ ايَّ الامورکان “(قمي، 1376، 260).
معني آيه چنين است :خوبي اين نيست که کارها را از غير جهت و مسير خودش انجام دهيد بلکه شايسته اين است که هر کاري را از مسير خودش انجام دهيد.
بنابراين با توجه به تعاريفي که از واژه هاي روش و تحقيق آورده شده مي توان روش تحقيق را چنين تعريف کرد : “روش تحقيق مجموعه هايي از قواعد و ابزار وراه هاي قابل اطمينان و نظام يافته براي بررسي واقعيتها، کشف

دیدگاهتان را بنویسید