No category

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع قرن نوزدهم، مصرف كننده

ز مواد شيميايي به نام ساليسينات، که بعدها به تکامل و ظهور آسپرين منجر شدند) و همچنين ترکيبات موجود در پوست درخت اوکاليپتوس بعنوان مواد کاهنده حرارت شناخته مي‌شدند(49). پوست درخت اوکاليپتوس در ساخت گنه‌گنه براي درمان مالاريا به کار رفت که خود گنه‌گنه خاصيت کاهش سطح حرارت بدن را داراست. تلاش‌ها براي پالايش و جداسازي اسيد ساليسيليک و ساليسيلين تا اواخر قرن نوزدهم ميلادي ادامه داشت تا اينکه فيلکس هوفمان(57) شيميدان شرکت آلماني باير، اين تلاش‌ها را به سرانجام رساند. چهل سال پيش از هوفمان، فريدريک گيرهارد دانشمند و شيميدان فرانسوي اين کار را کرده بود ولي به‌دليل اينکه گمان مي‌برد جداسازي اين مواد از يکديگر امکان‌پذير نمي‌باشد از ادامه کار منصرف شد. هنگامي که در دهه هشتاد قرن نوزدهم درختان اوکاليپتوس کم‌ياب شدند جستجو براي يافتن جايگزين آغاز شد. در سال ???? پروفسور أدولف کوسمال در دانشگاه استراسبورگ در حال مطالعه بر روي تاثيرات ماده ضدانگل نفتالين بود، هنگامي که نفتالين موجود در آزمايشگاه تمام شد دو تن از همکاران جوانش به نام‌هاي أرنولد کان و پل هپ براي تهيه نفتالين به داروخانه رفتند ليکن داروساز به اشتباه اسيتانيليد را به جاي نفتالين به آنها فروخت. آنان پس از مطالعه، از اثرات کاهنده حرارت اسيتانيليد شگفت‌زده شدند و به لطف اشتباه داروساز، خواص کاهنده حرارت استانيليد کشف گرديد. اما خواص ضددرد اسيتانيليد، سال‌هاي زيادي پس از اين ماجرا کشف شد. اسيتانيليد در واقع پدر پاراستامول و فيناسيتين است. دکتر هپ برادري داشت که در شرکت کوچکي که توليدکننده اسيتانيليد بود، فعاليت مي‌کرد. او به دکتر هپ پيشنهاد داد اين يافته جديد را براي رقابت با ساير کاهنده‌هاي حرارت موجود، مانند اسيد ساليسيليک، روانه بازار کند. پس از آن اسيتانيليد با نام تجاري آنتيفيبرين وارد بازار شد. در پايان سال ???? پارانيتروفينول با قيمتي ارزان‌تر از اسيتانيليد وارد بازار شد(57). کارل دويسبورگ مسئول تحقيقات در شرکت بايرن که به نام شرکت فردريک باير و شرکاء معروف بود، از کارکنان بخش پارانيتروفينول خواست تا کاربرد مفيدي براي اين محصول بيابند(57). اسکار هينزبرگ به تبديل اين ماده به اسيتوفينيتيدين مي‌انديشيد. ايده اوليه ساخت اين ماده جديد تنها براساس اهدافي تجاري بود ليکن بخت با آنها يار بود و آزمايش‌ها نشان داد که اين ماده از آنتيفيبرين قوي بوده و عوارض جانبي کمتري دارد، لذا دويسبورگ تصميم به به فروش اين ماده با نام تجاري فيناسيتين گرفت. پيش از آن و در سال ???? هارمون نورثروپ مورسه براي اولين بار پاراستامول را از طريق اکسايش و کاهش پارانيتروفينول با قلع در اسيد استيک خلق کرد. با اينحال پاراستامول تا سال ???? در درمان‌هاي پزشکي به کار نرفت تا اينکه در همان سال پاراستامول در نمونه‌هاي ادراري افرادي که فيناسيتين استفاده کرده‌بودند مشاهده گشت. شيميدانان آن را روي ترکيبي سفيدرنگ و بلورين متمرکز کردند(57). در سال ???? کشف شد که پاراستامول متابوليت اسيتانيليد است اما اين اکتشاف ناديده گرفته شد. در سال ???? به موسسه تحقيقات مسکن‌ها و داروهاي آرام‌بخش، بودجه‌اي به منظور مطالعه روي مشکلات مرتبط با مسکن‌ها، از سوي مقامات نيويورک اختصاص داده شد و برنارد برودي و جوليوس اکسلرود براي بررسي علل ظهور ميتوهموگلوبين، که در واقع حالتي است که خون توانايي حمل اکسيژن را از دست داده و ممکن است به فوت بيمار منجر شود، تعيين شدند. در سال ???? برودي و اکسلرود متوهمگلوبينميا را به مصرف اسيتانيليد ربط دادند و تاکيد کردند تاثيرات مسکن استانيليد به دليل متابوليت فعال آن يعني پاراستامول است. آنان تاکيد کردند حال که پاراستامول تاثيرات منفي اسيتانيليد را ندارد بايد جايگزين آن شود(57).
