راه حل ها

راز ثروت – دستور العمل جامع و کامل ـ مديريت ذهن ـ قانون جذب

دانلود پایان نامه

حتما تا به حال بارها شنيده ايد كه به هر چه فكر كنيد همان ميشويد يا ان را به دست مياوريد.شايد بگوييد اين تنها يك ايده يا حرف زيباست ولي ما در اين بخش سعي داريم با ارائه دلائلي به شما نشان دهيم كه ذهن انسان چه توانائي هاي اعجاب انگيزي دارد.اين مباحث رادر چند بخش ارائه خواهيم داد .

1-آنچه را مي خواهيد آرزو كنيد .

كيهان مثل غول چراغي است كه از ذهن و آرزوهاي شما دستور مي گيرد در واقع شما با ذهن خود به كيهان سفارش مي دهيد در واقع آنطور كه شما فكر مي كنيد خداوند در هنگام خلقت رسالت خاصي بر عهده اي تك تكان نگذاشته بلكه خلق شده ايد تا او را در خوشي و نا خوشي زندگيتان بيابيد و از هستي لذت ببريد خلق شده ايد تا آنچه كه مي خواهيد باشيد پس فقط از ميان همه خوبيها آرزوهاي خود را انتخاب كنيد در واقع مرحله اول خوشبختي اين است كه:

خود ر ا بشناسيد !

يعني قوانين ذهن خود را بشناس اينكه چه مي خواهد و چه توانايي اعجاب انگيزي دارد:

قوانين ذهن:

1-زبان ذهن :درمورد اهداف آرزوها و اتفاقات اطرافات مثبت فكر كن .اين مطلب ثابت شده كه ذهن همه انسانها امواجي را به اطراف مي پراكند و امواجي را از محيط مي گيرد در نتيجه منفي بافي و فكر بد كه در دين زرتشت به پندار بد معروف است اثر بد روي محيط و خود فرد مي گذارد (افسرده دل افسرده كند انجمني را )اساسا اين قانون ذهن بشر است كه به افعال و افكار مثبت پاسخ مثبت و به افعال و افكار منفي پاسخ منفي مي دهد .

ترکیب ذهن ومدیریت آگاهی و موفقیت را در پی دارد.اگر،برای لحظه ای بتوانیم باور داشته باشیم که ۱۰۰ درصد مدیریت ذهن امکان پذیر می باشد،آنگاه حاصل آن بایستی ۱۰۰ درصد موفقیت باشد.اکنون به خودتان بنگرید و دریابید که قبلا” چه مقدار مدیریت ذهن داشته اید! برای کمک به این روند ما به بعضی از عادت های سوء مدیریت می نگریم.
۱/ اگر به خود شک داشته باشید، آیا این مدیریت ذهن خوبی است؟ نه
۲/ اگر احساسات داشته باشید که شما را از انجام دادن کارهایی که دوست دارید انجام دهید بازدارند، آیا مدیریت ذهن خوبی است؟ نه۳/ اگر نگران باشید ، آیا مدیریت ذهن خوبی دارید؟ نه
۴/ اگر تاسف بخورید ، سرزنش کنید ، قضاوت کنید ، احساس گناه کنید و … آیا مدیریت ذهن خوبی دارید؟ نه
اکنون از خودتان سؤال کنید چقدر خوب ذهنتان را مدیرت کنید و پاسخ را به درصد بدهید، چه مقدار؟

اگر۵۰ درصد ذهنتان را خوب مدیریت کنید اکنون می دانید موفقیت شما نیز ۵۰ درصد است.این نشان می دهد که چقدر موفق هستید! آیا این مقدار موفقیت برای شما کافی است؟

با توجه به مشغله‌های مختلف روزمره برای افراد وشرایطی که پیرامون اکثریت ما وجود دارد وبهداشت روانی ما را با مشکلات فراوانی رو به رو می‌کند، اهمیت مدیریت کردن بر ذهن بیش از پیش نمایان می‌شود. از بهترین راهکارهایی که در این زمینه پیشنهاد می‌شود، صافی ذهن است. بدین منظور لازم است یک صافی را در ذهن تصور کنیم که از ورودی بعضی از افکار جلوگیری می کند. در واقع ما باید برخی از افکار آزار دهنده ومخرب را پشت این صافی نگه داریم .

( ایسنا )
برای آنکه انسان موفقی باشید و در زندگی به اهداف خود برسید باید کنترل فکر و ذهن خود را در دست بگیرید :

۱/ خود ر ا بشناسیدیعنی قوانین ذهن خود را بشناس اینکه چه می خواهد و چه توانایی اعجاب انگیزی دارد
( قوانین ذهن : درمورد اهداف آرزوها و اتفاقات اطرافات مثبت فکر کن .این مطلب ثابت شده که ذهن همه انسانها امواجی را به اطراف می پراکند و امواجی را از محیط می گیرد در نتیجه منفی بافی و فکر بد که در دین زرتشت به پندار بد معروف است اثر بد روی محیط و خود فرد می گذارد (افسرده دل افسرده کند انجمنی را )اساسا این قانون ذهن بشر است که به افعال و افکار مثبت پاسخ مثبت و به افعال و افکار منفی پاسخ منفی می دهد .
مغز خاصیتی دارد که هر گاه چیزی را که دوست دارید به شکل من می خواهم دنبال کنید وتجسم نمائید به آن میرسید ولی افکار سلبی مثل من نمی توانم -ای کاش -اگرو یا حسرت کشیدن سبب اندوه و شکست شما می شود )

۲/آنچه را می خواهید آرزو کنید
جهان غول چراغی است که از ذهن و آرزوهای شما دستور می گیرد در واقع شما با ذهن خود به کیهان سفارش می دهید در واقع آنطور که شما فکر می کنید خداوند در هنگام خلقت رسالت خاصی بر عهده ای شما نگذاشته بلکه خلق شده اید تا او را در خوشی و نا خوشی زندگیتان بیابید و از هستی لذت ببرید خلق شده اید تا آنچه که می خواهید باشید پس فقط از میان همه خوبیها آرزوهای خود را انتخاب کنید.

۳/ من قادرم انجام دهم
استفاده از محرکاتی برای فرار از بحران و رسیدن به مرحله‌ای که آن را موفقیت می‌نامیم، مهم‌ترین قسمت کار هر فرد است.یکی از این محرکات بیان جملاتی همچون « می‌توانم ، پس حتماً می‌توانم انجام دهم » دارای اعجاز نهفته‌ای هستند که هر فرد را در هر مرحله از خود دگرگون کرده و بیش از پیش مصمم می‌سازد .

۴/همیشه برای رسیدن به خواسته هایم پیگیری و تلاش خواهم کرد

۵/ ازخود ودیگران یاد بگیریم
این یادگیری می‌تواند شامل ۲ بخش عمده باشد :
الف) یادگیری و به‌نوعی عبرت از خطاهای خود و دیگران.
ب)یادگیری و الگوبرداری از موفقیت‌های خود و دیگران.

خیلی جالب است وقتی قبول می‌کنید که اشتباهاتی در زندگی داشته‌اید. بیشتر از هرکسی به خود کمک کرده‌اید که در کمترین مدت قدم در راه اصلاح اشتباهات و رسیدن به کامیابی بردارید .
(اوشو می گوید هر چه می خواهید اشتباه کنید ولی اشتباهی را هرگز دوبار تکرار نکنید، بدنبال دل خود بروید، اگر خطا رفتید اشکالی ندارد به رشد شما منجر خواهد شد. )

X

راز ثروت

راز و ثروت

دابلیو کلمنت استون :

برای جذب پول باید همه حواست متوجه پول و ثروت باشد. اگر به این فکر کنی که به اندازه کافی پول نداری، غیر ممکن است بتوانی پول بیشتری جذب زندگی ات بکنی زیرا در این صورت همه افکارت متوجه پول کافی نداشتن می شود. اگر همه حواست را روی پول کافی نداشتن متمرکز کنی، برای خودت شرایط بیشتری برای بی پولی یا کم پولی فراهم می کنی. باید حواست را متوجه فراوانی پول و ثروت کنی تا پول و ثروت وارد زندگی ات شود.

پول وثروت رابه خودت جذب کن

علت اینکه کسی پول کافی ندارد این است که با افکارش مانع آمدن پول می شود. هر نوع افکار، احساسات و عواطف منفی مانع رسیدن چیزهای خوب، از جمله پول، به تو می شود. دنیا مانع رسیدن پول به دست تو نمی شود زیرا همه پولی را که می خواهی همین حالا در دنیا موجود است. اگر به اندازه کافی پول نداری، علتش این است که مانع جریان پول به زنگی ات می شوی و این کار را با افکارت انجام می دهی. باید در ترازوی ذهنت کفه پول بیشتر از حد نیاز داشتن، سنگین تراز کفه کمبود پول باشد. برای این کار باید بیشتر به ثروت و فراوانی فکر کنی. وقتی به پول نیاز داشته باشی، احساس نیرومندی در وجودت شکل می گیرد و بنابراین از طریق قانون جذب، نیاز به پول راجذب می کنی و این اصلاً خوب نیست.

می خواهم رازی را برایتان بگویم. راه میان بر برای رسیدن به هر چیزی که در زندگی ات می خواهی این است که همین حالا شاد باشی و خوشی را احساس کنی! این سریع ترین راه رسیدن به پول و هرخواسته دیگری است که داری. قانون جذب در واقع افکار و احساسات عمیق درونی ات را در زندگی ات منعکس می کند.

“می دانم اکثر مردم چه فکر می کنند. آنها می گویند: «چطور می تونم پول بیشتری به دست بیارم؟ چطور می تونم سرمایه بیشتری داشته باشم؟ مگه می شه به این راحتی ثروتمندتر و خوشبخت تر بشم؟ درسته که من کارم رو دوست دارم ولی این ممکن نیست که بشه از عهد همه قرض و قوله ها بر اومد درحالی که می دونم میزان درآمد سقفی داره و بیشتر از اون ممکن نیست. چطور می تونم حقوق بیشتری بگیرم؟» این کارآسان است :بخواه تا بشود! این مورد بر می گردد به مسئله ای که درتمام طول کتاب در موردش صحبت کرده ایم. کارتو این است که به هستی بگویی دقیقاً چه می خواهی. اگر یکی از چیزهایی که می خواهی پول است، بگو چقدر پول می خواهی. مثلاً بگو :«من می خوام 30 روز دیگه 25000 دلار به صورت غیر منتظره به دستم برسه.» یا به هر صورت دیگری که می خواهی پول به دستت برسد فرقی نمی کند. مهم این است که باید با تمام وجود باور داشته باشی که به خواسته ات می رسی.”

اگر در گذشته فکر می کردی تنها راهی که ممکن است از آن پولی به دستت برسد شغلت است، فوراً این فکر را از ذهنت بیرون کن. هیچ می دانی که اگر به این طرز فکرت ادامه بدهی، همین فکر باید در زندگی ات تحقق پیدا کند؟ این طور فکرها به هیچ دردت نمی خورند.

بعد از مدتی هم با خودشان می گویند:«من نمی تونم این کار رو بکنم.» در این صورت حدس می زنید چه اتفاقی بیفتد؟ هستی در جواب این افراد می گوید: «درخدمتم ارباب.

فرمان شما را اطاعت می کنم.» و به این ترتیب نمی توانند در آمدشان را دو برابر کنند.”

حالا که با راز بزرگ آشنا شده ای. وقتی شخصی را ببینی که ثروتمند است می دانی که بیشتر

افکار چنین فردی در مورد ثروت است نه کمبود پول و به همین دلیل آگاهانه یا نا آگاهانه

ثروت را به خودش جذب می کند. این افراد فقط به ثروت فکر می کنند و با این کارشان دنیا، مردم، شرایط و وقایع را طوری به حرکت در می آورند که آنها را به ثروت برساند.

هم آن را با این جمله جایگزین کردم: «پول، راحت به دست می یاد و همیشه همین طوره.» اوایل کار این جمله به نظرت دروغ می آید. باشد، چه عیبی دارد؟ بخشی از ذهنت می گوید: «دروغگو! اصلاً این طور نیست، پول درآوردن سخته.» باید حواست باشد که مدتی ذهنت با این دوایده بازی می کند و بل اتکلیف است که کدام درست است.»”

بخشیدن پول کار بسیار قدرتمندی برای جذب پول بیشتر است زیرا وقتی به کسی پولی

می دهی، در واقع می گویی «من خیلی پول دارم.» مطمئناً تعجب نمی کنی اگر بدانی که ثروتمند ترین مردم کره زمین بسیار انسان دوست هستند. آنها مبالغ هنگفتی به دیگران

X

راز ثروت

طنز/ 10روش برای پیشرفت و ترفیع گرفتن در کار

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

از كم به زياد رسيدم

اسدالله عسگراولادی: از كم به زياد رسيدم!

گروه بازرگاني- اسدالله عسگراولادی در گفت‌و‌گو با سایت «اقتصاد ایران» گوشه‌هايي ناگفته از جدوجهد شخصي و نيز فرصت‌هاي تجاري‌اي كه منجر به پولدار شدنش شده را روايت كرده است. بنا به گزارش سالانه «فوربس» عسگراولادي با بيش از 3/4 ميليارد دلار دارايي، در شمار پولدارترين مردان دنيا قرار دارد كه البته ناگفته پيداست با توجه به فقدان و ناشفافيت اطلاعات مالي ثروتمندان ايراني، نمي‌توان گفت او در ميان ثروتمندترين‌هاي ايراني در چه جايگاهي ايستاده است، اما هر چه هست مي‌توان حدس زد كه در رده‌هاي بالاي اين فهرست قرار دارد. بخش‌هايي از آن گفت‌و‌گو را مي‌خوانيد:

من اسدالله عسگراولادى هستم…

راز ثروت

چگونه می‌توان با کار کمتر، نتیجه بهتری گرفت؟

منبع: HBR

بیل، کارمندی است که بدون وقفه کار می‌کند. همه کارها را روی میزش جمع کرده و تمام روز از این جلسه به آن جلسه در رفت و آمد است. او حتی ناهار را هم پشت میزش می‌خورد. راستی به نظرتان آشنا نمی‌آید؟
در مقابل، نیک تقریبا 90 دقیقه پیوسته با انرژی کار می‌کند و بعد 15 دقیقه استراحت می‌کند و دوباره کار را از سر می‌گیرد. در ساعت 12:15 به مدت 45 دقیقه برای ناهار از شرکت خارج می‌شود یا در یک سالن ورزش در همان نزدیکی تمرین می‌کند. حدود ساعت 3 پشت میزش چشم‌هایش را می‌بندد و استراحت می‌کند. گاهی اوقات، این استراحت تبدیل به یک خواب نیمروزی 15 تا 20 دقیقه‌ای می‌شود. بالاخره، او بین ساعت 4:30 تا 5 به مدت 15 دقیقه برای پیاده روی بیرون می‌رود.
بیل، 10 ساعت در روز را به کار اختصاص می‌دهد. او کار را تقریبا با 80 درصد ظرفیت خود شروع می‌کند و مثل همیشه کار خود را طی روز انجام می‌دهد.
این ویژگی را قانون بازده نزولی می‌گویند. متوسط ظرفیت بیل طی 10 ساعت 60 درصد است که این یعنی او به طور موثر 6 ساعت کار مفید انجام می‌دهد.
***
تنها تعداد ساعت‌هایی که پشت میز نشسته‌ایم برای اندازه‌گیری ارزشی که ایجاد می‌کنیم کافی نیست. بلکه عامل تعیین کننده، انرژی است که در ساعت‌های کار صرف می‌کنیم. طبیعت انسان این گونه است که بین دریافت و مصرف انرژی خود، تعادل ایجاد می‌کند. نگه داشتن ذخیره ثابتی از انرژی (فیزیکی، ذهنی، حسی و حتی معنوی) مستلزم احیای متناوب آن است. اگر به روش نیک کار کنید، کارهای بیشتری انجام می‌دهید، زمان کمتری صرف می‌کنید، کیفیت بهتری ارائه می‌دهید و آستانه تحمل‌تان بیشتر خواهد بود.
سعی کنید محیط کاری را طوری تنظیم کنید که رابطه متعادلی بین کار زیاد و تجدید قوای واقعی برای کارمندان وجود داشته باشد. در این صورت، بهره‌وری، توام با انگیزه و رضایت شغلی کارمندان افزایش خواهد یافت.
در اینجا، به تحقیقی اشاره می‌کنیم که توسط ناسا با همکاری سازمان هواپیمایی فدرال از خلبانان در پروازهای خطوط حمل و نقل انجام شده است. به یک گروه از خلبانان اجازه داده شد که 40 دقیقه بین پرواز وقت خواب داشته باشند که عملا 26 دقیقه خواب واقعی داشتند. بعد از خواب، زمان متوسط هوشیاری آنها 26 درصد رشد کرد. ازخلبان‌هایی که نخوابیده بودند نیز در میانه پرواز تست مشابهی گرفته شد که مشخص شد زمان متوسط هوشیاری آنها 34 درصد افت داشته است. آنها همچنین 22 بار طی 30 دقیقه آخر پرواز چرت زده بودند که هر کدام بین 2 تا 10 ثانیه طول کشیده بود. در حالي که چنین وضعیتی برای خلبان‌هایی که خوابیده بودند، وجود نداشت.
من طی دهه 30 و 40 زندگی خود سه کتاب نوشته‌ام. هر روز از ساعت 7 صبح تا 7 شب پشت میز کارم می‌نشستم و بسیار تلاش می‌کردم که بتوانم تمرکز کنم.نگارش هر کتاب تقریبا یک سال طول می‌کشید، اما در مورد کتاب‌های جدیدم تصمیم گرفتم از متد دیگری استفاده کنم. این مدل به این صورت بود که در سه تایم90 دقیقه‌ای کار می‌کردم و بین هر یک استراحت می‌کردم.
هر دو کتاب را طی شش ماه به اتمام رساندم. یعنی تقریبا نصف زمانی که نگارش هر کتاب در گذشته برایم طول می‌کشید. وقتی کار می‌کردم، واقعا بر کار متمرکز بودم. وقتی تجدید قوا می‌کردم (مثلا با خوردن غذا یا مدیتیشن یا ورزش) واقعا احساس شادابی داشتم.

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

30 توصیه برای پس انداز در 30 روز چگونه به اوضاع مالی خودتان کمک کنید

30 توصیه برای پس انداز در 30 روز چگونه به اوضاع مالی خودتان کمک کنید

1. از خرید موادی که ضرورت چندانی ندارند ، بپرهیزید . بعضی مواقع ما وسایل یا احتیاجاتی را برآورده می کنیم که به آنها نیازی نداریم و فقط آنها را خریداری می کنیم که شاید یک روز به کار آیند .

2. اهل گردش هستید ؟
اگر فردی هستید که مدام به بیرون می روید و اهل گردش هستید بهتر است به جای اینکه هزینه ای را بابت تاکسی یا وسایل حمل و نقل پرداخت کنید ، مسیرهایی که کوتاه هستند را پیاده طی کنید تا هم سلامت باشید و هم اینکه پس اندازی کرده باشید .

3. در فروشگاه مواد غذایی ، چشمان خود را به خوراکی های وهم برانگیز ببندید و اجازه ندهید که شما را برای خریدن شان تشویق کنند .

4. هنگامی که پول به دست تان می رسد ، در یک لحظه به فکر خرید می افتید ؟
این فکر را از خود دور کنید و تنها مقداری از پول را برای این کار اختصاص دهید نه تمام مبلغ پول .

5. هر ماه مبلغی از مقدار پول را هر چقدر هم کم به خرید یک شی با ارزش اختصاص دهید : مانند خرید یک سکه کم عیار ، و …

6. اگر در بورس سهام دارید ، برای جلوگیری از ولخرجی های زیاد می توانید هر ماه یک سهم به سهامتان اضافه کنید .

7. مصرف خوراکی را کاهش دهید :
مقدار مواد خوراکی که مصرف می کنید را کاهش دهید : موادی مانند روغن خوراکی ، برنج و …

8. مقدار مصرف مواد شوینده را کمتر کنید :
برای شستن لباس کمتر از همیشه پودر لباسشویی استفاده کنید .

9. برای عصرانه به رستوران بروید :
اگر با دوستان خود زیاد به رستوران می روید ، سعی کنید در ساعات عصر این کار را انجام دهید . چون مسلما قیمت یک عصرانه ساده مثل قهوه ، چای با کیک بسیار کمتر از وعده ناهار یا شام است .

