No category

دانلود پایان نامه درمورد کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، کودک و نوجوان

گيرد.44
“بزهکاري”
بزهکاري به کودک يا جواني اطلاق مي شود که از 7 تا 17 ساله باشد و اعمال مرتکب شود که چنان چه بعد از سن قانوني 16 يا 18 سالگي از کسي سربزند آن اعمال جزو جرايم محسوب مي شود و قابل مجازات است.45
“سن” تعداد سالهاي کاملي است که از زمان تولد فرد گذشته است.46
جنس :
گروهي که از کارايي و ويژگي هاي مشترک برخوردار باشند.47
همانند سازي يا همانند گردي: پذيرش يک گروه اقليت دوست اکثريت يک جامعه که بر جريان آن اين گروه ارزشها و هنجارهاي فرهنگي مسلط اخذ مي کند.48
مقدمه
فصل تاريخ ادبيات
تلويزيون در دنياي امروز گسترده‌ترين رسانه است به گونه ايي که حتي کامپيوتر و شبکه جهاني اينترنت هم نتوانسته رقيب قدرتمندي براي آن باشد. در کشور ما نيز همانند الگوي جهاني، تلويزيون فراگير ترين رسانه است. امروزه اين رساله تا دور افتاده ترين روستاها راه يافته و آنتن هاي کج و کوله آن را مي توان بر فراز آپارتمان هاي مرتفع تهران تا خانه هاي پست و کوتاه روستاها مشاهده کرد. از اينروست که مي توان تلويزيون را به يک دانشگاه وسيع با مخاطباني در طيف هاي مختلف در نظر آورد. هم اينک از کودکان نوپا که تصويرهاي شاد و رنگارنگ و آهنگ هاي تند پيام هاي بازرگاني آنها را مقابل صفحه تلويزيون ميخکوب مي کند تا پير مردان و پيرزنان مخاطب تلويزيون هستند، هر خانم خانه داري در اولين کار روزانه خود تلويزيون را روشن مي کند و در خلال پرداختن به کارهاي منزل گوش و چشم به برنامه هاي آن مي سپارد. هر کودک و نوجواني که از مدرسه به خانه مي رسد، انجام تکاليف خود را با برنامه هاي تلويزيوني هماهنگ مي کند. شايد برخي خوانندگان خرده بگيرند که رسانه هاي ديگري از قبيل کامپيوتر، شبکه جهاني اينترنت و ماهواره نيز پر کننده اوقات مردم هستند. بله، ولي در چه طيف و سطحي؟ آنچه ما در نظر مي آوريم رفتار اکثريت مردم جامعه ماست. به هر روي اينک نه تنها در کشورما که در تمام دنيا تلويزيون به مثابه عضوي از يک خانواده تلقي مي شود نه وسيله ايي از وسائل خانه. اينها که برشمرديم، مسئوليت تهيه کنندگان برنامه هاي تلويزيوني و مديران پخش شبکه ها را صد چندان مي کند.
خشونت در تلويزيون:
تماشاي تلويزيون مقدار معتنابهي از متوسط وقت کودکان را به خود اختصاص مي دهد49 و اين اوقات براي کودکان پيش از دبستان بيش از دبستاني ها و در ايام تعطيلات سال نو و تابستان بيش از ايام مدرسه است.
زنان خانه دار، کودکان و بازنشستگان در بين گروههاي سني مختلف بيشترين وقت را صرف تماشاي برنامه هاي تلويزيوني مي کنند و در اين ميان تاثير پذيري کودکان بيش از گروههاي سني ديگر است. زماني برنامه هاي خاص کودکان که از دو شبکه يک و دو پخش مي شد داستان هايي از زندگي جاري کودکان مانند حنا دختري در مزرعه، با خانمان (داستان دختري به نام پرين) و بولک و لولک بود ولي اينک کارتون هاي کودکانه اي که هر روز از شبکه هاي تلويزيوني بعنوان برنامه هاي خاص اين گروه سنس پخش مي شود، دي جي مون ها و انواع ديگر کارتون هاي خشني است که دو گروه با ابزار جنگي عجيب و غريب بدون هيچ دليل مشخصي در حال جنگ دائمي با يکديگر هستند. ساده ترين کارتون کودکانه و مورد توجه تمام گروههاي سني، کارتون تام وجري است. موش و گربه ايي که به بهانه هاي ساده انواع اعمال خشونت آميز را به کار مي برند تا يکديگر را از ميدان به در کنند.