10. ورود نظافت چی ممنوع :
اگر خانم هستید و در حال خواندن این مقاله به جای اینکه از یک نفر برای ا نجام کارهای منزل کمک بگیرید بهتر است هر روز خودتان یک قسمت از کارها را ا نجام دهید تا نظافت منزل هر روز انجام شود و نیاز به گرفتن کمک برای انجام کارهای منزل نباشید .
در این صورت شما می توانید پولی را که قصد دادن به خانم نظافت چی را داشتید ذخیره کنید .

11 . راه حلی برای به دست آوردن پول هر چند ناچیز:
جای خالی شامپو ، شوینده ، کاغذهای بی مصرف را دور نیاندازید . شما می توانید این مواد را به مکان های خاصی تحویل دهید تا هم چرخه تجزیه و ساخت دوباره این مواد انجام شود و هم اینکه مبلغی را بابت تحویل این مواد دریافت می کنید .
درست است که این مبلغ بسیار ناچیز است و به چشم نمی آید اما شما می توانید با همین مبلغ کم بعضی از نیازهای روزمره تان را بدون کم شدن صندوق مالی تان انجام دهید .

12 . کارهای گذشته را ادامه ندهید :
برای اینکه پولتان ذخیره شود باید کمی از کارهایی که در گذشته انجام می دادید ، چشم پوشی کنید . مانند : لباس هایتان را خودتان اتو کنید و دیگر به خشک شویی ندهید ، کفش هایتان را خودتان واکس بزنید و به کفاشی ندهید و …

13.با دوستان تان دوره برگزار می کنید ؟
اگر با دوستانتان دوره دارید و هر ماه یکدیگر را ملاقات می کنید به جای اینکه به منزل یکدیگر بروید یا اینکه به رستوران بهتر است به محیط های سالمی مانند پارک بروید هم از هوای آزاد استفاده می کنید و نیز روحیه شما عوض می شود .
این کار دارای چندین فایده می باشد : شما می توانید در هزینه ها صرف جویی کنید ، از محیط تکراری منزل نیز خارج شوید .

14. تولد یکی از نزدیکانتان نزدیک است ؟
چرا همیشه با کادو دادن باید عشق و علاقه خود را اثبات کنید ، با رفتار صحیح ، محبت می توانید بهترین هدیه را بدهید .
سعی کنید هر روز سال برای تان به مانند تولد باشد نه یک روز خاص .
بسیاری از افراد فکر می کنند اگر یک هدیه گران قیمت بدهند باعث می شود که فرد مقابل رفتارهای گذشته شان را فراموش کند . اما باید بدانید هر فردی طالب رفتار خوب و صحیح است نه کادو های گران قیمت که فقط مختص یک روز هستند .

15. توصیه می کنیم در آخر هر فصل خرید کنید :
زیرا در اخر هر فصل تمام فروشگاه ها اجناس خود را به حراج می گذارند و شما میتوانید همان جنس و کالا را با قیمت نازل تری خریداری کنید .
این کار شما چندین فایده دارد : برای مثال خرید پوشاک :
زمانی که در آخر فصل خرید کنید ، در تمام طول سال و برای هر ماه از سال بهترین و شیک ترین پوشش را دارید در عین اینکه پول تان را پس انداز کرده اید . اجناس گران نیز نخریده اید .

16. در بعضی موارد پس انداز و آینده نگری اصلا درست نیست :
یکی از این موارد بیمه نامه ماشین است . شما نباید در این مورد خساست به خرج دهید باید ماشین خود را از هر لحاظ بیمه کنید .
یا بیمه ای که برای خودتان در نظر دارید را هر ماه پرداخت کنید زیرا در هنگام بیماری این بیمه نامه ها کمک وافری به شما می کنند.

17. غذایی که شبها مصرف میکنید را مختصر کنید :
غذایی شبها را به جای اینکه از بیرون تهیه کنید و یااینکه به پخت و پز مشغول شوید با یک غذای ساده بگذرانید .
غذای شب باعث چاقی شما می شود و چاقی نیز ام الامراض است و بیماری های دیگر را برمی انگیزد .

18. در مصرف آب ، برق نیز صرفه جویی کنید تا مبلغ فیش های پرداختی شما کاهش یابد :

19. برای مهمانی ها چند مدل غذا طبخ می کنید ؟
اگر همکارانتان یا دوستان تان را به منزل دعوت کرده اید به جای اینکه چندین مدل غذا درست کنید ، یا از بیرون غذا سفارش دهید ، بهتر است خودتان غذا را بپزید و اینکه تنها یک مدل غذا آماده کنید .

20. نوشیدنی های گران و مضر را تحریم کنید :
اگر هر روز عادت به نوشیدن ، نوشیدنی هایی مانند کوکا ، نوشابه و … دارید را حذف کنید . علاوه بر اینکه این نوشیدنی ها برای شما مضر هستند و باعث می شوند که به بیماری های دیابت ، چاقی مبتلا شوید و سلامتی شما را به خطر می اندازند ، همین طور باعث می شوند که شما هر روز مقداری از پول خود را برای خرید این مواد خوراکی خرج کنید .

21. اگر ماهانه مقدار زیادی پول به فرزندان تان می دهید ، این مقدار را کاهش دهید :
اجازه ندهید که فرزندتان به بهانه های مختلف از شما پول توجیبی بگیرد ، مبلغی را برای ماهیانه او مشخص کنید و در اول هر ماه آن مبلغ را به او پرداخت کنید نه اینکه هر زمانی که خواست از شما تقاضای پول کند و شما هم بعد از کمی ناراحتی و گله مندی مبلغ را به وی واگذار کنید .

22. سیگار می کشید؟
اگر فردی هستید که در طول روز وهفته چندین پاکت سیگار مصرف می کنید توصیه می کنیم مقدار استعمال سیگار را کاهش دهید ، سیگار در عین اینکه سرطان زاست باعث می شود که در ماه مبلغ زیادی را به سیگار اختصاص دهید .
اگر مبلغ هایی که در ماه بابت خرید سیگار هزینه می کنید را مورد توجه قرار دهید بسیار تعجب می کنید زیرا این مبلغ زیاد و چشم گیر خواهد بود .

23. آیا عادت به تفریح دارید ؟
چرا به جای اینکه تفریحات بیرون از منزل را انتخاب کنید ، تفریحات داخل منزل را انتخاب نمی کنید .
در صورتی که از منزل خارج شوید باید هزینه بنزین ماشین یا کرایه تاکسی را صرف کنید اما در داخل منزل نیز می توانید تفریحات سالمی داشته باشید و اوقات فراغت تان را پر کنید .
تفریحاتی مانند دیدن فیلم های روز دنیا ، بازی پازل ، مطالعه کردن ، صحبت کردن با همسر یا اعضای خانواده و …

24 . در ماه چقدر حقوق می گیرید ؟
مقدار حقوق ماهیانه خود را محاسبه کنید . اجازه ندهید خرج های شما برابر حقوق ماهیانه تان باشد . اگر این طور است خرج های بی موردی را ادامه ندهید .

25. برای هر روز تان مبلغی را کنار بگذارید :
برای هر روزتان مبلغی را کنار بگذارید ، هزینه تاکسی ، مترو و …. ، در پایان روز هر مبلغی که برایتان باقی مانده است را در یک قلک یا صندوقی قرار دهید و تا چند ماه شمارش این سکه ها و اسکناس های کوچک را نداشته باشید تا کمی بر آنها افزوده شود.

26. آیا زیاد با تلفن صحبت میکنید ؟
اگر از آن دسته از افراد هستید که با تلفن زیاد صحبت می کنند سعی کنید ، کمتر با دوستانتان صحبت کنید و بیشتر ملاقات حضوری داشته باشید یا از طریق اینترنت و ابزارهایی مانند یاهو مسنجر و … با آنها در ارتباط باشید تا هزینه مکالمات روزمره شما بخصوص هزینه تلفن های خارج از کشور و راه دور پائین بیاید .

27. نحوه استفاده از ماشین لباس شویی و ظرف شوئی :
ظرف هایی که در لباس شوئی هستند را چند روز یک بار شستشو می دهید ؟ سعی کنید لباس ها را هفته ای یک بار شست و شو دهید و در رابطه با استفاده از ظرف شوئی نیز ، در پاسی از شب که مصرف هزینه های برق کمتر است و دیگر ظرفی کثیف نمی شود ، استفاده کنید .

28. مبالغی که خرج می کنید را یادداشت کنید :
اگر شما هر روز مبلغی که خرج می کنید را یادداشت کنید باعث می شود آگاهی بیشتری داشته باشید و بدانید که در چند روز آینده پولتان تمام می شود پس کمی با درایت بیشتری ، پولتان را خرج میکنید .

29. از کارت های اعتباری استفاده کنید :
اگر شما فردی هستید که مدام از مترو و اتوبوس های تندرو استفاده می کنید ، توصیه می کنیم به جای اینکه هر روز بلیط مترو یا مبلغی را بابت استفاده از اتوبوس هزینه کنید از کارت های اعتباری مخصوص استفاده کنید تا در هزینه و زمان صرفه جویی کرده باشید .

30 . در آخر ماه :

راز ثروت

چگونه ثروتمند شویم-

اخطار: اگر به درویش مسلکی اعتقاد دارید و فکر میکنید هر کس پولدار است دزد است، این مطلب را نخوانید. ممکن است به اعتقادات تان توهین شود!

یادتان باشد هر ایده یا احساسی که در این رابطه داشتید، یادداشت کنید. این یادداشتها بعد ها خیلی به کارتان می آید.

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

شادی هم قیمت دارد

با این حساب ما کجا باید به دنبال شادی بگردیم؟ تحقیقات جدید در روانشناسی و اقتصاد نشان می‌دهند که پاسخ این سوال در این است که ما در حال حاضر چه چیزهایی داریم، دارایی‌هایی مثل دوستان و خانواده. راز شاد بودن تنها در این است که بخش بیشتری از زمان و توجه خود را صرف این تجربیات رضایت بخش و مملو از شادی کنیم. همان طور که ‌هایمن شاچتل گفته: «شادی داشتن آنچه که می‌خواهید نیست، بلکه خواستن آنچه دارید است».
1 – پول شادی کمی برای شما به همراه خواهد داشت
2 – دوستان انسان بیشتر از یک ماشین فراری جدید ارزش دارند
قیمت شادی: محققان با استفاده از مقیاس «لیکرت» توانسته‌اند روی اتفاقات مهم زندگی قیمت بگذارند که به این شرح است:
سلامت کامل: 1300000 پوند- ازدواج: 200000 پوند، مرتبا با همسایگان صحبت کردن: 120000 پوند، بازنشستگی: 114000 پوند، مرگ یک دوست: منفی 8000 پوند- مرگ یک فرزند: منفی 126000 پوند- طلاق: منفی 296000 پوند- مرگ همسر: منفی 312000 پوند (تمام این قیمت‌ها در سال اول اتفاق برآورد شده‌اند)
برای مثال در بریتانیا افزایش 1000 پوندی حقوق به افزایش حدودا 0007/0 نمره‌اي شادي (بر اساس مقیاس 7 نمره‌ای شادی)، انجامد. از سوی دیگر دیدن مداوم دوستان باعث افزایش شادی به میزان 161/0 نمره می‌شود. این آزمایش به این معنا است که مبادله یک زندگی اجتماعی با یک زندگی منزوی نیازمند افزایش حقوقی در حدود 161/0 تقسیم بر 0007/0 (برابر 230 هزار دلار در سال) است. این مبلغ از قیمت یک فراری 612 اسکاگلیتی بيشتر است.
3 – برنده شدن در قرعه‌کشی شما را به طور ناگهانی شاد نخواهد کرد
یکی از تعجب‌برانگیزترین یافته‌ها در تحقیقات اخیر این است که برنده شدن مبلغ 1000 پوند یا بیشتر در یک قرعه‌کشی یک شادی آنی برای شما به همراه نخواهد داشت. در عوض دو سال طول خواهد كشيد كه برنده از پولش لذت ببرد، این امر در تضاد کامل با اثر درآمد کسب شده روی شادی است: افزایش درآمد اغلب منجر به بهبودهای سریع در شادی یک فرد می‌شود (البته نه آنقدر که فکر می‌کند)، اما چرا لذت بردن از پول یک قرعه‌کشی دو سال طول می‌کشد؟ یکی از فرضیه‌ها این است که در حالی که تئوری‌های سنتی اقتصاد نوعا فرض می‌کنند که یک پوند تنها یک پوند است، واقعیت این است که بردن یک پوند مانند به‌دست آوردن یک پوند (به عنوان درآمد) نیست. براساس تحقیقاتی جدید درباره برندگان قرعه‌کشی مشخص شد که درآمد کسب شده از کار به عنوان پولی در نظر گرفته می‌شود که لایق آن هستیم، اما پول قرعه‌کشی اینطور نیست. برنده قرعه‌کشی نمی‌تواند به سرعت فکر کند که کاملا لایق پول است، چون بردن در قرعه‌کشی یک ناهماهنگی ناخواسته ایجاد می‌کند، چون برنده با اینکه از بردن شاد است، اما نمی‌داند که آیا واقعا لایق آن بوده یا نه، اما با گذشت زمان می‌تواند خود را قانع کند که لیاقت برنده شدن را داشته است که زمان بر است. ما همچنین متوجه شدیم که افراد به درآمدهای مختلف وزن‌های متفاوتی می‌دهند که مختص خودشان است: هدیه یا ارث نیز کاملا متفاوت از درآمد کار یا قرعه‌کشی دیده می‌شوند.

راز ثروت

علل و ريشه‌هاي فقر

نمي‌تواند خودش را جهت چشم‌پوشي از رضايت فعلي براي دستيابي به رضايت خاطري در آينده به نظم درآورد يا به اين خاطر كه هيچ حسي از آينده ندارد؛ بنابراين اين شخص شديدا اسراف‌كار و عاقبت‌نينديش است. هر چه كه قادر به مصرف فوري آن نباشد را بي‌ارزش تلقي مي‌كند. نيازهاي جسماني او (و به ويژه نياز به برقراري ارتباط جنسي) و علاقه او به «عمل» بر هر چيز ديگري – و يقينا بر تمام كارهاي روزمره او – تقدم مي‌يابند. او فقط به اين دليل كه براي زنده ماندن نياز است كار مي‌كند و از اين شغل بدون نياز به مهارتي خاص به شغلي ديگر جابه‌جا مي‌شود، بي‌ آن كه هيچ علاقه‌اي به كار داشته باشد.»

به خاطر لياقت يا به خاطر شانسپيشينيان ما معمولا در قضاوت راجع به برنامه‌هاي كمك و اعانه، اعمال تمايز دقيق ميان فقراي «لايق» و «نالايق» را ضروري مي‌دانستند، اما همان طور كه ديده‌ايم، انجام اين كار در صحنه عمل بسيار مشكل است. اين امر همچنين مشكلات فلسفي دردسرسازي را به همراه مي‌آورد. ما معمولا دو عامل مهم را به عنوان عوامل تعيين‌كننده فقر يا ثروت هر فرد مشخص در نظر مي‌گيريم كه عبارتند از «لياقت شخصي» و «شانس». «شانس» را تلویحا هر چيزي تعريف مي‌كنيم كه باعث شود وضعيت اقتصادي (يا غيره) هر فرد در مقايسه با آنچه شايستگي‌ها و تلاش‌هاي وي برايش به بار مي‌آورد‌، بهتر يا بدتر شود.
«هر چه كف درآمدي تضمين‌شده بالاتري را ايجاد كنيم، تعداد افرادي كه دليلي براي كار يا براي پس‌انداز نمي‌بينند، زيادتر خواهد شد.»
تعداد كمي از ما در بررسي اين نكته درباره خودمان منصفانه عمل مي‌كنيم. اگر نسبتا موفق باشيم، اكثرا موفقيتمان را به طور كامل به استعدادهاي ذهني يا تلاش شديد خودمان نسبت مي‌دهيم. اگر در دستيابي به آرزوهاي مادي و اين جهاني‌مان با ناكامي روبه‌رو شده باشيم، اين وضعيت را به بدشانسي و حتي شايد به شانس افتضاح خود ربط مي‌دهيم.
در صورتي كه دشمنان ما (يا حتي برخي از دوستانمان) بهتر از ما عمل كرده باشند، تمايل داريم اين موفقيت برتر آنها را عمدتا به خوش‌شانسي نسبت‌ دهيم.
اما حتي اگر مي‌توانستيم در هر دوي اين حالات تا حد زيادي منصفانه قضاوت كنيم، آيا همواره اين امكان وجود دارد كه بين نتايج «لياقت» و «شانس» تمايز قائل شويم؟ آيا اينكه فردي از پدر و مادري ثروتمند به دنيا آمده باشد و نه از والديني فقير، خوش‌شانسي نيست؟

همواره مساله مهم، تاثير كمك‌هاي بيروني بر انگيزه‌هاي افراد است. از يك سو بايد به خاطر داشته باشيم كه ضعف يا نااميدي شديد به بروز انگيزه منجر نمي‌شود. اگر به فردي كه واقعا از گرسنگي رنج مي‌برده است غذا دهيم، احتمالا در حال حاضر انگيزه‌هاي او را نه كاهش كه افزايش مي‌دهيم، اما هر گاه بيش از مقدار كافي جهت حفظ قدرت و سلامتي معقول به فردي بيكار كه داراي تني سالم است غذا دهيم و به‌ويژه اگر اين كار را براي مدت درازي ادامه دهيم، خطر تحليل و تضعيف انگيزه‌هاي او براي كار و پشتيباني از خودش را زياد مي‌كنيم. متاسفانه افراد زيادي هستند كه تنگدستي و فقر تقريبي را به داشتن شغلي دائمي ترجيح مي‌دهند. هر چه كف درآمدي بالاتري را تضمين كنيم، تعداد افرادي كه دليلي براي كار يا پس‌انداز نمي‌بينند، زيادتر خواهد شد. هزينه اين شرايط حتي براي جوامع ثروتمند نيز مي‌تواند دست آخر كمرشكن گردد.

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

چگونه سرمايه‌گذاري كنيم؟

سه‌ رويكرد سرمايه‌گذاري
چگونه سرمايه‌گذاري كنيم؟

مهدي علي نژاد ساروكلائي *

در ادامه به معرفي اين سه نوع سرمايه‌گذاري و بيان مزايا و ايرادات آنها پرداخته مي‌شود:
1.سرمايه‌گذاري منفعل(غير فعال)
سرمايه‌گذاري غير فعال، زماني رخ مي‌دهد كه شما به عنوان سرمايه‌گذار تصميم‌گيري را به دست شخص ديگري سپرده و در حقيقت زماني رخ مي‌دهد كه شما در تصميم‌گيري مرتبط با سرمايه‌گذاري دخالتي نداشته باشيد. به عنوان مثال شما سرمايه‌گذاري را به عهده مدير سرمايه‌گذاري خبره‌اي محول مي‌نماييد.
مزيت اصلي سرمايه‌گذاري غيرفعال اين است كه شما نيازي به داشتن تخصصي در ارتباط با سرمايه‌گذاري نداريد و همچنين شما نيازي به صرف زمان يا حتي هزينه‌هاي مازاد در ارتباط با سرمايه‌گذاري خود نخواهيد داشت.
ايراد اساسي اين نوع سرمايه‌گذاري نيز اين است كه اولا شما كنترل مستقيم روي پولتان را از دست مي‌دهيد و ثانيا بازده اين گونه سرمايه‌گذاري معمولا ناچيز مي‌باشد
از نمونه‌هاي بارز اين نوع سرمايه‌گذاري مي‌توان به حساب‌هاي پس‌انداز، اوراق دولتي، سرمايه‌گذاري در مستغلات و صندوق‌هاي مشترك سرمايه‌گذاري اشاره نمود. اغلب افراد براي بازنشستگي خود جهت بهره‌مندي از برخي امتيازات خاص مالياتي در سرمايه‌گذاري‌هاي غير فعال سرمايه‌گذاري مي‌نمايند كه البته اين موضوع در هر كشوري متفاوت است.
2.سرمايه‌گذاري فعال
در سرمايه‌گذاري فعال شما نقش فعالي در مديريت سرمايه‌گذاري خواهيد داشت. اين شكل از سرمايه‌گذاري مي‌تواند تمركز و ديد بلندمدتي روي خريد و نگهداشت پرتفوي سهام داشته باشد يا مي‌تواند نگاه كوتاه مدتي همانند معامله قراردادهاي آتي داشته باشد.
براي انجام صحيح سرمايه‌گذاري فعال شما نيازمند دانش كافي، ابزار و استراتژي‌هاي مورد استفاده در سرمايه‌گذاري هستيد. شما همچنين نياز به درك مفاهيم و اصول اساسي نظير زمان تشكيل پرتفوي بهينه، نحوه كاهش زيان و تحليل بازار خواهيد داشت. علاوه بر اين شما مي‌بايست از توانايي بالايي جهت به كارگيري اين استراتژي‌ها در مواقع لزوم برخوردار باشيد كه مورد آخر معمولا مشكل‌ترين جنبه سرمايه‌گذاري فعال مي‌باشد.
مزيت سرمايه‌گذاري فعال، قدرت اعمال كنترل بيشتر روي سرمايه‌گذاري نسبت به سرمايه‌گذاري غيرفعال و نيز توانايي بالقوه بالاتر جهت كسب سود از ديدگاه نظري است و عيب اين گونه سرمايه‌گذاري ،صرف زمان در كسب دانش مورد نياز و مهارت لازم جهت مديريت سرمايه‌گذاري‌ها و همچنين احتمال تحمل زيان بالقوه نسبت به سرمايه‌گذاري غيرفعال مي‌باشد. از نمونه‌هاي بارز سرمايه‌گذاري فعال مي‌توان به سرمايه‌گذاري در سهام، اختيارات، معاملات آتي، معاملات ارزي، خريد و نگهداشت پرتفوي بهينه سهام، خريد و نگهداشت اموال تجاري، مسكوني و مستغلات اشاره نمود.
3.سرمايه‌گذاري مولد
با سرمايه‌گذاري مولد شما حقيقتا سرمايه‌گذاري را در جهتي كه منجر به سود بيشتر مي‌شود، سوق مي‌دهيد. اين شكل از سرمايه‌گذاري نيازمند مقدار زيادي مهارت و تجربه مي‌باشد، ليكن اگر شما داراي مهارت و تجربه كافي شويد ،قادر خواهيد بود به منافع زيادي دست پيدا نماييد. به همين دليل، سرمايه‌گذاري مولد اغلب تحت عنوان «تبديل فكر به پول» تعبير مي‌شود.
از معايب آن نيز نياز به داشتن بالاترين درجه از دانش، استقراض مجموع زيادي از پول و همچنين احتمال بالقوه بسيار بالاي تحمل زيان در صورت اشتباه را مي‌توان نام برد.
نمونه‌هاي بارز سرمايه‌گذاري مولد شامل توسعه املاك، نوسازي املاك، اصلاحات تجاري و توسعه، بازاريابي محصول جديد و… مي‌باشد.
در پايان هنگامي ‌كه شما در حال تصميم گيري در ارتباط با اين سه طبقه از سرمايه‌گذاري هستيد، مي‌بايست به برخي موارد نظير: سطح دانش و تجربه خود، نقاط قوت و ضعف، دسترسي خود به منابع شامل پول و زمان و به خصوص عوامل شخصيتي خود شامل مهارت مديريت زمان، مهارت تصميم‌گيري، تحمل ريسك و انضباط شخصي توجه نماييد، البته بسياري از مشاوران خبره جهت كمك به شما در هريك از اين طبقه‌ها و نيز بسياري از منابع جهت كسب دانش و تجربه وجود دارد.

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

راهكارهاي ساده‌اي براي پولدارشدن

این‌ها چیزهایی است که فورا به ذهن من می‌رسد:
4 – اگر شما هنوز دهه‌های کاری‌ای را در پیش رو دارید، من برنامه‌ای برای تهدیدی که می‌تواند تورم بالا برای شما ایجاد کند دارم. با انباشت سرمایه به صورت دارایی فیزیکی، یعنی مقداری کافی سکه‌ طلا و نقره که خانواده‌ شما را همیشه در هنگام خطر بالای جزر و مدها قرار می‌دهد.

علي عليه‌السلام:

راز ثروت

آرمان جوانی

تیم هارفورد
مترجم: گلچهره پاکدل
اقتصاددان عزیز
اگر یک جوان باهوش و با اراده، امروز تصمیم بگیرد که خدمتی تا جای ممکن بزرگ به جامعه‌اش بکند، بهتر است که تاثیر کوچکی بر یک موضوع بزرگ بگذارد (مثل سیاست فدرال) یا مساله کوچکی را بگیرد و یک عمر برای حل آن تلاش کند (مثل یافتن درمان یک بیماری خاص یا ارتقای سطح آموزش در کشور)؟
جوان

جوان عزیز

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

داستان توماج

برای خودم مهلتی یکماهه در نظر گرفتم و با خود گفتم: توماج! فقط یکماه فرصت داری. بیست سال را اینگونه زندگی کردی و امروز ناراحت و نگرانی. پس بیا و یکماه به اراجیف روانشناسان و مشاوران گوش بده…

به زودی همه چیز تغییر کرد. کمتر تمایل به جلب توجه داشتم. کمتر به دنبال اسیر می گشتم و کمتر حاضر می شدم قربانی باشم. مسئولیت کلیه زندگی خود را به عهده گرفته بودم… مسئولیت تمام زندگیم را در گذشته و آینده به عهده گرفتم و جدی خودم را صدا زدم. بلند و رسا گفتم توماج این تویی! این تویی! هر چه پیش آمده، هر چه داری و هر چه اتفاق بیفتد تنها از این روست که تو اینگونه می خواهی…
مسئولیت خودم و رفتارم را عهده گرفتم و دیری نپائید که به شادی رسیدم. کابوس های شبانه به خواب های لذتبخش و آسوده تبدیل شد. جای اخم از وسط ابروهای پرپشتم که بیشتر باعث می شد خشمگین و عصبانی جلوه کنم محو شد و جای آنرا چال روی صورت و خنده پر کرد. حالا دیگر می خندیدم و سرشار از هیجان بودم. عاشق ارتباطات جدید بودم. دوستان موثری یافته بودم و دوستان بی مصرف گذشته را رها کرده بودم.

زندگی عجیب است. از عمق نا امیدی و شکایت به اوج اعتماد و اطمینان و رضایت رسیده بودم. نه حکومت را مقصر عقب ماندگی خود می دانستم نه دیگر به فرهنگ و سنت ها اعتراض می کردم و نه پدر و مادر و دیگران را عامل کند بودم و اندوهم می دانستم.
همه چیز از آن من بود. عاشق تجربه موقعیت های جدید بودم و می دانستم که این خودم هستم که موقعیت های جدید را از بین یکدیگر تمیز می دهم و انتخاب می کنم. این من هستم که آنها را ادامه می دهم و این من هستم که مشخص می کنم چگونه به سرانجام برسند.

شخصیت متفاوتی شده بودم. درست است که قبول مسئولیت، مخصوصا آن اوایل سخت و طاقت فرسا بود اما زمانی که اولین آثار آن برایم نمایان شد تلاشم را چند برابر کردم و به خودم قول دادم برای احترام به شخصیت خودم هم که شده است تا به آخر دوام آورم و تا به نتیجه نرسیده ام متوقف نشوم.

سختی ها گذشت و به لذت قبول مسئولیت رسیدم. استقلال را احساس کردم و به احساس واقعی آن پی بردم. نه تنها آزاد شده بودم بلکه معنی واقعی آزادگی را نیز می دانستم. من سرباز اهداف مثبت در زندگی خویش شده بودم و خالصانه و صادقانه برای پیروزی در صحنه سخت و دشوار نبرد مبارزه می کردم. آنگونه مبارزه می کردم تا سابقه و اندیشه و زندگینامه من به عنوان یک هدف در فیلم ها آورده شود، داستانم تا ابد برای جوانان نقل شود، به عنوان یک الگو در کتاب درسی بچه ها از من بگویند و نامم را بر هر میدان و کوچه و خیابان در سراسر جهان بگذارند.

من خودم را دیدم، من خودم را شندیم و خودم را درک کرده بودم. من با خودم آشنا شدم و به قدرت های عظیم وجودی خویش ایمان آورده بودم. من، دیگر تنها نبودم چرا که از آن پس، برای همیشه با خودم بودم…

امروز من شاد و خوشبخت و خرسند و پر از هیجانم و می خواهم تا آموخته ها و موفقیت هایم را با دیگران سهیم شوم. ببینم، آیا شما هم یک دوست جدید می خواهید؟!

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

موفقيت شغلي

پاسخ شما تعیین کننده است. اگر می گوئید بله، همین تجارت را ادامه می دادم و از آن برای بهتر شدن تجارتم استفاده می کردم به شما تبریک می گوئیم. در مسیر درستی به حرکت در آمده اید و اگر می گویدئ خیر، باز هم به شما تبریک می گویم. چون با این واقعیت مواجه شده اید که کار فعلی مناسب شما نیست!

به هر صورت اقدام کنید و ما را هم در این اقدام همراه و یاور خود بدانید.ما به شما کمک می کنیم تا با اصول و قوانین آشنا شوید، ما به شما کمک می کنیم تا تجارت خود را گسترش دهید، ما به شما کمک می کنیم تا با فناوری های جدید و مهم آشنا شوید، ما به شما کمک می کنیم تا تیم و کارمندانی حرفه ای و موثر داشته باشید. ما به شما کمک می کنیم تا بتوانید ترفیع درجه بگیرید و نهایتا ما به شما کمک می کنیم تا تجارتی جاودانه داشته باشید.

در سمینار های تخصصی ما شرکت کنید، فیلم های آموزشی ما را تماشا کنید و در ماشین و پیاده رو و هر کجا که می شود نوار های آموزشی ما را گوش کنید. کتاب های ما را بخوانید و در جلسات مشاوره ما شرکت کنید تا آینده تجاری شما را متحول کنیم.

آنقدر به شما و خودمان ایمان داریم که تمامی خدمات خود را با ضمانت برگشت پول برای مدت یکسال تضمین کرده ایم. این تنها یک تبلیغ نیست. آنقدر مطمئنیم و آنقدر موفقیت دیگران که با مشاوره و کمک ما همراه بوده است باور ما را نسبت به خود و دانسته هایمان مطمئن تر از همیشه ساخته است که چنین تضمینی را مکتوب به شما ارائه می دهیم.

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

پیوندهای روزانه

راز و ثروت
كارگزاري مفيد
سيگنال بورس
بورس تهران آي آر بورس
بورس پرشيا
فناوري بورس تهران تي ست
نمابورس

راز ثروت

مدیریت بدهی ها

تعهدات مالی و بدهی ها یکی از مواردی است که در حال حاضر همه ما به آن گرفتار هستیم ولی کمتر به مشکلات آن توجه می کنیم. داشتن بدهی را در زندگی امروزه بسیار عادی می دانیم و زندگی بدون بدهی را فقط برای افراد بسیار ثروتمند ممکن می دانیم.

از مهم‌ترین بدهی های فردی می‌توان موارد زیر را نام برد:

بدهی وام تحصیلی
بدهی به کارتهای اعتباری
بدهی به Line of Credit
بدهی به خرید های مدت دار از فروشگاه بزرگ
بدهی به اشخاص

بدهی خوب(Good debt)
بدهی بد(Bad debt)

در مدیریت بدهی ها سعی می‌شود تا بدهی های بد هرچه سریعتر بازپرداخت شده و تا حد امکان سهم بدهی های خوب در مجموع بدهی ها افزایش یابد. برای این منظور از راهکارهای زیر کمک گرفته می‌شود:

بازپرداخت سریع بدهی های با بهره بالا
گرفتن وام با بهره پایین و بازپرداخت بدهی های با بهره بالا
تجمیع بدهی ها در بدهی های با بهره پایین

راز ثروت

برنامه ریزی برای زمان بازنشستگی

تخمین میزان نقدینگی مورد نیاز در زمان بازنشستگی

از سوی دیگر دوران بازنشستگی ممکن است پرهزینه نیز باشد اگر درصورتیکه قصد سفرهای پرهزینه و پرکردن زمانهای فراغت خود را با تفریحات گران داشته باشید.

آنچه که نباید فراموش کرد تأثیر تورم در این اعداد است، ده هزار دلار امروز با ده هزار دلار در ده سال دیگر که بازنشسته خواهید شد، دارای ارزش نقدینگی برابر و قدرت خرید یکسان نخواهد بود. در نظر گرفتن این تورم به کارآیی برنامه شما کمک خواهد کرد و درصورت فراموشی آن برنامه بازنشستگی بازده خوبی نخواهد داشت. برای این منظور و مقابله با تورم باید تا حد امکان پس انداز خود را افزایش دهید و مبالغ فوق را در سرمایه گذاری های مشارکت دهید که بازگشتی مناسب در طولانی مدت خواهند داشت، تا تأثیر تورم را خنثی کرده و یا به میزان قابل توجهی کاهش دهند. مهم‌تر از تمام موارد فوق، گروهی از اتفاقات خاص و غیر منتظره است که می‌تواند بر هزینه‌های شما در این دوران بیفزاید.

اتفاقات خاص و تأثیر آنها در نیازهای زمان بازنشستگی

متخصصان برنامه ریزی بازنشستگی و برنامه ریزی مالی توجه شما را به این نکته جلب می‌کنند که ” هزینه‌های نگداریهای خاص و هزینه‌های مراقبت های خاص پزشکی در دوران سالمندی به معنی نیاز به نقدینگی بیشتر در دوران بازنشستگی است.” موارد زیراتفاقاتی هستند که می‌توانند تأثیر بزرگی در برنامه ریزی بازنشستگی شما بگذارد.

ازکار افتادگی
مراقبتهای خاص دوران سالخوردگی
بیماریهای خاص و مراقبتهای ویژه پزشکی
فوت یکی از اعضای اصلی خانواده و تأثیر آن در درآمد و منابع مالی خانواده

هر یک از اتفاقات فوق اگر پیش از زمان بازنشستگی اتفاق افتند، می‌توانند اثر بزرگی در روند تکمیل و حصول به اهداف مورد نظر داشته باشد و اگر در زمان بازنشستگی اتفاق افتند، نقدینگی مورد نیاز زمان بازنشستگی را بسرعت مصرف کرده و فرد را در محدودیت مالی بزرگی در آینده دور یا نزدیک قرار می‌دهد.

مطلب مشابه :  بهترین پوره میوه برای نوزادان

برای تامین هزینه‌های فوق باید تدابیر خاصی اتخاذ گردد تا در زمان وقوع این موارد، هزینه‌های آن بر روند برنامه بازنشستگی حداقل تأثیر منفی را بگذارد. انتخاب یک بیمه مناسب که برای موارد فوق طراحی شده است، به تامین این هزینه‌ها کمک خواهد کرد.

منابع تامین این نقدینگی ها

روشهای مختلفی برای تامین هزینه‌های فوق وجود دارد که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

مزایای بازنشستگی دولتی OAS (Old Age Security)
(Canada Pension Plan) CPP
سرمایه گذاری های Registered (مانند RRSP)
برنامه خاص گروهی از کارفرمایان برای کارمندان
سرمایه گذاری های Non-registered
Insurance plans
از محل حساب پس انداز
و یا از محل هر دارایی دیگری از دارایی ها

مزایای دولتی بازنشستگی OAS به اکثر کانادایی ها که دارای حداقل شرایط لازم باشند و به سن 65 سالگی رسیده باشند تعلق می‌گیرد و CPP از سن 60 سالگی و به افرادی تعلق می‌گیرد که در زمان اشتغال خود مبلغی را از درآمد خود و تحت عنوان CPP پرداخت کرده اند. (با تغییراتی در بسیاری کشورها وجود دارد)

با توجه به محدودیت میزان OAS و کافی نبودن CPP برای هزینه‌های دوران بازنشستگی باید به منابعی دیگری برای این هزینه‌ها توجه کرد. برای همین منظور دولت کانادا با در نظر گرفتن مزایای مالیاتی برای کسانی برای دوران بازنشستگی خود پس انداز می‌کنند، سعی در تشویق افراد برای تامین هزینه‌های بازنشستگی دارد که پس انداز دوران بازنشستگی RRSP از این موارد است. (با تغییراتی در بسیاری کشورها وجود دارد)

گروهی از کارفرمایان با فراهم کردن برنامه‌هایی مانند دادن سهام موسسه به کارمندان و شریک کردن کارمندان در سود موسسه، به‌عنوان کمک هزینه‌هایی برای دوران پیش از بازنشستگی و یا زمان بازنشستگی فراهم می‌کنند.

در مواردی و بدلایلی از جمله شامل نشدن یکی و یا مواردی از موارد فوق و یا محدودیت در پس انداز دوران بازنشستگی RRSP ، می‌توان از سرمایه گذاری های Non-registered و یا بیمه‌های متناسب (Insurance plans) برای رفع کمبود های نقدینگی در زمان بازنشستگی و یا نیازهای خاص دوران پزشکی آن دوران استفاده کرد.

زمان آغاز برداشت از منابع بازنشستگی و چگونگی برداشت و صرف آنها

برای برای برداشت از پس انداز بازنشستگی خود نیز برنامه ریزی کنید. باید توجه داشته باشید که نیاز دارید تا مدت نزدیک 20 سال و یا حتی بیشتر از مبالغ موجود در حسابهای بازنشستگی خود استفاده کنید. بهمین جهت باید خود را از هرگونه کمبود مالی در دوران فوق محافظت کنید. داشتن یک برنامه مناسب برای برداشت از حسابهای مربوطه کمک خواهد کرد تا یک درآمد ثابت و مناسب برای تمام سالها و دوران بازنشستگی خود داشته باشید و با کاهش منابع مالی مواجه نشوید.

یک برنامه مناسب برای برداشت از موجودی های بازنشستگی، اجازه می‌دهد تا درآمد مشمول مالیات شما کاهش یابد و قادر باشید از مزایایی مالیاتی برای دوران سالمندی و مزایایی مالیاتی مربوط به درآمد از محل Pension خود از حداکثر استفاده سود ببرید. با نزدیک شدن به دوران بازنشستگی خود سعی کنید مدیریت سرمایه و دارایی های خود را درحد امکان ساده و یکپارچه کنید. برای این منظور با در هم ادغام کردن و متمرکز کردن مدیریت و برنامه‌های مرتبط با سرمایه گذاری مختلف، حسابهای پس انداز و بیمه‌های مربوطه دوران بازنشستگی، دوران فوق را آسوده تر و راحت تر بگذرانید.

راز ثروت

سود در تولید نیست

نگاهی به بازار ارز وطلا نشان می‌دهد که در واقعیت هم این بازارها نرخ بازدهی بهتری برای صاحبان نقدینگی‌های کوچک دارد.

متوسط نرخ رشد شاخص اجاره بهای مسکن طی سه ماهه اول سال جاری در مقایسه با سه ماهه اول سال گذشته معادل 22 درصد بوده است که با رشد نرخ پوند طی پنج ماهه اول سال برابری می‌کند ولی باید توجه داشت برای حضور در بازار ارز با حداقل نقدینگی هم می‌توان اقدام کرد در حالی که برای خرید مسکن و اجاره دادن آن نیاز به میلیونها تومان نقدینگی است.

نگاهی به بازار بورس
یکی دیگر از فضاهای سرمایه‌گذاری در اقتصاد مولد بورس اوراق بهادار است که در واقع راهی برای ورود نقدینگی‌های اندک به فضای مولد اقتصاد محسوب می‌شود و بررسی این بازار به عنوان بازدهی فضای سرمایه‌گذاری مولد کشور به عنوان یک شاخص نشان می‌دهد آیا انگیزش برای جذب نقدینگی به این بازار وجود دارد؟

متوسط بازدهی هشت ساله بورس ایران طی سال‌های 80 تا 87 بیش از 25 درصد است. بازدهی بورس در سال‌های 80 تا 87 به ترتیب 43، 50، 138، 9/12، 8/12، 6/14، 6/16 و 5/11 درصد برآورد شده است‌. با این اوصاف متوسط بازدهی بورس طی هفت سال 12/25 درصد بوده است‌.

حال با توجه به این شرایط می‌توان انتظار افزایش مشکلات اقتصاد کشور در اثر حرکتهای نقدینگی سرگردانی باشیم که منتظر کوچکترین منفذ جهت کسب سود است.