برنامه هاي کودک در تلويزيون ما (البته آن دسته از برنامه هاي خريداري شده از شرکتهاي خارجي) آکنده از خشونت و جنگ هاي بي دليل است. که هيچ کدام از طرفين مخاصمه نه شرو نه خيراند. چه اگر چنين بود، نابودي شر و پايداري خير تا حدودي ذهن کودک و نوجوان بينننده را در برابر خشونت ارائه شده توجيه يا محافظت مي کرد. متاسفانه برنامه هاي خشن تلويزيوني در طي ساليان اخير منحصر به برنامه کودک نيست و سريال ها و فيلم هاي سينمايي نيز آکنده از رفتارهاي پرخاشگرانه شده است، و در ايامي چون تعطيلات نوروز که عده کثيري از هموطنانمان اوقات فراغت خود را در پاي گيرنده هاي تلويزيوني صرف مي کنند و مديران اين رسانه هم براي پر کردن اوقات فراغت مردم برنامه هاي اين رسانه را افزايش مي دهند، به يکباره تلويزيون آکنده از فيلم هاي سينمايي خشن و پر زد و خورد مي شود. اين ميزان خشونت در برنامه هاي نوروزي که قرار است اوقات خوشي را به بينندگان خود هديه کند، نه تنها هدف اوليه را تامين نمي کند، بلکه اثرات و زيان هايي را به ويژه براي کودکان و نوجوانان به همراه مي آورد.
رابطه رشد شناختي كودكان ، با ادراك برنامه‌هاي تلويزيون
يادگيري كودكان تاميزان قابل توجهي ،‌به سطح درك و رشد شناختي آنان بستگي دارد.بررسيها نشان مي‌دهد بيش از نيمي از برنامه‌هاي تلويزيوني كه كودكان مشاهده مي‌كنند برنامه‌هاي مخصوص بزرگسالان است و معمولاً براي كودكان غير قابل درك مي‌باشد.
الف: کودکان خردسال در جداسازي مفاهيم اصلي از فرعي دچار اشکال هستند بنابراين قادر به پيگيري داستان تا پايان آن نخواهند بود.
ب: خردسالان قادر نيستند عناصر مختلف يک داستان را با هم ارتباط دهند.
ج: کودکان در استنتاج از وقايع مبهم و غير آشکار فيلم و نيز از درک احساسات و مقاصد اصلي شخصيتهاي داستان ناتوانند. به عنوان مثال وقتي در يک حمله ور مي شوند و در صحنه ديگر خرابي دهکده نشان داده مي شود، آنها نمي توانند وقايعي که باعث خرابي دهکده شده اند را استنباط نمايند.
هر يک از تواناييهاي شناختي به تدريج و در طول سالهاي مدرسه رشد مي کند. بسياري از کودکان در سن نه يا ده سالگي هم نمي توانند براي درک برنامه هاي ويژه بزرگسالان از مهارتهاي شناختي خود استفاده کنند. بنابراين کودکان نمي توانند همان پيامهايي را که بزرگسالان از برنامه هاي تلويزيوني مي گيرند درک نمايند و اين در حاليست که برخي از صحنه هاي فيلم در ذهن آنها تأثير عميق مي گذارد.
رابطه رشد شناختي کودکان با ادراک آگهي هاي تلويزيون
رشد شناختي کودکان با درک آنان از آگهي هاي تبليغاتي تلويزيون رابطه مثبتي دارد. به همين دليل بسياري از والدين با آگهي هاي تجارتي که مخاطب اصليشان کودکان است و در آن غذاهايي با چربي و قند فراوان و انواع شکلاتها و خوراکيها را تبليغ مي کنند، مخالفند. هر چند کودکان از سه يا چهار سالگي مي توانند آگهي هاي تبليغاتي را از ساير برنامه هاي تلويزيوني تشخيص دهند. اما تا حدود يازده سالگي نمي توانند ماهيت آگهي هاي تبليغاتي را کاملاً درک کنند. يک کودک 7-6 ساله غالباً به ظاهر آگهي ها توجه مي کند و متقاعد مي شود کالايي را که تبليغ مي کنند، مطلوب است. در سنين حدود 11-10، کودکان نسبت به ادعاي آگهي هاي تجارتي و مطلوبيت کالايي که تبليغ مي شود، ترديد دارند و فکر مي کنند آگهي هاي تجارتي ممکن است فريبنده باشد. البته اين سن در فرهنگها و کشورهاي مختلف، متفاوت است.
بايد گفت که در برخي از آگهي هاي کودکان مرفه و ثروتمند، تمايلات و عقده هاي رواني نامطلوبي را در ساير کودکان ايجاد مي کند.
تلويزيون و دشواريهاي رفتاري
موضوع جالب و در عين حال نگران کننده اي که نشان مي دهد ميزان پرخاشگري در برنامه هاي کودکان و نوجوانان است که درصد آن بالاتر از ساير برنامه هاي تلويزيوني مي باشد. بسياري از کارتونهاي مخصوص کودکان، صرفاً با هدف جلب تعداد زيادتري از بينندگان و ايجاد هيجان بيشتر در آنها، تهيه مي شود که اين امر منجر به بروز دشواريهاي رفتاري مانند پرخاشگري، ناخن جويدن، شب ادراري و …. در کودکان خواهد شد.
تلويزيون و اثرات منفي آن بر تحصيل کودکان
کودکاني که مدت زيادي در شبانه روز به تماشاي تلويزيون مي پردازند، نسبت به ديگران خواب آلوده ترند و در پيروي از قواعد آموزشي دچار اشکالات بيشتري هستند. تماشاي افراطي تلويزيوي، کودکان را از مطالعه باز مي دارد و تواناييهاي گفتاري و مهارتهاي عقلاني آنها را محدود مي سازند.