راز ثروت

صندوق های سرمایه گذاری

قابل ملاحظه ای داشته و حدود دو هزار نفر سرمایه گذار را جذب کرده است. حتی در مقطعی ارزش این صندوق به بیش از 100 میلیارد تومان نیز رسید که تقاضای افزایش سقف مجاز تا 150 میلیارد تومان را نیز دادند مورد قبول واقع شد و در حال حاضر مجوز 150 میلیارد تومانی دارند.»
کیانی در ادامه توضیح داد: «در ابتدای سال 87 نیز صندوق سرمایه گذاری حافظ و پویا برای اولین بار در بورس ما فعالیت خود را در حوزه سهام آغاز کردند و سپس گام به گام شاهد توسعه و رشد این صندوق ها بودیم. در حال حاضر سایت سنا و سازمان بورس در صفحه اول خود اقدام به انتشار «NAV » صندوق ها می کنند. ضمن اینکه تمام اطلاعات مورد نیاز سرمایه گذاران اعم از ترکیب دارایی ها، ارکان صندوق، مراحل سرمایه گذاری، گزارشات ویژه و… نیز در سایت اختصاصی هر یک از صندوق ها به صورت شفاف قابل دسترسی است. این امر، سرمایه گذاری و تحلیل آن را برای سرمایه گذاران بسیار تسهیل کرده است.»
وی در ادامه به بخش نظارتی هم اشاره و ابراز کرد: «بورس با به کارگیری نرم افزاری توانمند، بر تمام مراحل فعالیت این صندوق ها نظارت دقیق دارد بنابراین سرمایه گذاران غیرحرفه ای می توانند با اطمینان خاطر سرمایه خود را به این صندوق ها بسپارند.»
مزیت نقدشوندگی
کیانی از ضمانت نقدشوندگی به عنوان یکی از مزایای این صندوق ها یاد کرده و گفت: «هر سرمایه گذار قادر است حداکثر 7 روز پس از ارائه فرم ابطال، پول خود را دریافت کند.»
وی دریافت سود نقدی تنزیلی را نیز از دیگر مزایای این صندوق ها دانسته و خاطرنشان کرد: «یکی از مشکلات سرمایه گذاران، دریافت سود نقدی شرکت هاست که عمدتاً با 8 ماه تاخیر امکان پذیر است. اما جالب است بدانید که سود تقسیمی شرکت ها به صورت تنزیلی در ارزش دارایی های صندوق محاسبه می شود. بنابراین سرمایه گذاران هر زمان که اقدام به ابطال معامله خود کنند، این سود را نیز به صورت تنزیلی دریافت می کنند.»
وی در پایان با عنوان این مطلب که رشد ارزش دارایی ها و سرمایه گذاران صندوق ها با توجه به بازدهی شان، دلگرم کننده است به دو صندوق
یکم ایرانیان و کارآفرین نیز اشاره و ابراز کرد: «در حال حاضر این دو صندوق یک حداقل نرخی را نیز تضمین می کنند. این نرخ برای صندوق سرمایه گذاری یکم ایرانیان 19 درصد و برای بانک کارآفرین، 5/16 درصد است. البته اینها مقادیر تضمین شده هستند اما میزان بازدهی صندوق ها بیشتر از آن است که حتی در نمونه ای، شاهد بازدهی 120 درصدی در صندوق سرمایه گذاری بانک ملی نیز بوده ایم.»
حضور سرمایه گذاران خارجی در صندوق های سرمایه گذاری
یکی از تحلیلگران بازار سرمایه با اشاره به اینکه بازدهی صندوق های سرمایه گذاری به دو شکل ثابت و متغیر تعریف شده است، اذعان کرد: «بازدهی این صندوق ها، ارقام قابل توجهی بود، به صورت روزانه نیز قابل مشاهده و مبادله هستند. در حال حاضر سه نوع صندوق کوچک، متوسط و بزرگ داریم که به ترتیب قابلیت جذب 10 ، 50 و 100 میلیارد تومان سرمایه را دارند. البته بنابر میزان تقاضای سرمایه گذاران، این صندوق ها قابلیت بزرگ تر شدن را نیز دارند.»
وی با تاکید بر اینکه «بازدهی این صندوق ها بسیار خوب و شرعی است»، گفت: «سرمایه گذاری در این صندوق ها به طور حتم با ریسک همراه است چرا که سرمایه گذاری در بازار سرمایه همواره با ریسک توام است اما این ریسک بسیار کم تر از زمانی است که افراد خود به طور مستقیم وارد بازار شوند چرا که برخی از این صندوق ها حتی حداقلی از نرخ سود را تضمین کرده اند و با بررسی عملکرد شان مشاهده می کنیم بیشتر از مثلاً 20 درصدی که اعلام می کنند، در پایان دوره بازدهی دارند.»
«امین گلوبال» توانسته است سرمایه خارجی را نیز جذب صندوق خود کند که می تواند مقدمه ای برای جذب سرمایه های خارجی در بورس ما باشد.»
وی درخصوص چگونگی فعالیت این صندوق ها ابراز داشت: «افراد می توانند سرمایه خود را به این صندوق ها بسپارند و بر اساس NAV روزانه آنها، بازدهی کسب کنند. در واقع ارزش دارایی صندوق ها به صورت روزانه محاسبه می شود و سرمایه گذاران بر اساس ارزش همان روز قادر به خرید یا فروش هستند و بازدهی شان نیز به صورت روزانه محاسبه می شود.»
این تحلیلگر بازار سرمایه با عنوان این مطلب که «متاسفانه هنوز ادبیات صندوق های سرمایه گذاری در بورس ما جا نیفتاده است»، گفت: «باوجود اینکه این صندوق ها در دنیا نهادهای مالی جدیدی نیستند اما متاسفانه بسته فرهنگی آنها در ایران هنوز فراهم نشده است. در واقع این صندوق ها بهترین گزینه برای افرادی است که آشنایی چندانی با بازار سرمایه ندارند و از این طریق به طور غیرمستقیم در بورس سرمایه گذاری خواهند کرد.»
وی ضعف اطلاع رسانی را یکی از موانع گسترش این صندوق ها دانسته و مطرح کرد: «در حال حاضر افراد از گواهی های سپرده با نرخ سود 15 درصد به خوبی استقبال می کنند در حالی که این صندوق ها بیشتر از 20 درصد بازدهی را برای آنها به ارمغان می آورند.»
این تحلیلگر بازار سرمایه خاطرنشان کرد: «متاسفانه در حال حاضر شاهد حضور پررنگ افراد کم اطلاع در بورس هستیم که گاه با سرمایه های کلان وارد بازار شده و با عرضه یا تقاضاهای سنگین روند منطقی بازار را برهم می زنند تا جایی که نمی توان تشخیص داد چرا بازار در فلان مقطع مثبت یا منفی شد. از آنجایی که بازار سرمایه ما نیز دارای عمق نیست جهت حرکت آن به سرعت دستخوش تغییر می شود و این امر می تواند اثرات زیانباری برای بورس ما به همراه داشته باشد.»
این کارشناس بورس در ادامه پیشنهاد کرد: «در چنین شرایطی اگر این افراد به جای سرمایه گذاری مستقیم، سرمایه های خود را از طریق این صندوق ها وارد بازار سرمایه کنند به طور حتم می توان شاهد رشد و شکوفایی بازار نیز بود.»

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

تفاوت های افراد موفق و ناموفق

موفقیت اکتسابی است: این بهترین اعتقادی است که می‌توان نسبت به موفقیت داشت. اگر شما ایمان داشته باشید که می‌توانید موفقیت را به دست آورید بعد از کسب موفقیت اول دومی را هم به سرعت به دست می‌آورید و سومی… و همین طور موفقیت های بعدی را. یعنی موفقیتی نا‌محدود کسب خواهید کرد! همچنین اگر در این میان شکست بخورید با انرژی و پشتکار دوباره خودتان را بالا می‌کشید.

«شانس تو را موفق ‌نمی‌کند این تویی که شانس را به موفقیت تبدیل کنی.» (Kevin Geary)

عده‌ای شانس را فقط یک احتمال برای موفقیت می‌دانند این افراد اگر معتقد باشند موفقیت اکتسابی است شاید تلاشی برای تبدیل شانسشان به موفقیت بکنند در غیر این صورت هیچ !

عده‌ای شانس را یک سرعت دهنده به عمل رسیدن به موفقیت می‌دانند ولی همواره بدون شانس هم کار خود را جلو می‌برند این افراد همیشه موفق تر از دیگران هستند و جالب این جاست که همیشه افراد موفق پشت سر هم شانس می‌آورند! آیا فکر نمی‌کنید این فقط شانس نیست؟ چرا افراد نا‌موفق هر روز بیشتر از پیش به دردسر می‌افتند؟

– تلاش فیزیکی
– تلاش فکری

نا گفته پیداست که اگر همان مدیر پشت میز نشین کارش را انجام نمی‌داد آن کارگر هم شغلی نداشت ،شما می‌خواهید کدام طرف ماجرا باشید؟ تمام مردم دنیا آرزو داشته‌اند موفق و ثروتمند باشند اما چند نفر به آرزویشان رسیده‌اند؟

تصمیم ندارم تمام تصمیمات غلطی که موجب شکست می‌شود را اینجا لیست کنم هر چند اگر تصمیم داشتم هم

نمی‌توانستم اما برخی از عمده ترین علل شکست به شرح زیر است:

– عادت های مضر ، اعتیاد
– تحصیل نکردن
– بی علاقگی نسبت به شغل
– خیلی زود بچه دار شدن
– تنبلی ، رفتار بچه گانه
– بدهکاری های زیاد
و….

می‌دونم ، بعضی عوامل هم هست که متاسفانه خارج از کنترل ماست.
اگر شما در خانواده‌ای فقیر بزرگ شده‌اید که نتوانسته‌اید تحصیلات خوبی داشته باشید یا اینکه اگر معلولیتی داشته باشید عقب تر از بقیه هستید و جاده‌ی موفقیت تان طولانی تر و دشوار تر از دیگران است اما این ابداً دلیل بر این نیست که نتوانید از آنها جلو بزنید.

«موفقیت یعنی رفتن از شکستی به شکست دیگر بدون از دست دادن شوق برای رسیدن به هدف.»
(وینستون چرچیل)

کار سخت تضمین رسیدن به موفقیت نیست ، خیلی ها با اینکه سال ها سخت کار می‌کنند موفق نمی‌شوند. رسیدن به موفقیت کاریست سخت و میانبر های یک شبه هم وجود ندارند ، ثروتمند ترین آدم ها همگی راه های مختص خودشان را داشته‌اند و با استفاده‌ی صحیح از فرصت های زندگی و صد ها کار دیگر به این موفقیت رسیده‌اند. خیلی از افرادی که با بلیط های بخت آزمایی یک شبه پولدار می‌شوند مدتی بعد از برنده شدن زندگی‌شان به هم می‌ریزد چون موفقیت و اعتبار از رفتار بوجود می‌آید و صرفآ «پولدار» بودن تضمینی برای وجود یا ادامه‌ی موفقیت نیست و آنها چون یک شبه به آن ثروت رسیده‌اند توانایی مدیریت آن را ندارند.

راهی که به موفقیت می‌رسد مثل یک پل درب و داغونه که اگر هر جاش بایستید میافتید پایین پس چاره‌ای ندارید جز اینکه همیشه راه بروید ، تند یا آرام! بگویید اگر هنوز زنده‌ام پس هنوز امیدی هست!

شخصآ از عبارت هایی مثل «سرنوشته دیگه…» ، «ببینیم خدا چی بخواد…» و… متنفرم ، بس کنید! خودتان را گول نزنید ، شکست هایتان را تقصیر سرنوشت نیندازید. درسته ، چیز هایی در زندگی ما اتفاق می‌افتند (که به آنها سرنوشت می‌گوییم) و بر روی مسیر زندگی ما تاثیر می‌گذارند اما دلیلی بر نرسیدن ما به هدفمان نیستند.

چطوریه که خیلی ها پوز سرنوشت را می‌زنند؟ شما نمی‌توانید بگویید من فلج هستم و نمی‌توانم به فلان هدف برسم در حالی که افراد فلج دیگری رسیده‌اند. یک نفر هم کافی است که برهان شما نقض شود.

دقت کرده‌اید ما خیلی اوقات سختی هایی را تحمل می‌کنیم چون می‌دانیم برایمان مفید خواهند بود؟ مغز انسان حاظر به انجام کاری نمی‌شود مگر اینکه بداند انجام آن کار برایش خوشی در بر خواهد داشت. اما شب امتحان که باید چندین ساعت با سختی درس بخوانیم خوشیش کجاس؟ همه ما می‌دونیم ، ما به آینده فکر می‌کنیم ، اینکه تابستان لازم نیست دوباره درس بخوانیم یا هدف دراز مدت ، اینکه بعدآ شغل بهتری در نتیجه زندگی بهتری خواهیم داشت…

ابتدا یک فرصت موفقیت به دست میاوریم سپس فکر می‌کنیم که درست استفاده کردن از این فرصت چقدر برایمان خوشایند خواهد بود سپس تصمیم می‌گیریم رویایمان را با توجه به آن فرصت عملی کنیم ، اینجاست که جنگ شروع می‌شود.

سخن آخر:

موفقیت برای هر کسی که دنبالش برود دست یافتنی است ، همه می‌خواهند موفق باشند اما یک فرق بزرگ بین «خواستن چیزی» و «تلاش برای بدست آوردن چیزی» وجود دارد. شما باید تلاش کنید تا بدست آورید.

راز ثروت

تکنیک های ساده برای پس انداز و کسب امنیت مالی

قدم به قدم تا پس انداز پول

بدانید که هیچوقت برای پس انداز کردن پول دیر نیست. در اینجا میخواهیم تکنیک های جمع کردن پول و پس انداز را برایتان معرفی کنیم:

همین امروز شروع کنید

راز ثروت

چگونه یک اتومبیل گرانقمیت را بدون هیچ پول نقدی بخریم؟

مرحله سوم: باید تلاش کنید!
خواب و خیال چاره ای نمی گشاید. اگر تمام وقتتان را به تجسم سازی بگذرانید و نخواهید کاری در عالم واقعیت و زمان حال صورت دهید به جایی نمی رسید. باید تلاش کنید. تلاش، تلاش، تلاش…
اگر امروز درآمد مناسبی ندارید باید ارتقا شغلی بگیرید، به سمت بالایی در سازمان خود برسید، باید ایده های جدید داشته باشید، شهرت پیدا کنید، درآمد و مداخل مالی سالیانتان را بیشتر کنید و تبدیل به شخصیت جدیدی شوید. درواقع برای به دست آوریدن آنچه قبلا هرگز نداشته اید باید کسی شوید که قبلا هرگز نبوده اید.
رسیدن به هدف نیازمند برنامه ریزی، تصمیم گیری صحیح، شهامت، استقامت و تمرکز است. باید عزم راسخ داشته باشید و به خواسته های خود احترام بگذارید و هر روز برای نزدیک شدن به اهداف و خواسته های خود کاری صورت دهید. اگر هر روز کار کوچکی را برای نیل به اهدافتان صورت دهید در آینده با تحولی شگرف مواجه می شوید.

مرحله چهارم: سیاست اقتصادی را فراموش نکنید.
متاسفانه بسیاری از ما شم اقتصادی نداریم و در این مورد کاملا بی برنامه و بی هدف عمل می کنیم. یادتان باشد قبل از هرگونه تصمیم گیری می بایست به صورت دقیق و هوشیارانه برنامه ریزی کنید.
برنامه ریزی اقتصادی داشته باشید و برنامه های خود را مکتوب کنید. برای این برنامه ریزی ها می بایست آینده نگر باشید و دید خود را از زمان حال فراتر برید.
اگر خودروی مد نظر شما امروز ارزشی به مبلغ ۱۱۰ میلیون تومان دارد پس تا هفت یا ده سال آینده می بایست قیمت آن به ۷۰ تا ۸۰ میلیون تومان کاهش یابد. و اگر امروز تقریبا سی سال سن داشته باشید تا چهل سالگی فرصت دارید که به موفقیت های جدیدی برسید، درآمدتان را افزایش دهید و اتومبیل دلخواهتان را تهیه کنید.
اگر فرض را بر این بگذاریم که قصد داشته باشید تا چهل سالگی به این اتومبیل برسید پس باید هر سال ۸ میلیون تومان پول برای خرید آن پس انداز کنید.
اگر احساس می کنید ده سال زمان زیادی ست می توانید اینکار را در مدت پنج سال انجام دهید اما در آن حال باید به جای ۸ میلیون تومان سالی ۱۶ میلیون تومان پس انداز داشته باشید.
این ساده ترین و مطمئن ترین راه موجود است که البته مستلزم حوصله و زمان است. موفقیت های بزرگ همیشه با چاشنی زمان همراه بوده اند حال یک انتخاب دارید. راه های کوتاه مدت را انتخاب کنید و هرگز به خواسته های خود نرسید و آنچه را به دست می آورید پایدار نباشید، یا اینکه صبر پیشه کنید و آینده را با دستهایتان، آنگونه که می خواهید بسازید.

نویسنده: توماج فریدونی

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

10 مهارت اساسي پولي در شرايط نامساعد اقتصادي

1 – تنظيم بودجه
براي بسياري از مردم، تنظيم اعداد بودجه كاري خسته‌کننده است. اما اگر بتوانيد برنامه‌ريزي کنيد كه مخارج‌تان در کجا صرف خواهد شد، تصميمات بهتري با پول خود مي‌گيريد. من طرفدار بودجه‌هاي مفصل نيستم. اين بودجه‌ها براي بسياري از مردم كارآيي داشته‌اند، اما براي خودم به بودجه ساده نياز دارم که روي تصويري بزرگ تمرکز دارد. طي سه سال گذشته، خوانندگانم گفتند سه تا از اين بودجه‌ها واقعا اثربخش بوده است.
* بودجه سه مرحله‌اي ساده‌: تمام کارت‌هاي اعتباري خود را نابود كنيد. 20‌درصد تمام آنچه را کسب کرديد، سرمايه‌گذاري کنيد. با 80‌درصد باقيمانده زندگي کنيد، مهم نيست چقدر است.
* «فرمول پول متوازن» نيز عالي است. اين بودجه‌اي است که من استفاده مي‌کنم. 20‌درصد درآمد پس از کسر ماليات خود را به پس‌انداز (يا کاهش بدهي)، 50‌درصد را به نيازها و 30‌درصد باقي‌مانده را به خواسته‌ها اختصاص دهيد.
مي‌توانيد بودجه را روي تکه‌اي کاغذ، صفحه گسترده يا با قطعه‌اي نرم‌افزار تنظيم نماييد.
2 – مخارج خود را رديابي کنيد
اين عمل مي‌تواند به طرز حيرت‌آوري براي دارايي شخصي شما نتيجه بدهد. اگر ندانيد پول‌هايتان در کجا صرف مي‌شود، نمي‌توانيد عادات خود را تغيير دهيد. مي‌توانيد مخارج خود را با يک دفترچه ساده پيگيري کنيد، ولي اکثر مردم کامپيوتر را انتخاب مي‌کنند که کارها را آسان مي‌کند. مي‌توانيد يک صفحه گسترده براي خود ايجاد کنيد يا از قطعه نرم‌افزار ماليه شخصي استفاده کنيد.

4 – از هرزنامه‌ها بپرهيزيد
5 – بهينه‌سازي حساب‌هاي بانکي
اينترنت نعمتي براي پس‌اندازکنندگان زرنگ و دانا شده است. در حال حاضر ساده است که حساب پس‌انداز آنلايني را بيابيد که تسهيلاتي را پيشنهاد دهد و نرخ بهره آن خوب باشد؛ اما در بسياري موارد، واقعا مي‌توانيد نرخ‌هاي بهره بهتري در حساب‌هاي ديداري با پاداش ويژه در بانک‌هاي پس‌‌انداز و اتحاديه‌هاي کوچک محلي اعتباري بيابيد. اگر از بانک‌تان راضي هستيد با آنها تماس بگيريد و بخواهيد تا اجرت خدمات را حذف يا نرخ سود بهتري به شما بدهند. اگر از بانک خود ناراضي هستيد، بانک جديدي بيابيد.
6 – باز کردن حساب سرمايه‌گذاري
با توجه به وضع كنوني اقتصاد، باز کردن حساب سرمايه‌گذاري ترسناک به نظر مي‌رسد. من نمي‌خواهم شما را نصيحت کنم که بايد در سهام يا اوراق قرضه سرمايه‌گذاري کنيد يا هيچ کدام. من كارشناس مالي نيستم، اما مي‌گويم بهترين كار است که سرمايه‌گذاري را هر چه زودتر شروع کنيد. افتتاح حساب سرمايه‌‌گذاري به ترسناکي‌اي كه به نظر مي‌رسد، نيست. به دليل معجزه نرخ بازدهي مرکب‌ سرمايه‌گذاري کوچک منظم در حال حاضر، در 20 يا 30 سال آينده مقدار زيادي به شما برمي‌گرداند.
7 – براي معاملات بهتر با سايرين تماس بگيريد
با تامين‌کنندگان سرويس جاري تماس بگيريد و از آنها بخواهيد همان شرايط رقبا را تامين كنند يا از رقبا پيشي بگيرند؛ ممکن است انجام ندهند، ولي خواستن آن ضرري ندارد. (نرخ موفقيت با اين روش 50-50 است) اگر مي‌خواهيد ناعادلانه رفتار کنيد، تهديد کنيد که حسابتان را مي‌بنديد. اين اغلب بسيار موثر است ولي بايد آماده باشيد تا واقعا تهديد خود را عملي کنيد.
8 – خود را آموزش دهيد‌
9 – تعيين اهداف مالي
اهداف، پايه‌هاي موفقيت، نه تنها در ماليه شخصي بلکه در هر حوزه زندگي هستند. بدون اهداف، زندگي انفعالي داشته و اجازه مي‌دهيد زندگي شما را به هر طرف بکشد. با اهداف است كه مي‌توانيد زندگي فعالي داشته باشيد، تقدير را هدايت کنيد. وقتي هدفي در ذهن داريد، آسان‌تر خواهيد فهميد چه وقت اشتباهي مرتکب مي‌شويد.
در اينجا مجموعه‌اي از اهداف مالي پايه بيان شده است:
* حساب اضطراري با مانده متوسط داشته باشيد.
* بدهي کارت اعتباري را تسويه کنيد.
اهميتي ندارد وضعيت مالي شخصي شما چگونه است؛ ثروتمند يا فقير يا چيزي بين اين دو هستيد. براي تعيين اهداف وقت بگذاريد. با اصطلاحات مثبت آنها را توضيح دهيد. براي دستيابي به اهداف موعد تعيين کنيد. آنها را قابل‌اجرا بسازيد. يادداشت‌برداري کنيد. هر روز روي آنها کار کنيد (رسيدن به اهداف آسان‌تر است، وقتي با گام‌هاي مجزا به سمت رسيدن به آنها تمرکز کنيد.)
10 – پوشه پولي ايجاد کنيد

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

هشت قانون ثروتمندشدن

نه کسی شانسی ثروتمند می شود و نه کسی شانسی ثروت خود را از دست می دهد. این موضوع بیانگر این مطلب است که ثروتمند شدن نیز مثل رسیدن به هر خواسته دیگری در این دنیا برای خود مراحلی دارد, و فقط کسانی که از این موضوع باخبرند می تواند به ثروتمند شدن خود امید داشته باشند. این مراحل عبارتنداز:

1- نابرده رنج گنج میسر نمی شود:
برای ثروتمند شدن باید تلاش کرد. اینکه دوست داشته باشید ثروتمند شوید با اینکه بخواهید واقعا انسان ثروتمندی شوید متفاوت است. رسیدن به استقلال مالی شانسی نیست, برای رسیدن به استقلال مالی باید نهایت تلاش خود را بکنید. فراموش نکنید که نابرده رنج گنج میسر نمی شود. اگر بخواهید که به ثروت برسید باید سختی های آن را تحمل کنید. معمولا انسانهای که هدف والایی در سر ندارند با کوچکترین سختی ها دست از تلاش خود بر می دارند ولی اگر بتوانید سختی ها را تحمل کنید به زودی به هدف خود می رسید. توجه داشته باشید که همه کسانی که در زندگی موفق می شوند, ممکن است در شروع با دشواری روبه روشده و مجبور باشند که به تلاشی نومید کننده دست بزنند. باید مشکلات و سختی ها را پشت سر بگذارید تا بتوانید به هدف خود برسید. هنگامی که توماس ادیسون تصمیم گرفت تا لامپ را اختراع کند در اولین تلاش خود موفق به ساخت آن نشد. او مصمم شد که به رویای خود جامه عمل بپوشاند و با آنکه بیش از هزار بار شکست خورد, آنقدر ایستاد تا موفق گردید.

2- ارزش پول خود را بدانید:
قدر پول خود را بدانید و آنرا بیهوده خرج نکنید. اکثر انسانها اصلا کنترلی بر نحوه پول خرج کردن خود ندارند و بدون هیچ تفکری کورکورانه پول خرج می کنند. اگر می خواهید ثروتمند شوید باید بدانید که کی و کجا پول خرج کنید. در هیچ مدرسه ای یا هیچ دانشگاهی اصول ثروتمند شدن را تدریس نمی کنند شما این اصول را فقط از طریق رفت و آمد در جامعه و مطالعه درباره زندگی ثروتمندان جهان به دست می آورید. برای اینکه بتوانید بر روی منابع مالی زندگی خود تلسط داشته باشید باید بهترین راه استفاده کردن از پولتان را بدانید. سعی کنید از تجربیات دیگران استفاده کنید و اشتباهاتی را که آنها مرتکب شدند را مرتکب نشوید.

3- ارباب پول خود باشید:
آیا تا بحال فکر کرده اید که به چه دلیلی پول خرج می کنید؟ شما به چهار طریق از پول خود استفاده می کنید. 1- آنرا خرج می کنید. 2- پس انداز می کنید. 3- سرمایه گذاری می کنید. 4- یا اینکه پول خود را می بخشید. سوالی که ممکن است شما از خودتان بپرسید این است که چطور می توانید خلاقانه پول خرج کنید, یعنی هم خوب خرج کنید و هم خو پس انداز کنید؟ برای رسیدن به جواب این سوال قبل از هرچیز باید مشخص کنید که شما چه نوع پول خرج کنی هستید؟ برای بعضی ها پول خرج کردن یه نوع تفریح است, بعضی ها هم برای پز دادن پول خرج می کنن. حتی ممکنه آدمهایی هم پیدا بشن که به پول خرج کردن معتاد شده باشند. به هر حال و به هر دلیلی که پول خرج می کنید فراموش نکنید که برای ثروتمند شدن باید ارباب پول خود باشید و به اون اجازه ندید که هر کاری دوست داره بکنه.

4- اهدافتان را مشخص کنید:
برای رسیدن به موفقیت باید هدف داشته باشید و برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی مضایقه نکنید. اگر شما می خواهید به 100 میلیون تومان ثروت برسید باید به اندازه 100 میلیون تومان تلاش کنید. مهمترین مرحله در راه رسیدن به ثروت داشتن یک برنامه اصولی و کاربردی است. هدفی را که برای خود در نظر می گیرد باید قابل دسترسی باشد. نباید کورکورانه و بدون هیچ برنامه ریزی قبلی و سنجیدن تمام شرایط اقدام به برنامه ریزی مالی کنید. مثلا تا هنگامی که شما بدهکاریهای زیادی دارید نباید تصمیم بگیرید که پس انداز کنید. اولین برنامه شما باید برای صاف کردن قروض شما باشد.

5- صرفه جویی کنید:
آیا اشخاص ثروتمند مادرزاد ثروتمند به دنیا می آیند؟ اگر جواب شما به این سوال نه می باشد پس چرا شما ثروتمند نمی شوید؟ راز میلیونر شدن بیشتر ثروتمندان جهان صرفه جویی کردن است. اگر شما هم می خواهید به ثروت مورد نظر خود برسید باید بدانید که دیگران از چه روشهای استفاده کردند , شما هم بسته به موقعیت تان همان اصول را در زندگی شخصی خود بکار بگیرید. برای صرفه جویی کردن هیچ محدودیت خاصی وجود ندارد, ضمنا صرفه جویی منحصرا محدود به پول نمی شود. شما حتی می توانید در زمان خود صرفه جویی کرده و از ساعاتی که از این طریق نصیب شما می شود برای افزایش در آمد زندگی خود استفاده کنید.

6- پس انداز کنید:
پس انداز کردن یک راه میانبر برای رسیدن به ثروت است. هرچقدر که بتوانید بیشتر پس انداز کنید بهتر می توانید جلوی خروج پولتان را بگیرید. میزان پس انداز ربطی به مقدار درآمد شما ندارد. راههای زیادی برای پس انداز کردن وجود دارد, شما باید آگاهانه و نه کورکورانه پس انداز کنید. قبل از اینکه تصمیم به پس انداز بگیرید باید از مفهوم صحیح و درست آن باخبر باشید. اشخاصی وجود دارند که به دلیل نداستن مفهوم صحیح پس انداز خود و خانواده خود را از ساده ترین لذتها محروم می سازند و به این ترتیب شادی و آسایش را از کانون خانواده خود دور می کنند. اگر شما با همسر خود درباره پس انداز تفاهم نداشته باشید تلاش شما نتیجه موثری نخواهد داشت. شرط موفقیت در پس انداز رسیدن به یک تفاهم مشترک میان زوجین است.

7- سرمایه گذاری کنید:
برای اینکه به مرحله سرمایه گذاری برسید باید از مراحل 5 و 6 با موفقیت عبور کرده باشید. ممکن است شما فکر کنید که شرط موفقیت در سرمایه گذاری داشتن مقدار زیادی پول است اما سرمایه گذاری موفق اصولا هیچ ربطی به میزان پول شما ندارد. برای اینکه بتوانید خوب سرمایه گذاری کنید باید خوب فکر کنید و از پول و دارائی های خود به بهترین نحو استفاده کنید. هنگامی که شما تصمیم به سرمایه گذاری می گیرید قبل از هر چیزی باید امنیت سرمایه خود را تامین کنید. منظوراز تامین امنیت پرهیز از هرگونه سرمایه گذاری در مکانهائی است که هیچ تضمینی برای موفقیت سرمایه گذاری ندارد.

8- از پول خود برای کمک به دیگران استفاده کنید:
سرمایه گذاری , پس انداز و صرفه جویی کردن تنها راههای درست استفاده از پول نیستند. بهترین نحوه استفاده از پول آن است که نه تنها از طریق آن به رشد اقتصاد جامعه کمک کرده بلکه از پول خود برای کمک به دیگران نیز استفاده کنید. علت اینکه بیشتر مردم ثروتمند نمی شوند این است که از آن فقط به نفع خودشان استفاده می کنند و برای کمک مالی به دیگران ارزشی قائل نیستند. پول تان را ببخشید, با دیگران قسمت کنید و از آن برای کمک به دیگران استفاده کنید. هنگامی که شما از پول تان به نحو متفاوتی استفاده کرده و از برای کمک به دیگران استفاده می کنید, فرصت های بیشتری از طریق خداوند در اختیار شما قرار می گیرد. خودخواه بودن و حریص بودن باعث پولدار شدن شما نمی شود ولی سرمایه گذاری در روابط اجتماعی تان می تواند باعث ثروتمند شدن شما بشود.

منبع: کتاب روش های موفقیت

راز ثروت

موفقیت یک نوع روش و نگرش است

سعادتمندی های بزرگ و حتی کامیابی های کوچک، مثل برخورداری از ثبات مالی نسبتا خوب، اغلب بخشی از این رویاها بوده، اما قوی ترین نیروی محرکه ی این آدم ها برای جهت دادن به شور و هیجان آنها، رویای ثروتمند شدن است و بس. آیا می توانید تصور کرد: استیون استیلبرگ، اگر عاشق فیلم نبود، می توانست ثروت های میلیونی کسب کند؟ یا هنری فورد اگر مجذوب ماشین آلات نبود؟ یا دونا کارن اگر عاشق لباس ها نبود؟

ما کاری را انجام می دهیم که آن را دوست داریم و استعدادهای ذاتی ما متجلی می شود. بدون اینکه زیانی به کسی وارد کنیم می توانیم در بالاترین سطح ممکن برای خود، اجتماع و حتی سیاره ای که روی آن زندگی می کنیم موثر و مفید باشیم.

سن، تحصیلات، پول، زمینه ی خانوادگی و تجربیات کودکی، موارد اصولی هستند که بر خلاف ظاهرشان موضوع مهمی برای سعادتمند شدن ما نیست. دوران کودکی بسیاری از میلیونرهای بزرگ و پر آوازه، ستارگان سینما، مخترعان و کاشفان بزرگ و بسیاری دیگر از افراد موفق دنیا، اغلب فقیرانه و حتی در برخی اوقات توام با فلاکت و بدبختی بوده است. تعداد زیادی از آنها در دوران تحصیل به طور قابل توجهی، کند ذهن به نظر می رسیدند. اما آنچه اهمیت دارد این است که هر کدام از آنها در مقطع مهمی از زندگی تصمیم گرفته ند سرنوشت زندگی خود را به دست گیرند و با انگیزه و انرژی خارق العاده برای ایجاد تحولی شگرف، در جهت تحقق بخشیدن به اهداف مورد نظر، آستین همت بالا زدند.

احتمالا همه ی شما در طول زندگی، با وقایعی مواجه شده اید که نقطه عطف زندگی شما محسوب می شده و زندگیتان را تغییر داده است.

صرف نظر از اینکه در چه سنی و چگونه آن موقعیت را درک کرده اید به یاد دارید که در آن موارد چه قدر هوشیار و پذیرا بوده اید. باور داشتید ممکن است این تغییر از یک نشانه شروع شود و درست در همان هنگام به بالاترین اهداف خود، نائل شده اید! مهم این است که باور داشته باشید واقعا می توانید زندگی خود را آن طوری که می خواهید و آرزو دارید، بسازید. در جامعه انسان های موفق را هنگامی می شناسیم که در قله ی موفقیت ایستاده اند و ما فقط نتیجه نهایی کار آنها را می بینیم، ستاره ی فیلم، میلیونر موفق، هنرپیشه و … .

ناپلئون هیل در کتاب ” بیندیشید و ثروتمند شوید” داستان معدن کاری را شرح می دهد که بعد از ماه ها جستجو و پیگیری مستمر، بالاخره موفق به یافتن طلا می شود. او با توضیح این مثال می خواهد بگوید: “هر چیز را که در زندگی بخواهیم و مصرانه برای آن تلاش کنیم، بالاخره بدست می آوریم.”

شاید شما هم مثل خیلی ها از شغل فعلی رضایت ندارید. برخلاف آنچه تصور می کنید، می توانید به رغم بیکاری حتی سریع تر از آنچه فکر می کنید شغل ایده ال و رویایی خود را بیابید. متاسفانه اکثر مردم معمولا به شما می گویند نمی توانید هر چیزی که در زندگی می خواهید، به دست آورید از جمله یک شغل رضایت بخش و این با شماست که بپذیرید یا نپذیرید. فقر، بیماری، تنهایی نباید علت خدمتگذاری شما به دیگران باشد.

آیا شما تا کنون آنها را به کار برده اید؟ آیا آنها بخشی از زندگی و عادات کاری شما هستند؟ گاهی توقف کرده و روی مطالب تامل کنید، آنها را در نظر خود مجسم کنید و در زندگی به کار گیرید.

ارشمیدس پس از بحث درباره اهرم ها می گوید: “به من یک نقطه تکیه گاه بده، خواهی دید که جهان را از جا بلند می کنم.” برای رسیدن به موفقیت شما احتیاج به یک اهرم دارید.

نویسنده: مارک فیشر

علي عليه‌السلام:

راز ثروت

راز ثروتمند شدن از نگاه ناپلئون هيل‌

مي‌توانيد تصور كنيد كسي كه در كودكي در حسرت يك بشقاب غذا بسر مي‌برده، در سالمندي به يكي از ثروتمندان جهان تبديل شود. اين تصور امكان‌پذير است و او كسي نيست جز «ناپلئون هيل». هرچند كه به‌جرات مي‌توان گفت كه افرادي مثل «هيل» در جهان كم نيستند.
بعد از مرگ مادر، زندگي براي ناپلئون سخت‌تر شد، زيرا پدر بدون توجه به وضعيت مالي‌اش 2 سال بعد از مرگ همسر ازدواج كرد. از آنجايي كه ناپلئون جوان بسيار سركش و پرخاشگري بود، نامادري‌اش توانست روح سركش او را مهار كند و به دليل علاقه‌اي كه به خواندن و نوشتن داشت به مطالعه كتاب‌هاي داستان و خلاصه‌نويسي و داستان‌نويسي روي آورد. به طوري كه در 13 سالگي خبرنگار روزنامه ويرجينيا شد و نام گزارشگر كوهستان را براي خود انتخاب كرد. او پولي را كه از اين راه به دست مي‌آورد خرج هزينه تحصيل خود مي‌كرد. هيل در 18 سالگي به اين نتيجه رسيد كه به وكالت علاقه‌مند است و اين ميل در او به‌وجود آمد كه مي‌تواند از فعالان حقوق بشر شود؛ به همين خاطر تصميم گرفت وارد دانشكده حقوق دانشگاه جورج تاون شود، ولي چون از عهده هزينه‌اش برنيامد، آنجا را رها ساخت. ناپلئون براي داشتن درآمد بيشتر فعاليتش را در روزنامه بيشتر كرد. استعدادش در نوشتن عالي بود و سردبير از نوشته‌ها و مقالات وي استقبال مي‌كرد و كار مصاحبه با افراد برجسته و معروف را به او مي‌سپرد. ناپلئون پسري زرنگ و كوشا بود و در هنگام مصاحبه با افراد نامدار، از تجربيات آنان درس مي‌گرفت و در زندگي خود به كار مي‌برد.

ناپلئون با افرادي چون توماس اديسون، الكساندر گراهام بل، هنري فورد و ويليام جنينگ برايان مصاحبه كرد.
مي‌گويند اديسون در مصاحبه‌اي كه هيل با وي داشت به مزاح به او گفت: اگر تا الان لامپ التهابي را نساخته بودم به جاي اين كه وقتم را با تو تلف كنم مي‌رفتم در آزمايشگاه و به كارم مشغول مي‌شدم.

«ناپلئون هيل» با دقت و ظرافت مي‌كوشيد راههاي موفقيت اين‌گونه افراد را پيدا كند. از اين رو، سال 1928 كتابي با نام قوانين موفقيت را نوشت كه با استقبال خوبي روبه‌رو شد. با انتشار اين كتاب ستاره بخت و اقبال او درخشيدن گرفت و ميزان درآمد ماهانه او را به 2500 دلار رساند و اين ميزان سال‌ها ثابت بود. سپس كتاب «ديناميت مغزي» را سال 1941 نوشت. هيل از سال 1919 تا 1920 در مجله قوانين طلايي هيل، سردبير بود و سال 1930 كتابي در زمينه راهيابي به موفقيت را نوشت. «هيل» در حيطه موفقيت و رسيدن به ثروت تا حدي به درجه استادي رسيده بود كه از سال 1933 تا 1935 مشاور فرانكلين روزولت، رئيس‌جمهور آمريكا شد و پول خوبي به دست آورد. او سال 1937 در كتاب رشد فكري و ثروت كليه فرمول‌هاي رسيدن به موفقيت را ذكر كرد.

فروش 30 ميليون جلد كتاب‌

كتاب‌هاي هيل هر روز بيشتر به فروش مي‌رفت و مورد توجه همه قرار مي‌گرفت به طوري كه وي كتاب علوم موفقيت را كه سال 1960 نوشت با بيش از 30 ميليون جلد به فروش رساند.

او سال 1970 در جنوب كارولينا در حالي‌كه مشغول نوشتن كتاب «تو مي‌تواني كار كني و معجزه ببيني» بود در 87 سالگي چشم از جهان فروبست.

ديگر آرزويي ندارم‌

دوستانم توصيه مي‌كردند از آرزوهايم بگذرم و به كار در معدن بپردازم، اما عشق به نوشتن در من وجود داشت. بالاخره با تلاش شبانه‌روزي توانستم به آرزويم برسم و در كنار كار به نوشتن نيز بپردازم. اكنون آرزويي ندارم زيرا به اهدافم دست يافته‌ام.

وقتي خبرنگار نيوزويك از وي پرسيد كه چگونه به اهدافش رسيد گفت: براي موفقيت يك ويژگي هست كه فرد بايد آن را داشته باشد و آن مشخص بودن هدف است. فرد بايد بداند چه مي‌خواهد و براي رسيدن به خواسته‌اش پافشاري كند. از سوي ديگر يك روش عالي براي موفقيت در كار اين است كه افكارتان را روي كاغذ بياوريد. فقط 3 درصد از مردم هدف‌هاي مشخص دارند و آنها را روي كاغذ مي‌آورند. اين افراد در مقايسه با افرادي كه از نظر ميزان تحصيلات و توانايي برابر يا بهتر از آنها هستند اما به هر دليلي هرگز وقت خود را صرف روي كاغذ آوردن هدف‌هاي خود نكرده‌اند 5 تا 10 برابر بيشتر كارايي دارند. من براي رسيدن به اهدافم تنبلي را كنار گذاشتم و با اعتماد‌به نفس جلو رفتم و به خواسته‌ام رسيدم و توصيه‌‌ام به همه مردم اين است كه اعتماد به نفس خود را تقويت كنند، به آرزوها و اهداف خود ايمان داشته باشند و ارزش قائل شوند.