کودکاني که بيش از اندازه به تماشاي تلويزيون مي نشينند در تمرکز ذهن و حواس خود براي انجام تکاليف مدرسه با اشکال روبرو مي شوند و بردباري مورد نياز براي فراگيري را ندارند. به نظر مي رسد تماشال تلويزيون جاي خواندن را نزد بسياري از کودکان مي گيرد، آنان که زياد تلويزيون تماشا مي کنند در مقايسه با ديگران به رسانه هاي نوشتاري علاقه کمتري نشان مي دهند.50
تلويزيون و اثرات منفي بر تخيلات کودکان
غير واقعي، تخيلي و دروغين بودن، وجه بارز تعدادي از برنامه هاي تلويزيون به ويژه در بخش مربوط به کودکان است.
امروزه اکثر سازندگان فيلمها و محصولات مختلف سمعي و بصري به ويژه در غرب براي جلب تماشگر بيشتر مطابق قانون سيبرنتيک عمل مي کنند که مي گويد : “هر قدر احتمال وقوع حادثه اي زياد باشد، از اهميت خبري کمتر و هر قدر احتمال وقوع حادثه اي کمتر باشد از اهميت خبري بيشتر برخوردار است.”
بيفتد به بالا برود، اهميت خبري زيادي خواهد داشت . بر اين اساس توليد فيلمهاي تخيلي مورد توجه و استقبال شديد بينندگان قرار مي گيرد. هدف سازندگان اين فيلمها صرفاً جلب تماشاگر بيشتر و کسب درآمد افزونتر است. در اين فيلمها هيچ چيز قابل پيش بيني و اعتماد نيست. سازندگان ، با توسل به انواع موجودات تخيلي يا ترسناک سعي در ايجاد صحنه هايي هيجان انگيز دارند و اين درحاليست که کودکان و نوجوانان به خاطر محدوديت رشد شناختي قادر به درک صحيح روابط علت و معلولي موجود در فيلم نيستند و همانند يک فرد بزرگسال، هنگام تماشاي چنين صحنه هايي، قادر به تشخيص صحيح و برداشت منطقي درباره حوادث و علل فيلم نيستند. بنابراين تماشاي اينگونه فيلمها، زمينه را براي ابتلاي کودکان و نوجوانان به انواع اضطرابها، بدبيني ها، ترسها و تخيلات افراطي و زيانبخش هموار مي سازد.
چرا کودکان و نوجوانان تلويزوين تماشا مي کنند؟
بي ترديد، تلويزيون وسيله ارتباطي جذاب و نيرومندي است که ثابت کرده است که سرگرمي جالب توجهي براي کودکان و نوجوانان است و آن ها به دلايلي چند تلويزيون تماشا کردن را دوست دارند.
در اوايل دهه شصت، ويلبر شرام (Wilbur Schramm) و همکاران پژوهش گرش سه عامل اصلي را براي علاقه کودکان به تماشاي تلويزيون ارائه کردند:
نخست، تماشاي تلويزيون براي سرگرمي، با توجه به جنبه هاي مثبت و شاد کننده آن؛ تلويزيون با ارائه دنيايي خيالي ذهن کودکان و نوجوانان را از واقعيات و خستگي و ملال زندگي روزانه دور مي سازد. به عقيده شرام، کودکاني که به تماشاي برنامه هاي محبوب خود مي نشينند شاد و مجذوب برنامه مي شود.
دوم، کسب اطلاع در مورد اين که چه نوع لباسي بپوشند، چه سر و وضع و رفتاري داشته باشند و مسائلي از اين دست.
سوم، کمک به ايجاد ارتباطي اجتماعي؛ در واقع، اين مسئله يکي از تأثيرهاي اصلي وسايل ارتباطي، به ويژه تلويزيون، است. پژوهش گران مشاهده کرده اند که نوجوانان اغلب وقتي کنار هم هستند در فکر يافتن موضوعي براي صحبت اند. برنامه هاي تلويزيون به ايجاد اين ارتباط کمک مي کنند.
تماشاي تلويزيون با هدف يادگيري
بسياري از مردم به تلويزيون به صورت منبع يادگيري نگاه مي کنند. اما اين يادگيري تنها از اطلاع رساني و آموزش هاي ساده و مستقيم حاصل نمي شود، بلکه ميزان يادگيري غير مستقيم از برنامه هاي نمايشي و سرگرم کننده بيش تر از يادگيري هاي مستقيم است. انديشه هاي موجود در نمايش ها، شخصيت ها و رفتار و حرکات آن ها خود عاملي آموزنده است که درباره مسائلي چون چطور بايد يا نبايد با ديگران برخورد کرد، چگونه مي توان مشکلات شخصي يا خانوادگي را حل کرد، چگونه مي توان دوست پيدا کرد، چگونه مي توان روي مردم اثر گذاشت، چگونه مي توان رشد کرد و به صورت فردي متخصص درآمد آموزش تلويزيون تنها منحصر به مسائل سياسي، اقتصادي،

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدیشخص ثالث، جهان اسلام، ضمن عقد

دیدگاهتان را بنویسید