چگونه ثروتمند شويد

ناپلئون هيل در كتاب خود به نام بينديشيد و ثروتمند شويد مي‌گويد: هر جا نيروي تصميم باشد راهي گشوده مي‌شود. اگر انسان‌ها پاي عقيده خود بايستند و پشتكار داشته باشند خواسته آنها به وسواسي دائمي تبديل مي‌شود و پيروز مي‌شود. فرصت در حياط خلوت شما كمين كرده است اما گاه بد مي‌آوريد و گاه موقتا شكست مي‌خوريد به همين دليل خيلي وقت‌ها نمي‌توانيد فرصت خوب را تشخيص دهيد. ضمير ناخودآگاه براي موفقيت و شكست مساوي عمل مي‌كند. اگر انديشه كسب ثروت با هدفي معين و اشتياق فراوان تركيب شود راه ثروتمند شدن را به شما نشان مي‌دهد.

يك فرمانده موفق قايق‌ها و كشتي‌ها را آتش زد و به سربازان گفت: پشت‌سرتان را نگاه كنيد كشتي‌ها سوخته‌‌اند و راه برگشت نداريد. آن‌وقت آنها پيروز شدند.

هيل كه علاقه‌ بسياري به انجام چنين تحقيقاتي داشت با درنظر گرفتن يك جامعه آماري 500 نفره و مشاغل گوناگون اين جامعه آماري، شروع به تحقيق و مصاحبه‌هاي بسيار كرد. حاصل اين تحقيق كتابي بود با نام فلسفه موفقيت كه در سال 1928 به چاپ رسيد.

راز ثروت

کتاب ” پدر پولدار، پدر بی پول”

از آنجا که من دو پدر اثر گذار داشته ام، از هر دو نفر چیز آموختم. ناچار بودم تا درباره اندرزهای هر کدام بیندیشم و از بررسی تاثیر اندیشه هر کدام بر زندگیش، بینش ارزشمندی پیدا کنم: برای مثال یکی عادت داشت که بگوید” از عهده منبر نمی آید” . دیگری از بکار بردن این واژه ها پرهیز می کرد. بجای آن می گفت : ” چگونه می توانم از عهده این کار برآیم؟ ” عبارت نخست حالت خبری داشت و عبارت دوم جنبه پرسشی. از عهده من بر نمی آید مغز را از کار می اندازد و عبارت چگونه می توانم از عهده این کار برآیم، مغز را به حرکت و جستجو وا می دارد.

هر دو آنها بینش مخالفی در اندیشیدن داشتند. یکی فکر می کرد که ثروتمندان باید مالیات بیشتری بپردازند تا هزینه کسانی شود که از امکانات زندگی بهره کمتری نصیبشان گردیده است. دیگری می گفت: مالیات ابزار تنبیه کسانی است که بیشتر تولید می کنند و پاداش به آنانی است که تولید نمی کنند.

یکی از آنان توصیه می کرد خوب درس بخوان تا در شرکت معتبری استخدام شوی. دیگری توصیه می کرد، خوب درس بخوان تا بتوانی شرکت ارزشمندی برای خود داشته باشی.

یکی از آنان می گفت دلیل اینکه ثروتمند نشده ام شما بچه ها هستید و دیگری می گفت دلیل اینکه باید ثروتمند شوم، شما بچه ها هستید.

به عقیده یکی دولت یا کارفرما می بایست نیازهای انسانها را برآورده سازد. او همواره دل نگران اضافه حقوق، طرح بازنشستگی، مزایای بهداشتی و درمانی ، مرخصی و دیگر مزایای استخدامی بود و چنین می نمود که تضمین شغلی برای تمام عمر و مزایای ناشی از آن، از خود شغل با اهمیت تر است. اما دیگری به خوداتکائی مالی فراگیر عقیده داشت و من را از استخدام رسمی مدام العمر در شرکتها منع می کرد.

یکی به من آموخت که چگونه شرح معرفی خود را بنویسم تا شغلهای بهتری بیابم، دیگری چگونگی نوشتن برنامه های پرتوان مالی و کسب کار را یادم داد تا شغل آفرینی کنم.

دست پرورده دو بابا بودن به من فرصت داد تا تاثیر اندیشه های هر کدام را در زندگی خودشان ببینم. دریافتم که براستی انسانها با اندیشه هایشان زندگی خود را شکل می دهند.

برای مثال بابای نادار پیوسته می گفت : من هرگز ثروتمند نخواهم شد. این پیش بینی هم به حقیقت پیوسته بود. از سوی دیگر، بابای دارا همواره خود را ثروتمند می دید. می گفت: من یک مرد ثروتمندم. حتی هنگامی که به شکستهای مالی بزرگ دچار شده و نزدیک به نابودی بود، خود را همچنان ثروتمند می پنداشت. خود را این چنین دلگرمی می داد ” شکست خورده و نادار متفاوتند. شکست گذرا و ناداری همبستگی است. ” بابای نادار می گفت : من به پول علاقه مند نیستم. پول چه اهمیتی دارد. بابای دارا پیوسته می گفت : پول قدرت است.

شاید هرگز نتوان قدرت فکر را اندازه گیری کرده یا ستود، ولی برای من از همان زمان جوانی روشن شد که باید در چگونگی معرفی و عرضه خود هوشیار باشم. دریافتم که بابای نادارم به دلیل مقدار پولی که بدست می آورد نادار نبود، بلکه اندیشه ها و عمل او چنین نتیجه ای را بار آورده بود. به عنوان یک نوجوان، آگاهانه تصمیم گرفتم تا پیوسته متوجه برگزیدن اندیشه ها باشم. اندرز کدام را آویزه گوش کنم بابای دارا، بابای نادار؟

هر چند که دو مرد سخت بر لزوم آموزش و یادگیری تاکید داشتند، ولی دیدگاهشان در اینکه چه باید آموخت متفاوت بود یکی از من می خواست تا خوب درس بخوانم، به درجات تحصیلی بالا برسم و برای پول در آوردن کار کنم. و دیگری مرا تشویق می کرد تا برای ثروتمند شدن درس بخوانم. دریابم که پول چگونه کار می کند و چگونه می توان آنرا به خدمت خود بگیرم. پیوسته می گفت:

” من برای پول کار نمی کنم ، پول برای من کار می کند. “

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

به سوي پس انداز و سرمايه گذاري

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

مدیریت پول

چند تا مثال می زنم تا بیشتر با دارایی و بهدی آشنا بشید :
حالا این دو حالت رو با هم مقایسه می کنیم :
در حالت اول ضمن اینکه شما بدهی خود را زیاد تر کرده اید زندگی خود را نیز سخت تر کرده اید . ولی درحالت دوم علاوه بر اینکه به دارایی های شما افزوده شده است زندگی راحت تری نیز خواهید داشت .
کدام بهتر است ؟

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

آیا پولدارها سربار هستند؟

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

پیوندهای روزانه

راز و ثروت
كارگزاري مفيد
سيگنال بورس
بورس تهران آي آر بورس

راز ثروت

پول پول می آورد

پول پول می آورد …
ولی آیا همه پولدارند؟
آیا به فکر کار کردن با پولهای سرگردان و پس انداز خود بوده اید؟
آیا تمام کسانی که پول پس انداز دارند با آن کار میکنند؟
آیا زمینه ی مناسب برای کار و سرمایه گذاری پرسود سراغ دارید؟
.
.
آیا دوست دارید به جای اینکه شما برای پول کار کنید … پولتان برای شما کار کند؟

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

مطلب مشابه :  بهترین باربری تهران – بهترین باربری ایران

پیوندهای روزانه

راز و ثروت
كارگزاري مفيد
سيگنال بورس
بورس تهران آي آر بورس
بورس پرشيا

راز ثروت

آدمهای پولدار

درس اول: داستان پولي خود را بازنويسي کنيد

همه ما براي خود داستاني در مورد پول هايمان داريم که من به آن “نقشه پولها” ميگويم. اين درست همان راهي است که شما در ذهن براي خود خلق کرده و به صورت ناخودآگاه در زندگي آنرا دنبال مي کنيد. اين نوع طرز تفکر مي تواند شما را به پول نزديک تر کرده و يا از آن دورتر کند. براي بيشتر ما که هميشه در طول زندگي خود عباراتي نظير: “ما قدرت خريد آنرا نداريم” ، “من که پول چاپ نمي کنم” ، “هيچ کسي نيست که هم پولدار باشد و هم خوشحال” را از زبان اطرافيانمان مي شنويم، به اين نتيجه مي رسيم که پس انداز پول کار دشواري است؛ اما نبايد با اين طرز تفکر غلط براي خود محدوديت ايجاد کنيد و ميزان سپرده حسابتان هميشه زير صفر باشد. بايد نوعي بازبيني مجدد بر روي دخل و خرج خود داشته باشيد. بايد تمام تصورات غلط را در ذهن خود دور بريزيد و خودتان را از نظر اقتصادي مستقل کنيد.

نحوه تفکر خود بر روي پول و افراد پولدار را تغيير دهيد. دکتر “هارو اکر” نويسنده کتاب: “اسرار ذهن ميليونر” معتقد است که بايد به برخي چيزها اعتراف کنيد.

حالا چرا اعتراف و نه اثبات؟

بر اساس فرهنگ لغت اعتراف يعني: “پذيرفتن يک بيانيه و يا موقعيت با ميل و رغبت باطني”

بنابراين اگر در زندگي خود به دنبال موفقيت هستيد، بايد داستان پول هاي خود را بازبيني کرده و آن را از نو بازنويسي نماييد. شايد در نگاه اول اين امر قدري دشوار به نظر برسد، ولي آيا مي خواهيد قدري کارهاي دشوار انجام دهيد و پولدار باشيد و يا نه ترجيح مي دهيد راحت طلب و بي پول باشيد؟

درس دوم: هوس پول خرج کردن را محدود کنيد

بر اساس آمارهاي بدست آمده، هر دانشجو در حدود دو ميليون ريال به صندوق هاي قرض الحسنه بدهکار است و اين رقم پس از فارغ التحصيلي به 5 ميليون ريال نيز ميرسد. از آنجايي که سود وام ها اغلب زياد مي باشد هر چقدر بيشتر در پس دادن آنها تعلل کنيد، مجبور به پرداخت هزينه هاي بيشتري خواهيد شد.

بهتر است تا آنجايي که مي توانيد بر روي بازپرداخت وام هاي خود تمرکز کنيد و سعي کنيد ميزان سپرده کلي خود را تا آنجايي که مي توانيد افزايش دهيد.

با اين کار اعتبار خود را در بانک ها افزايش مي دهيد. اعتبار هم ربطي به ميزان پول نقدي که در حساب خود خوابانده ايد ندارد، به طور معمول، کمترين ميزان پرداخت شما در هر ماه مي تواند 4% از کل بدهيتان را در بر بگيرد. اگر قرار باشد 5 ميليون تومان را در 18 نوبت پرداخت کنيد، مي توان گفت که تقريباً با ماهي دويست هزار تومان به راحتي مي توانيد اين کار را انجام دهيد. شايد مدت زمان بسيار زياد براي انجام دادن اين کار احتياج باشد، اما پس از اينکه حساب خود را تصفيه کرديد، اعتبار بالايي نيز از آنتان خواهد شد و به هر حال ميزان بازپرداخت هم زياد نبوده و اصلاً متوجه هم نخواهيد شد.
درس سوم: پس انداز کردن هر يک تومان

درس اول و دوم به راحتي به شما کمک مي کنند که درس سوم را بتوانيد به درستي انجام دهيد. طبق ارزش هاي پولي و مالي مي توان اظهار داشت که هر هزار توماني که امروز پس انداز کنيد، در آينده مي تواند ارزش بسي بالاتري داشته باشد. اگر شما تصميم جدي در پس انداز کردن پول هايتان گرفته ايد، بايد به خاطر داشته باشيد که اين شما هستيد که بايد به آنها بگوييد که کجا بروند نه اينکه تعجب کنيد که آنها خودشان کجا مي روند! و اگر هم در حال حاضر برنامه اي براي سرمايه گذاري پول هايتان نداريد، بهتر است فعلاً يک حساب پس انداز موقتي باز کنيد.

همچنان که شما به نحوه پس انداز پول هايتان فکر مي کنيد، بايد به اين نکته توجه داشته باشيد که روزها، هفته ها و ماهها در حال سپري شدن است. پول شما مي تواند در طول اين مدت برايتان کار کرده و سود بسيار زيادي را عايدتان کند. حتي اگر 50 يا 100 هزار تومان هم داريد، اصلاً مهم نيست، تنها نکته مهم که بايد به خاطر داشته باشيد اين است که تعلل بيش از اندازه به هيچ وجه جايز نمي باشد.

راز ثروت

آشنايي فرزندانمان با مسائل مالي

براي آموزش مسائل مالي به كودكان و نوجوانان بايد در چارچوب ذهني آنها بينديشيم و عمل كنيم. بچه‌ها براي فهم موضوعات مالي نيازمند شبيه‌سازي، مثال عيني، تمرين و … هستند.

يادگيري درست مهارت‌هاي مالي در كودكان و نوجوانان نيازمند گذر زمان است. در ادامه، معناي كلي و فايده هر يك از اين مفاهيم و توضيح و راهنمايي‌هايي را براي سهولت كار والدين ارائه مي‌كنيم.

كسب درآمد

آشنايي عملي فرزندان با كسب درآمد آزادي، قدرشناسي، استقلال مالي، استانداردها و عادات شغلي درست، شيوه‌هاي ارزيابي مشاغل، مسووليت‌پذيري و رابطه ميان پول، زمان، مهارت و انرژي را به آنها مي‌آموزد. براي اين منظور، لازم است والدين به نكات زير توجه كنند:

– بكوشيد فرزندانتان را در حين اشتغال دائما حمايت كنيد و به يك‌باره از حمايت وي دست نكشيد.

خرج كردن

خرج كردن يا هزينه كردن به شيوه استفاده فرزندان از پول و درآمد اطلاق مي‌شود. فرزندان ما روش‌هاي مختلفي براي خرج كردن پول خود انتخاب مي‌كنند. خريدن البسه و پوشاك، وسايل تفريحي و سرگرمي، كتاب، رفتن به مسافرت و… خرج كردن به فرزندان ما تفاوت بين خواسته‌ها و نيازها، فرصت مقايسه و انتخاب گزينه‌هاي مختلف، شيوه تصميم‌گيري و پذيرش مسووليت اين تصميمات و نحوه محاسبه را مي‌آموزد. درباره چگونگي خرج كردن فرزندان به نكات زير توجه كنيد:

– به فرزندان خود اجازه دهيد اشتباه كردن و پيامدهاي ناشي از آن را در عمل تجربه كنند. مطمئن باشيد فرزندانتان مي‌‌دانند كه شما نيز در زندگي مرتكب اشتباهاتي شده‌ايد. اشتباه كردن ناپسند نيست، بلكه تكرار اشتباهات و درس نياموختن از آن ناپسند است.

– معيارهايي همچون كيفيت بالاتر، سهولت دسترسي، قيمت مناسب و ديگر معيارهاي مقايسه و گزينش را به فرزندان خود بياموزيد. فكر نكنيد كه آنها خود از اين مفاهيم و اصطلاحات سر در مي‌آورند.

– به فرزندان خود اجازه دهيد كه بدانند شما هميشه نمي‌‌توانيد آنچه را كه دلتان مي‌خواهد بخريد. اين موضوع را مي‌توانيد هنگام خريدهاي خياباني به او بياموزيد.

– هنگام تصميم‌گيري مالي بكوشيد يك تصوير مالي جامع در ذهن او ترسيم كنيد؛ براي مثال به وي بياموزيد كه رفتن به سينما فقط شامل پرداخت بهاي بليت فيلم نيست، بلكه براي اين منظور شما متحمل هزينه‌هاي ديگري از جمله بنزين ماشين، تنقلات و خوراكي، نوشيدني‌‌ها و از همه مهم‌تر وقت و انرژي نيز مي‌شويد. اين كار به آنها كمك مي‌كند هنگام تصميم‌گيري مالي آگاهانه‌تر عمل كنند.

– درباره پول و مسائل مالي با او حرف بزنيد. حتي آنها را در بحث‌ها و تصميم‌گيري‌هاي مالي خانواده البته به مقتضاي سن و ميزان دركشان دخالت دهيد. با اين كار آنها احساس ارزشمندي و احترام مي‌كنند و پول و امور مربوط به آن را تابو قلمداد نمي‌كنند.

قرض كردن‌

قرض كردن يا قرض گرفتن به اين معناست كه فرزندان مي‌توانند پولي را براي رفع نيازهاي امروز خود از كسي بگيرند و بعدها در موعد مشخص به آنها برگردانند. البته فرزندان ما در عمل كمتر به قرض گرفتن متوسل مي‌شوند. كسب درآمد و پس‌انداز بهترين روش‌هاي تامين نيازهاي فرزندان است و عمل قرض گرفتن نبايد براي آنها تبديل به عادت شود. بعكس آنها بايد به لحاظ استطاعت مالي به سطحي برسند كه براي تامين نياز هم‌سن و سالان خود به آنها پول قرض بدهند.

هرچند قرض گرفتن آنها را با هزينه‌هاي قرض گرفتن، ساختار و اصول قرض گرفتن، پيامدهاي خريدهاي امروز و پرداخت‌هاي فردا، زمان مناسب اين كار، ضرورت بازپرداخت پول قرض گرفته شده و محدوديت‌هاي مالي آشنا مي‌كند. در اين باره به نكات زير توجه كنيد:

– اگر فرزندانتان از شما درخواست قرض كردند، حتما توانايي آنها را در بازپرداخت پول در نظر بگيريد. هرگز بيش از حد توان به او پول قرض ندهيد. بكوشيد ميزان واقعي نياز مالي او را ارزيابي كنيد. ممكن است فرزندان ما درست نتوانند مبلغ موردنياز واقعي خود را تشخيص دهند و به كمك ما نياز داشته باشند.

– هر مبلغي به فرزند خود قرض مي‌دهيد، طي يك قرارداد كتبي شرايط و زمان بازپرداخت آن را مشخص كنيد. با اين كار تعهدپذيري و پايبندي به تعهدات را به آنها مي‌آموزيد.

بخشيدن‌

بخشش فراتر از همه چيز يك از خودگذشتگي است. بايد به فرزندان خود بياموزيم بخشش درست و بجا نه‌تنها به معناي از دست دادن چيزي نيست، بلكه با برخورداري از ثواب الهي و كسب يك فضيلت انساني ارزشمند، در واقع به دست آوردن بالاترين ارزش‌ها قلمداد مي‌شود. البته درك چنين مفهومي شايد براي فرزندان ما دشوار باشد. اما با رعايت محدوديت‌هاي سني و جوانب امر مي‌توان بتدريج اين خصلت پسنديده را در فرزندان پرورش داد.

سرمايه‌گذاري‌

آموزش مفهوم درستي از سرمايه‌گذاري و كسب سود بايد با ظرافت بيشتري صورت پذيرد و شايد براي برخي سنين پايين اين موضوع بسادگي جا نيفتد. تشريح نحوه عمل حساب‌هاي سرمايه‌گذاري بانك‌ها يا خريد تعدادي سهام از بورس و توضيح نحوه كسب سود حاصل از آن مي‌تواند بتدريج درك درستي از مفهوم سرمايه‌گذاري را براي آنان ايجاد كند.

پس‌انداز كردن‌

پس‌انداز يا پس‌انداز كردن به پولي گفته مي‌شود كه بچه‌ها براي استفاده از آن در آينده كنار مي‌گذارند. با پس‌انداز كردن، فرزندان ما ياد مي‌گيرند كه براي تامين خواسته‌ها و نيازهاي آينده خود بايد از خواسته‌هاي غيرضروري امروز خود چشم پوشي كنند. آنها مي‌آموزند كه در اولويت‌بندي‌ها بايد اول به خودشان بپردازند. نتيجه برنامه‌ريزي امروز آنها رضايت خاطر در آينده است.

راز ثروت

موفقیت مالی امری معنوی

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

راه خود را از ميان دگرگوني بيابيد

يكي از بزرگترين وظايف رهبري (رهبري ربطي به موقعيت شما ندارد بلكه به راهي كه هر روز در آن گام مي نهيد مربوط است.) برخورد با دگرگوني هاست. و هر گاه زمان تغييرات فرا رسد يك رهبر واقعي تبديل به يك استاد مي شود. آنها روشنفكر هستند آنها به فرصت هاي جديد اهميت مي دهند و آنها را پيگيري مي كنند. آنها از همه چيز مي پرسند و بهترين راه را پيدا مي كنند.

بنابراين وقتي كه با دگرگوني ها مواجه مي شويد هنگام آموختن است نه هنگام فرار!

در اين مقاله چند نكته از طرف «ياد بگير دات كام» براي پيدا كردن راه در هنگام دگرگوني خدمتتان ارائه مي شود:

2ــ روزنامه ــ براي اينكه بتوانيد درك درستي از زندگي خود داشته باشيد، احتياج به يك بازتاب مناسب داريد. و براي اين منظور هيچ چيز بهتر از اين نيست كه يك تكه كاغذ برداريد و افكار خود را بنويسيد.

3ــ گفتگو ــ هيچ چيز مانند يك گفتگوي با ارزش مرا تهييج نمي كند. يك برنامه گفتگو با افرادي كه شما را مجذوب مي كنند و حتي با افرادي كه باعث دلسردي شما مي شوند بچينيد. يك گفتگوي محترمانه با افرادي كه با شما موافق نيستند سبب مي شود از آنها چيزهاي جديد بياموزيد.

از پنجره اي كه ما با آن به دنيا مي نگريم گاه شيشه هايش گرد و غبار مي گيرد. در اين هنگام بهتر است گاهي از ديد ديگران به جهان نگاه كنيم آنوقت است كه متوجه اين گرد و غبار مزاحم مي شويم. و آن را مي زداييم.

4ــ كمي ماجراجويي كنيد ــ غذاهاي جديد را انتخاب كنيد، به يك موزه برويد، به محل كار دوستان خود برويد، به طبيعت برويد و مقداري از وقت خود را آنجا بگذرانيد. و كارهايي از اين قبيل انجام دهيد اين به شما كمك مي كند خلاق تر باشيد. ماجراجويي به شما كمك مي كند دنيا را از دريچه اي جديد ببينيد. و بعضي مواقع به همين سادگي يك فكر عالي به نظرتان مي رسد.

5ــ گوش دهيد ــ امروزه كتابها، مقالات و برنامه هاي آموزشي در زمينه موفقيت به فراواني در بازار يافت مي شوند اگر در اتوبوس يا اتومبيل وقت زيادي مي گذرانيد از اين برنامه ها استفاده كنيد و زماني را كه قبلاً در راه تلف مي شد تبديل به يك دانشگاه كنيد.

آنكه سريعتر مي آموزد برنده است. هيچ چيز مانند آموختن نمي تواند به شما در دگرگوني و ايجاد تغيير كمك نمي كند.

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

من فكر مي كنم پولدار شدن آسان است. فقط به سادگي بايد يكسري قوانين را رعايت كنيد. افراد زيادي هستند كه از پول كم سود زيادي برده اند. با كمتر خرجي كردن و پس انداز و سرمايه گذاري. بلاخره بعد از يك دوره نسبتاً بلند پول را بدست خواهيد آورد.

اما توانگري چيزي كاملاً متفاوت است. در بيشتر مواقع شما بايد مقداري از توانگري خود را از دست بدهيد تا پول بدست آوريد. البته افراد ثروتمند بسياري وجود دارند كه در عين حال كه ثروتمند هستند در رفاه و توانگري هم هستند آنها افراد شادي هستند با ديگران و بخصوص دوست و فاميل رابطه خوبي دارند و در عين حال به ثروت خود مي افزايند.

يك حقيقت وجود دارد پولدار شدن فرايندي زمانبر است و هر لحظه اي از زمان كه بدنبال پول هستيد لحظه اي است كه مي توانستيد براي آسايش، رفاه، سلامتي، خبر گرفتن از دوستان و… استفاده كنيد.

حال از شما مي پرسم: آيا به شدت و سرعت انرژي خود را صرف بدست آوردن پول مي كنيد. يا اينكه براي رسيدن به رفاه به خود فرصت كافي مي دهيد.

آيا سرمايه گذاري شما بلند مدت، مطمئن و پايدار است؟ اميد دارم اين گونه باشد چون اين كار مطمئناً يك قسمت از رسيدن به توانگري است.

آيا روي افرادي كه به شما نزديك هستند سرمايه گذاري كرده ايد؟! اميدوارم اين گونه باشد چون زمانيكه انسان در بستر مرگ مي افتد هر چقدر هم پول داشته باشد به درد او نمي خورد ولي در آن لحظه نگاههايي كه با عشق به او مي نگرند و او را احاطه كرده اند از همه چيز باارزش تر است. در آن لحظه سرمايه شما خاطرات خوشي است كه بوجود آورده ايد.

آيا مراقب سلامتي خود هستيد؟ چون اگر اين گونه نباشد سرعت حركت شما كند خواهد شد و نمي توانيد به خواسته هاي خود برسيد. سلامت جسمي قسمتي از توانگري است!

آيا مراقب وضعيت روحاني خود هستيد؟ اميدوارم اين گونه باشد چون فكر نمي كنم چيزي مهمتر از اين سؤال وجود داشته باشد شما تمام عمر زحمت مي كشيد و سختي هاي مختلف را تحمل مي كنيد ولي در نهايت بايد اين دنيا را ترك كنيد تاكنون كسي هر قدر هم قدرتمند و ثروتمند نتوانسته زندگي ابدي داشته باشد. و اعتقادات مذهبي شما بهترين پاسخ را به اين سؤال مي دهد.

آيا مراقب سلامتي رواني خود هستيد؟ اميدوارم اين گونه باشد چون روحيه شما منبع انرژي براي زندگي طولاني و سالم و لذت بردن از داشته هاي خود است.

من تصميم گرفته ام در مقابل شهوت پولدار شدن بايستم من مي خواهم در رفاه باشم اما نه به قيمت از دست دادن سلامت جسمي و روحي و اعتقاداتم. ونه به قيمت از دست دادن دوستان و آشنايانم.

اما شما چطور؟ آيا ثروتمند هستيد يا توانگر؟

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

ثروتمند شوید

2- از طرفین معامله، آن که از خود اشتیاق بیشتری نشان می دهد امکان کمتری برای به دست آوردن بهترین قیمت دارد.

3- شما تنها در صورتی می توانید بهترین معامله را انجام دهید که بتوانید در صورت نامطلوب بودن قیمت ، از خیر معامله بگذرید.

4- مردم ذاتاً عادل هستند و حاضرند در مقابل لطفی که به آنها می کنید متقابلاً پاداش شما را بدهند.

5- در معامله ، با دادن امتیازات کوچک می توانید در عوض امتیازات بزرگتری به دست آورید.

6- میزان درآمد شما در هر زمان بازتاب ارزشی است که دیگران برای کار شما قائل هستند.

7- منابع جسمانی، ذهنی و عقلانی شما که مرتباً در حال رشد و تغییر است سرمایه شخصی شماست.

9- این که چقدر درآمد دارید مهم نیست، بلکه نکته مهم این است که چه مقدار از آن را می توانید نگه دارید.

10- افراد موفق وقتی که درآمد خوبی دارند پس انداز می کنند و در نتیجه وقتی درآمد کمی دارند پشتگرمی مالی دارند.

11- هزینه ها معمولاًً آنقدر افزایش پیدا می کند تا به میزان درآمد برسد. به همین دلیل است که اکثر مردم هنگام بازنشستگی فقیر هستند.

12- هرگز خود را به طور ناگهانی درگیر یک سرمایه گذاری غیر قابل برگشت نکنید.

13- رمز دستیابی به استقلال مالی از طریق پس انداز این است که پول را کنار بگذارید و هرگز به هیچ دلیلی به آن دست نزنید.

14- برای ثروتمند شدن هیچ راه سریع یا آسانی وجود ندارد.

15- جمع آوری پول موجب می شود که پول بیشتری به سوی شما جذب شود.

علي عليه‌السلام:
از دنيا بيزارم و زندگي را دوست دارم. زندگي نگاه منتظر يك يتيم است و دنيا حرص و طمع.

راز ثروت

روش هایی برای پس انداز نمودن پول

واقعیت را درست بررسی کنید
قبل از خرید هر چیز گرانقیمت و بزرگ، اطمینان پیدا کنید که این خرید را از روی احساس انجام نمی دهید. مردم عادت دارند که خریدهایی غیر ضروری را فقط از روی هوس انجام دهند نه بخاطر نیاز ! توصیه ی من این است که قبل از هر خرید، خوب موقعیت خود را بررسی کنید و واقع بین باشید.

2. قیمت ها را مقایسه کنید
قبل از هر خرید، توصیه میکنم که همه جاهای مشابه را بررسی کنید. اگر با دیدن یک چیز در یک فروشگاه سریعاً دست به خرید آن بزنید ممکن است سرتان را کلاه بگذارند. سوال کردن از فروشگاه های دیگر و پرس و جوی قیمت چندان زحمتی هم در بر ندارد.
اگر وقت کافی برای پرس و جوی قیمت ندارید، من توصیه می کنم که همه ی جزئیات را از یک فروشنده سوال کنید و بعد با فروشگاه های دیگر برای چک کردن و مقایسه ی قیمت ها تماس بگیرید. وقتی ارزانترین فروشگاه را پیدا کردید، بعد دست به خرید بزنید.

3. سعی کنید چانه بزنید
بعضی مردم خجالت می کشند یا بیش از این مغرور هستند که بخواهند سر قیمت چیزی با فروشنده چانه بزنند. اما جالب است بدانید که پولدارترین مردم همیشه بیش از سایرین هنگام خرید چانه می زنند. همین دلیل ثروتمند بودن آنها را می رساند. چون آنها ارزش پولی که به زحمت به دست آورده اند را می دانند و هیچوقت آن را بی جهت دور نمی اندازند.

قدم به قدم تا پس انداز پول :
بدانید که هیچوقت برای پس انداز کردن پول دیر نیست. در اینجا میخواهیم تکنیک های جمع کردن پول و پس انداز را برایتان معرفی کنیم.

1. همه ی حقوقتان را خرج نکنید
کار را با نگهداشتن میزان حتی خیلی کمی از حقوقتان شروع کنید. سعی کنید هر ماه 15 تا 18درصد از حقوق دریافتیتان را کنار بگذارید، اما اگر نتوانستید آنقدر هم پس انداز کنید باز نگران نباشید. مهم این است که پیوسته مقداری هر چند هم کم را پس انداز کنید.

2. تعداد برداشت از حساب خود را کمتر کنید
هروقت که با استفاده از دفترچه حسابتان، پولی برداشت می کنید، یک نرخ اضافی هزینه می کنید. مخصوصاً اگر برداشت را در بانک خودتان هم انجام ندهید، این هزینه بیشتر خواهد شد. پس به جای برداشت های مختلف، هزینه ی یک هفته ی خود را برآورد کرده و همان میزان پول از حساب برداشت کنید و هر مقدار که آخر هفته از آن پول باقی ماند را به پس انداز خود اضافه کنید.

3. حواستان به پولتان باشد
به خوبی مراقب دخل و خرجتان باشید. ببینید پولتان را کجا خرج می کنید. آندسته از افرادی که می دانند پولشان را بابت چه خرج میکنند، معمولاً کمتر خرج کرده و بیشتر پس انداز می کنند. با یادداشت کردن همه ی خرج و مخارجتان، هیچوقت بیش از بودجه تان خرج نخواهید کرد.

4. کمتر سراغ وام های کوتاه مدت برید
پولی که صرف سود وام می شود، پولی است که می تواند پس انداز شود. تا آنجا که می توانید سعی کنید کمتر سراغ وام گرفتن بروید. به خصوص وام های کوتاه مدت مثل وام دانشجویی، وام ماشین و امثال اینها.

انواع پس انداز
همچنین، در این گروه، نگهداری مناسب از دارایی ها به نحوی که بیشترین سود را برای خانواده به همراه داشته باشد، اصل مهمی است. این گروه را می توان به نحوی سرمایه های افراد و خانواده ها نیز دانست، اما چگونگی مراقبت از آنها را می توان پس انداز نامید؛ زیرا افزایش عمر هر وسیله، از بین نرفتن آن، استهلاک آن در زمان طولانی‌تر در گروه اقتصادی موجب می شود که خانواده دیرتر نسبت به خرید وسیله جایگزین اقدام کند.

به عبارت دیگر، خانواده، با فاصله زمانی بیشتری برای خرید وسیله جایگزین، پول می پردازد. اگر از وسایل زندگی و وسایل شخصی به خوبی مراقبت شود، با افزایش طول عمر آن، هزینه های ثابت خانواده کاهش می یابد. با کاهش هزینه ها، از سویی امکان پس انداز پولی افزایش می یابد و از سوی دیگر امکان برآوردن نیازهای دیگر فراهم می شود.

از این رو، پس انداز تنها در قالب پس انداز پولی قرار نمی گیرد. در گروه اجتماعی نیز حفظ و تقویت سرمایه های اجتماعی مانند اعتماد موجب می شود خانواده با مشکلات کمتری مواجه شود.

2_ پس انداز یکی از راه های سهیم کردن نسل آینده در دارایی هایی است که امروز در اختیار ماست. خانواده در طول حیات خود به دارایی هایی دست می یابد که خواسته و ناخواسته بخش چشمگیری از آن در آینده به اعضای جوان آن می رسد.

همچنین، این اعضا در طول رشد خود از این دارایی ها بهره می برند، اما حفظ و حراست از این دارایی ها، تلاش برای افزودن بر آن از سویی موجب می شود تا زندگی جاری با سهولت بیشتری پیش رود و از سوی دیگر آیندگان پشتوانه های قویتری داشته باشند.

3_ پس انداز – اقتصادی یا اجتماعی – سبب امنیت خاطر اعضای خانواده می شود. امنیت خاطر نیز سبب کاهش اضطراب و فشارهای روانی می شود.

از آن جایی که خانواده، در فرایند حیات خود به شکل های گوناگون با مسائل و مشکلات متعددی مواجه می شود، پس انداز کردن یکی از راه‌ حل های این مشکلات خواهد بود؛ از این رو، خانواده هایی که پس انداز دارند، امنیت خاطر بیشتری دارند و در زندگی احساس ثبات و پایداری بیشتری می کنند.

مشارکت نه به این معنا که دیگران را مجبور به انجام دادن فعالیتی کنیم که به پس انداز منتهی شود، بلکه به این معنا که دیگران خود با شناخت و آگاهی از لزوم و ضرورت و بنا بر میل و اراده خود به آن بپردازند؛ از این رو، گفتگو در خانواده درباره ‌راه های پس انداز و رابطه صرفه جویی با آن و تأثیر پس انداز در زندگی آینده و نقش آن در ایجاد اطمینان خاطر و کاهش فشارهای روانی، به مشارکت درست و فعال اعضای خانواده می انجامد.

بنابر این، درباره پس انداز بیشتر بیندیشیم و راه های گوناگون آن را بررسی کنیم و برای به دست آوردن آن اقدام کنیم. به هر میزان و از هر کجا که آغاز کنیم، برای خود و دیگران مفید خواهد بود
منبع: روزنامه سرمایه
مقدمه ای بر کتاب پدر پولدار پدر بی پول نوشته رابرت کیوساکی

رابرت در هاوايي بدنيا آمد و در همان جا بزرگ شد. او چهارمين نسل يك خانواده دورگه ژاپني آمريكايي بود. خانواده اش تركيبي از مدرسان ممتاز و برجسته مملكت بود. پدرش رييس آموزش و پرورش ايالت هاوايي بود. او پس از اتمام دوره دبيرستان در نيويورك به ادامه تحصيل پرداخت و پس از به پايان رساندن دانشگاه . به نيروي تفنگداران دريايي آمريكا پيوست و به عنوان افسر و خلبان هليكوپترهاي سنگين و مسلح نظامي به ويتنام بازگشت. در بازگشت از ويتنام . زندگي مالي و تجاري رابرت آغاز شد. در سال 1977 او شركتي را بنيان نهاد كه نخستين كيف هاي پول مردانه اي كه مخلوطي از نايلون و ولكرو بود . به بازار عرضه كرد. كه اين محصول بعدها به يك فرآورده مولتي ميليون دلاري تبديل شد. او و محصولاتش در مجلات معتبر جهاني حضور داشته و دارند.
پس از دست كشيدن از كار تجارت . موسسه بين المللي آموزش با گروهي از همكاران خود تاسيس كرد كه به آموزش تجارت و سرمايه گذاري در هفت كشور جهان مشغول است و دهها هزار نفر دانشجو دارد.
با بازنشسته شدن در سن 47 سالگي . رابرت به آنچه بيش از همه مورد علاقه اش بود . روي آورد… سرمايه گذاري. به دليل نگراني فراواني كه از خلا در حال رشد ميان داراها و ندارها داشت . به خلق بازي (پول در گردش) – در ايران به نام روپولي مشهور است- پرداخت كه به آموزش پول اختصاص داشت. آموزش شناخت پول و كار با آن . پيش از اينكه تنها توسط قشر پولدار جامعه فهميده و مورد بهره برداري قرار گيرد.
رابرت , كلاس هايي دارد كه از يك ساعت تا سه روز طول مي كشد و به مردم درباره رموز ثروتمند شدن آموزش مي دهد. گر چه سوژه هاي كلاس او شامل (سرمايه گذاري با بالاترين بهره و كمترين ريسك) و (چگونه به فرزندانمان آموزش دهيم پولدار شوند) و (تاسيس شركتها و واگذاري آنها) مي باشد ولي پيام تكان دهنده و استوارش , چيز ديگري است. آن پيام چنين است :
(نبوغ مالي را كه در وجودتان خوابيده است , بيدار كنيد. اين نبوغ و استعداد , آماده سربرآوردن است. )

آيا مدارس , بچه ها را براي ورود به دنياي واقعي آماده مي كنند ؟ پدر و مادر من عادت داشتند اين جملات را تكرار كنند : (سخت درس بخوان و نمرات خوب بگير تا شغل خوبي با درآمد بالا نصيبت شود.) هدف آنها در زندگي , فراهم آوردن امكانات تحصيل دانشگاهي براي من و خواهر بزرگترم بود. از ديد آنان , با اين امكان , ما مي توانستيم بزرگترين شانس موفقيت را در زندگي مان داشته باشيم.هنگامي كه من . سرانجام در سال 1976 با غرور و تقريبا با بالاترين نمرات كلاسي از دانشگاه ايالتي فلوريدا فارغ التحصيل شدم , والدينم به اهداف خود رسيدند. اين موفقيت تاج افتخاري در زندگي مشتركشان بود. براي رسيدن به (نقشه بزرگ نهايي) , من به استخدام يك شركت حسابداري مطرح و معتبر در آمدم و به سوي داشتن يك شغل دايمي و بازنشستگي خوبش كه در سنين نسبتا پايين نصيبم مي شد , گام بر داشتم.
شوهرم مايك , نيز مسير مشابهي را پيمود. ما هردو از خانواده هاي سخت كوش و متوسط اجتماع , اما با وجدان هاي بالا بوديم. مايكل هم با سرافرازي درسش را به پايان رسانده بود. او دوبار به دانشگاه رفته بود : بار اول , مدرك مهندسي و بار دوم از دانشگاه حقوق مدرك گرفته بود. وي بلافاصله در يك شركت حقوقي معتبر و با نفوذ در واشنگتن دي. سي. كاري مي يابد كه كارش به ثبت رساندن و دفاع از حقوق انحصاري اختراعات بود , استخدام مي شود و آينده اش روشن به نظر مي رسيد. مسير كاري اش كاملا مشخص و بازنشستگي آن در سنين پايين , كاملا تضمين شده بود.
گرچه ما در مشاغلمان موفق بوديم ولي هيچكدام كارهايمان را آن طور كه انتظار داشتيم , سريع بدست نياورده بوديم. هر دوي ما بارها حرفه هايمان را عوض كرده بوديم-به دلايل قابل قبول بسياري- اما هيچ قانوني وجود نداشت كه براي اين زمانهاي از دست رفته حقوق بازنشستگي تعيين كند. وجوه بازنشستگي ما فقط از طريق حق بيمه شخصي كه هر ماه به تامين اجتماعي مي پرداختيم , تامين مي شد.
من و مايك زندگي فوق العاده اي داشتيم كه نتيجه اش سه فرزند بود. الان كه دارم اينها را مي نويسم , دو تن از آنها در كالج درس مي خوانند و سومي به تازگي وارد دبيرستان شده است. ما براي اطمينان از اينكه فرزندانمان از بهترين امكانات تحصيلي برخوردار خواهند بود , هزينه زيادي صرف كرديم.
من بدون كوچكترين تفكري بلافاصله پاسخ دادم :(چون اگر نمرات خوبي نگيري نمي تواني وارد دانشگاه شوي.)
او پاسخ داد : (من چه به دانشگاه بروم و چه نروم به هر صورت تصميم دارم پولدار شوم)
من با صدايي آميخته به اضطراب و نگراني هاي مادرانه جواب دادم :
(اگر نتواني مدرك دانشگاهي ات را بگيري , بي ترديد شغل مناسبي هم بدست نخواهي آورد و اگر شغل مناسبي تداشته باشي چگونه مي تواني پولدار شوي ؟)
پسرم خنده زوركي كرده از روي خستگي و ملامت به آهستگي سرش را تكان داد. او گفت :
(مادر , حالا نوبت من است كه سخنراني كنم. با زمان جلو برو ! به دور و برت نگاه كن. پولدارها كه به خاطر تحصيل پولدار نشده اند. مايكل جردن و مدونا را ببين. حتي بيل گيتس هم از هاروارد اخراج شد ولي توانست مايكروسافت را تاسيس كند. و حالا ثروتمندترين مرد جهان است. در حالي كه هنوز حتي چهل سال هم ندارد.
سكوتي طولاني ميان ما حاكم شد. از قرار معلوم , من هم همان نصايح پدر و مادرم را براي پسرم تكرار مي كردم. دنياي اطراف ما تغيير كرده , ولي نصيحت و توصيه ها عوض نشده است.
ديگر تحصيلات عالي و گرفتن بهترين نمره ها ملاكي براي موفقيت نيست ! و انگار كسي , بجز بچه هاي من متوجه اين واقعيت نشده بود.
در مقام مادر و حسابدار كه حرفه ام است, نگران عدم آموزش امور مالي بچه ها در مدرسه بوده ام. بيشتر جوانان ما , پيش از اتمام مدرسه و دانشگاه حتي پيش از آنكه تجربه اي در مورد پول در آوردن و پس انداز كردن داشته باشند , كارت اعتباري دارند. آنان فقط خرج كردن بوسيله آن را بلدند ولي بدون آگاهي از اعتبار پول و يا اشتن معلومات امور مالي , نمي توانند براي برخورد با جهاني كه در انتظار آنان است , آمادگي داشته باشند. دنيايي كه در آن بر خرج كردن و هزينه تاكيد بيشتري شده است است تا پس انداز كردن !
زماني كه بزرگترين پسرم در سالهاي اول كالج بخاطر استفاده غير متعارف از كارت اعتباريش نوميدانه بدهي بالا آورد , نه تنها كمكش كردم كه كارت اعتباري خود را لغو كند , بلكه به دنبال برنامه اي رفتم كه بتوانم از آن طريق , آموزش هاي اقتصادي و مالي به فرزندانم بدهم.
رابرت كيوساكي به مردم ياد مي دهد كه چگونه ميليونر شوند بدين سبب است كه او را معلم مدرسه ميليونرها مي نامند .

شوهرم مايك خيلي تحت تاثير سرمايه در گردش قرار گرفته بود , محصول آموزشي جديدي كه رابرت كيوساكي آنرا ابداع و توسعه داده بود. كيوساكي ترتيبي داد تا هر دوي ما در آزموني از الگوي نخستين كار او شركت كنيم. چون اين نوعي سرگرمي آموزشي بود من از دختر نوزده ساله ام نيز كه دانشجوي سال اول دانشكده بود , خواستم , اگر دلش مي خواهد , او هم در اين سرگرمي شركت كند و او نيز با ما آمد.
پانزده نفر شركت كننده در آزمون آن روز را به سه گروه تقسيم كردند. مايك حق داشت.اين همان بازي ثمره آموزشي بود كه من در جست و جويش بودم. اين بازي شامل يك صفحه مونوپولي رنگي بود با يك موش صحرايي غول آسا در مسط صفحه! ليكن ,بر خلاف مونوپولي, دو تا مسير هم در اين صفحه در نظر گرفته شده بود. يكي در داخل صفحه و يكي خارج از صفحه مونوپولي. هدف از بازي, خروج از راه داخلي بود-چيزي كه رابرت (تلاش موش)مي ناميد. ورود به مسير خروجي و يا (مسير فوري). منظور رابرت اين بود كه (مسير فوري) نشان مي دهد كخ ثروتمندان چگونه در زندگي واقعي نقش بازي مي كنند. رابرت سپس (تلاش موش) را براي ما توضيح داد.
(اگر به طرز زندگي طبقه اي كه تحصيلات متوسطي دارند و با جديت كار مي كنند ,نگاهي بيندازيد, متوجه مي شويد كه مسيري مشابه را مي پيمايند: كودك بدنيا مي آيد ,مدرسه مي رود و پدر و مادر بخاطر سرآمد بودن بچه در گرفتن نمرات عالي و رفتن به مدرسه عالي ,با هيجان تمام, احساس غرور مي كنند. امكان دارد كه او متعاقبا وارد دانشگاه شود و با مطالعه اين كه صاحب شغل آتيه و آبرومندي شود , حرفه پزشكي و يا وكالت را بر مي گزيند و سپس در مقام پزشك يا وكيل شروع به كار مي كند. گاهي هم وارد ارتش مي شود و به كارهاي دولتي مي پردازد. معمولا زماني كه شروع به پول درآوردن مي كند, كارت اعتباري هم از راه مي رسد و خريدها شروع مي شود-البته اگر قبلا كارت اعتباري نداشته باشد.
اين زوج خوشبخت كه 35 سال پيش بدنيا آمده اند , حالا در دام (رقابت بيرحمانه) براي ادامه زندگي شان افتاده اند. آنان براي كارفرماي شركتي كه در آن كار مي كنند , پرداخت مالياتهاي دولتي , پرداخت وام هاي بانكي و ديگر هزينه هاي كارت اعتباري خود , به شدت تلاش مي كنند.
سپس به كودكان خود توصيه مي كنند كه درسهايشان را خوب بخوانند و نمره هاي بالا بگيرند تا در آينده داراي شغلي خوب و ضمانت بانكي مناسب بدست آورند! آنان اطلاعاتي در مورد پول ندارند و هيچ چيزي در مورد مسايل مالي نمي دانند. جز اينكه به سختي كار كنند و ديگران از ساده لوحي شان سود مي برند. اين فرآيند مرتبا از نسلي به نسل ديگر انتقال مي يابد و اين (رقابت بي رحمانه) است !
تنها راه گريز از اين رقابت بيرحمانه , اثبات مهارت و كار آزمودگي خودتان در حسابداري مالي و سرمايه گذاري است كه به احتمال قوي دو مساله بسيار اساسي و مشكل جهت تسلط در كارهاست. در مقام فردي مجرب كه يكبار در شركتي معظم كار كرده است , تعجب كردم كه رابرت آموزش اين مساله را توام با شوخي و هيجان مطرح ساخته است. فرآيند بخوبي تغيير شكل مي داد و زماني كه با سخت كوشي تمام تلاش مي كرديم كه از اين تله بيرون بياييم , فورا يادمان مي رفت كه در حال آموزش امري مهم هستيم.
اين آزمون خيلي زود به بعدازظهري تفريحي براي من و دخترم بدل شد و ما شروع به بحث و گفتگو در مورد حرف هايي شديم كه تا بحال نكرده بوديم. در مقام حسابدار , اين بازي كه نياز به يك (صورتحسابي از درآمد) و (تراز نامه) داشت , برايم بازي آساني بود. پس من فرصت آنرا داشتم كه با آگاهي از مفاهيم كلي كه ديگران نمي دانستند به دخترم و آناني كه در گروه من بودند , كمك كنم. من نفر اول شدم و توانستم از اين مسابقه بيرون آيم. من در عرض پنجاه دقيقه , توانستم مسابقه را ببرم در حاليكه مدت مسابقه سه ساعت بود !
در گروهي كه من بودم , يك بانكدار , يك مالك دفتر تجارتي و يك برنامه نويس رايانه بود. چيزي كه مرا به شدت مضطرب و نگران كرد اين بود كه اينها چه اطلاعات اندكي از حسابداري و سرمايه گذاري داشتند. مسايلي كه در زندگي آنان اهميت والايي داشت و تعجب مي كردم كه چگونه اقتصاد زندگي شان در دنياي واقعي امروزه مي چرخانند. حالا مي توانستم درك كنم كه چرا دختر 19 ساله ام نيز چيزي در مورد امور مالي نمي داند , ليكن اينها آدم هاي بزرگي بودند كه دو برابر او سن داشتند.
پس از آن كه از مسابقه ابداعي كيوساكي موفق بيرون آمدم , به تماشاي دخترم و اين گروه تحصيل كرده پرداختم. بزرگسالان ثروتمند و مرفهي كه تاس بازي را مي چرخاندند و قلم هاي خود را حركت مي دادند. اگرچه خوشحال بودم كه همه آنان در حال آموزش اند ,نگران بودم كه چگونه اين بزرگسالان اصول ساده حسابداري و سرمايه گذاري را بلد نبودند. آنان براي درك ارتباط ميان صورتحساب درآمد و ترازنامه دخل و خرجشان مشكل داشتند. همان گونه كه دارايي هاي خود را خريد و فروش (معامله) مي كردند , از بخاطر آوردن هر معامله اي كه مي توانست روي سرمايه در گردش آنان تاثير گذار باشد , نگراني داشتند. فكر مي كردم كه چند ميليون انسان به دور از تلاش هاي مالي در دنياي واقعي وجود دارند ؟ آيا تنها به اين علت كه هرگز چنين آموزش هايي را در دوره تحصيلي خود نديده اند ؟
پس از آنكه رابرت به رقابت خاتمه داد , پانزده دقيقه وقت در اختيارمان قرار داد تا در مورد (سرمايه در گردش) با يكديگر بحث و انتقاد داشته باشيم.
تاجر كه در سر ميز بود , خوشحال به نظر نمي رسيد. او كه از بازي خوشش نيامده بود با صدايي بلند گفت :
(نيازي ندارم اين بازي را ياد بگيرم. من حسابدارها , كارمندان بانك و وكلا را به استخدام خودم در مي آورم تا اين مطلب را به من توضيح بدهند.)
رابرت در پاسخ او گفت :
(آيا تاكنون توجه كرده اي كه اكثر حسابدارها آدم هاي ثروتمندي نيستند؟ و همين طور هم كارمندان بانك , وكلا , دلال هاي سهام يا دلال مستغلات و املاك ؟ اطلاعات آنها زياد است و بيشترشان نيز افراد باهوشي هستند ولي اكثر آنان اشخاص ثروتمند نيستند.زيرا در مدارس به ما ياد نمي دهند كه آدم ثروتمند چه مي داند و چگونه ثروتمند مي شود و چرا بايد به توصيه هايشان گوش كنيم. ولي روزي كه در حال رانندگي در بزرگراه , در راهبندان گير مي كنيد و همه تلاشتان آن است كه از آن جان سالم به در ببريد , سمت راست خودرو خودتان , حسابدار خود را مي بينيد كه او نيز در راهبندان گير كرده است ! به سمت چپ خود نگاه مي كنيد , كارمند بانك خود را مي بينيد. اين مساله واقعيتي را به شما مي گويد !)
برنامه نويس رايانه هم كه تحت تاثير اين بازي قرار نگرفته بود, گفت :
(من مي توانم نرم افزاري تهيه كنم تا اين را به من بياموزد!)
اما كارمند بانك كه به شدت تحت تاثير قرار گرفته بود ,گفت :
(من اين درس را در مدرسه آموختم – در بخش حسابداري – ولي هرگز نمي دانستم كه در زندگي واقعي آن را چگونه بكار گيرم. حالا ياد گرفتم و بايد خود را از اين تله (تلاش موش) بيرون بكشم.)
ولي اظهار نظر دخترم , بيشترين تاثير را بر من داشت. او گفت :
(آموزش سرگرم كننده اي داشتم و ياد گرفتم كه چطور پول به معناي واقعي بدست مي آيد و به درد مي خورد و اينكه چگونه بايد سرمايه گذاري كرد. حالا مي دانم كه خودم حرفه اي را كه دوست مي دارم انتخاب كنم. نه شغلي كه برايم امنيت اجتماعي و سودي در بر داشته باشد يا هدفم اين باشد كه چه حقوقي به من پرداخت خواهد شد. اگر ياد بگيرم كه اين بازي چه چيزي را به ما مي آموزد, آزادم هر چه را كه دوست دارم ياد بگيرم و انجام دهم…بجاي آنكه در رشته اي تحصيل كنم به اين دليل كه بازار كار به فلان مهارت نياز دارد. اگر من اين را بياموزم , ديگر مثل بقيه همكلاسيهايم , نگران امنيت شغلي و امنيت اجتماعي خودم نخواهم بود.)
پس از اينكه بازي را تمام كرديم , نتوانستم انجا بمانم و با رابرت صحبت كنم , ولي قرار شد كه بعدها در مورد اين طرح بحثي با هم بكنيم. مي دانستم كه هدف او از اين بازي كمك به مردم بود تا آگاهي بيشتري در مورد امور مالي داشته باشند و من مشتاق بودم كه از نقشه هاي او آگاه شوم.
با او قرار شامي براي هفته آينده گذاشتيم و من و شوهرم از رابرت و همسرش دعوت كرديم. اگرچه اين اولين نشست ما بود , احساس كرديم انگار سالهاست هم را مي شناسيم.
نگراني اصلي رابرت , شكاف روز افزون ميان داراها و ندارها در آمريكا و سراسر دنيا بود. بازرگاني خودآموخته و انساني خودساخته كه به سراسر دنيا سفر و سرمايه گذاري كرده بود , مي توانست در 47 سالگي خود , بازنشسته شود. ولي بازنشسته نشد. زيرا او نيز نگران اين مساله بود ,همان گونه كه من نگران آينده بچه هايم هستم. او مي دانست كه دنيا عوض شده , ولي نوع آموزش و تحصيل , همزمان با آن تغيير نكرده است!! به نظر رابرت , كودكان , سالهاي عمرشان را صرف آموزش نظام تحصيلي كهنه اي مي كنند. چيزهايي به آنان آموزش داده مي شود كه در زندگي هرگز آز آنها استفاده نمي كنند و آنان را براي دنيايي آماده مي سازد كه ديگر وجود ندارد.
او مي گويد : (امروزه خطرناك ترين توصيه اي كه به بچه ات مي كني اين است كه مدرسه برو و با معدلي بالا مدرك بگير تا صاحب شغل درست و حسابي و با تضميني شوي. اين توصيه ديگر قديمي شده و اندرزي مفيد نيست. واقعا اگر مي توانستي ببيني كه در آسيا , اروپا و آمريكاي جنوبي چه مي گذرد, حتما تونيز , مثل من نگران مي شدي.)
او اعتقاد دارد كه اين توصيه بدآموزي است (زيرا اگر دوست داري كه فرزندت از تامين مالي در آتيه برخوردار باشد او نمي تواند طبق اصول قديمي , خود را به دست قضا و قدر بسپارد و اين كاري بسيار خطرناك است.)
از او پرسيدم كه منظورش از (قواعد و اصول قديمي و كهنه) چيست ؟
او گفت : (آدم هايي مثل من , طور ديگري وارد عمل مي شوند كه با روش شما متفاوت است. زماني كه شركت معظمي اعلام مي كند قصد دارد از تعداد كاركنانش بكاهد چه اتفاقي مي افتد ؟ )
پاسخ دادم : (مردم از كار بيكار مي شوند , خانواده ها آسيب مي بينند و عدم اشتغال و بيكاري ها افزون مي شود.)
(خب , درسته ولي براي آن شركت چه اتفاقي مي افته , به ويژه اگر يك شركت سهامي عام در بازار بورس باشه ؟)
گفتم : (معمولا وقتي چنين چيزي اعلام مي شود , قيمت سهام افزايش مي يابد. وقتي كه شركتي هزينه هاي كارگرانش را تقليل مي دهد , چه به دليل استفاده از دستگاههاي خودكار يا بطور كلي , حقيقتا در جهت تقويت و تحكيم نيروي كارگر مورد پسند بازار است.)
او گفت : (درسته و زماني كه قيمت سهام افزايش پيدا مي كند , آدم هايي نظير من كه سهامدارند , ثروتمند تر مي شوند. منظورم از برقراري قواعد متفاوت اين است كه كارمندان و كارگران مي بازند و مالكان و سهامداران برنده مي شوند.)
رابرت نه تنها تفاوت كارگزار و كارمند را توصيف مي كرد بلكه فرق ميان داشتن اختيار سرنوشت خود و يا وادادن و تسليم شدن به ديگران را نيز به خوبي ادا مي كرد.
من گفتم : (ولي درك اين امر كه چه وضعي پيش مي آيد , براي اكثريت مردم دشوار است. آنان تنها تصور مي كنند كه اين منصفانه نيست.)
او گفت : (به همين دليل , احمقانه است كه به كودكي تاكيد كنيم (تحصيلات خوبي داشته باش). واقعا احمقانه است كه تصور كنيم سيستم تحصيلي مدرسه و دانشگاه , بچه هاي ما را براي رويارويي با دنيايي كه پس از فارغ التحصيلي در پيش دارند , آماده خواهد كرد. هر كودكي به آموزش بيشتري نياز دارد. آموزشي متفاوت. و آنها احتياج دارند كه قواعد و قوانين را بدانند. مجموعه قواعد و قوانيني متفاوت. قواعد و قوانيني در مورد پول وجود دارد كه ثروتمند با آن سروكار دارد و قواعدي ديگر نيز هست كه 95 درصد جمعيت طبق آنها عمل مي كنند و آن تعداد قواعد را در منزل و مدرسه ياد مي گيرند. پس امروزه به اين دلايل, كار خطرناكي است كه به فرزندان خود توصيه كنيم (خوب درس بخوان و كار خوبي گير بياور) امروزه , بچه نياز به آموزش مجرب تري دارد و سيستم جاري و متداول فعلي , نمي تواند باري را به مقصد برساند. اهميتي نمي دهم كه نظام كنوني چند تا رايانه در كلاس ها مي گذارد و يا هزينه اي كه دانشگاهها مي كنند , چقدر است, با نظام آموزشي چگونه مي تواند مطلبي را كه خود نمي داند , آموزش بدهد؟)
بنابراين , والد چگونه مي تواند چيزي را كه مدرسه ياد نمي دهد , به كودكانش بياموزد؟ شما حسابداري را چگونه به كودك ياد مي دهيد ؟ آيا آنان خسته نمي شوند ؟ و آيا شما , در مقام والدي كه از خطر كردن بيزاريد , چگونه مي توانيد سرمايه گذاري سرمايه گذاري را به آنان ياد بدهيد ؟ بجاي اينكه به بچه هايم ياد بدهم احتياط به خرج بدهند و دست به عصا راه بروند , به اين نتيجه رسيدم كه بهترين كار اين است كه به آنان ياد بدهم هشيار باشند و با زيركي وارد عمل شوند.
از رابرت پرسيدم : (بنابراين , چگونه مي توانيد در مورد پول و همه مسايلي كه درباره آنها صحبت كرده ايم به كودكي آموزش بدهيد؟ و چگونه مي توانيم درك اين مطالب را بويژه به پدر و مادراني كه خودشان بدرستي آنرا درك نمي كنند , تفهيم كنيم ؟)
او پاسخ داد : (در اين مورد كتابي نوشته ام)
پرسيدم : (كجاست ؟)
پاسخ داد : (در رايانه ام. اين نوشته سال هاست كه به صورت مطالبي پراكنده ثبت شده است. گاهي چيزهايي به آن اضافه مي كنم ولي هرگز فكرش را نكرده ام كه همه را در مجموعه اي گردآوري كنم. پس از اينكه كتاب هايم جزو پر فروش ترين كتاب ها شدند , شروع به نوشتن آن كردم , ولي اين نوشته جديد را هرگز به پايان نرساندم و هنوز به صورت مطالب پراكنده و نكته هاي كوتاه است. )
و اين كتاب به صورت تكه هايي ثبت شده است. موضوعي كه رابرت در داستان دو پدر (پدر پولدار و پدر بي پول) پي مي گيرد , موضوع استعدادهايي است كه او در طول زندگي آنها را توسعه داده است. او با مقايسه اين دو گونه نتيجه مهمي مي گيرد. اين كتاب را من گردآوري و ويراستاري كرده ام. لطفا هر حسابداري كه اين كتاب را مطالعه مي كند معلومات دانشگاهي خود را بطور موقت كنار بگذارد و حواسش را فقط به نظريه هايي معطوف سازد كه رابرت به آنها اشاره مي كند. اگرچه اغلب حسابرس ها اصول بنيادين حسابداري تاييد شده را دقيقا زير سوال مي برند ! آنها از بينش و آگاهي مفيدي در جهت مسير سرمايه دار هاي حقيقي آگاه مي شوند كه چگونه تصميم هايي را كه در امر سرمايه گذاري خود مي گيرند , مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهند.

پولدارها چگونه پولدارتر مي‌شوند؟