1-2-2- کاربرد هاي استامينوفن
استامينوفن (Acetaminophen) يا پاراستامول (Paracetamol) جزئ از داروهاي مسکن مي باشد که در تسكين دردهاي ملايم تا متوسط و به عنوان ضدتب استفاده مي‌شود. در صورتي که پاراستامول، که به همراه ضدالتهاب‌هاي غيراستروئيدي(53) استفاده شود، مي‌تواند در درمان دردهاي شديد نيز موثر باشد. استامينوفن معمولاً در بيشتر نسخه‌هاي تجويز شده، براي درمان سرماخوردگي و آنفلوآنزا به‌کار مي‌رود. مصرف بسيار بيش از حد آن مي‎تواند به مسمويت کبدي منجر شود. مهم‌ترين علت نارسايي برق‌آساي کبد در غرب، مسموميت‌هاي ناشي از پاراستامول است. اين دارو عامل اصلي بسياري از زياده‌روي در مصرف‌ها(49)در ايالات متحده، انگلستان، نيوزلند و استراليا است(53،63) مشروبات الکلي خطر مسمويت با پاراستامول را افزايش مي‌دهند.
1-2-3- نام آيوپاک
N-(?-hydroxyphenyl)acetamide(74)
شکل(1-2) ساختار شيميايي پاراستامول
1-2-4- اشکال دارويي استامينوفن
Pediatric Drops
100 mg/ml
Oral Solution
120 mg/5 ml
Pediatric Suppository
125 mg
Oral Suspension
120 mg / 5 ml
Suppository
325 mg
Tablet
325 mg, 500 mg
Film coated Tablet
Acetaminophen 300 mg + Codeine Phosphate 20 mg
1-2-5- مکانيسم اثر استامينوفن
اين دارو با مهار ساخته شدن پروستاگلاندين ها موجب كاهش تب و كاهش شدت درد ميگردد(6).
1-2-6- فارماكوكينتيك استامينوفن
جذب استامينوفن از راه خوراكي سريع و كامل و از راه ركتال متغير مي باشد. بطور وسيعي (95%-90%) در كبد متابوليزه شده و دفع دارو و متابوليت هاي آن عمدتاً از راه ادرار صورت مي گيرد. نيمه عمر دارو 4-1 ساعت و زمان لازم براي رسيدن به اوج اثر 3-1 ساعت مي باشد(6).
1-2-7- عوارض جانبي استامينوفن
بثورات پوستي، درماتيت آلرژيك، اختلالات خوني و پانكراتيت حاد از عوارض جانبي پس از مصرف طولاني ميباشد. صدمات كبدي متعاقب مصرف بيش ازحد آن ايجاد مي گردد مصرف طولاني مدت با مقادير زياد دارو موجب عوارض كليوي نيز مي شود(6).
1-3- کبد
كبد بزرگترين غده بدن است. وزن آن در حدود 1500-1000 گرم و در زير ديافراگم يا ميان پرده و در يك چهارم فوقاني سمت راست حفره شكمي قرار دارد. ناف كبد محل عبور سياهرگ باب، سرخرگ كبدي و مجراي صفراوي است. عمل اصلي كبد دخالت در تنظيم متابوليسم بدن، سم زدايي، ساخت پروتئين هاي پلاسما، ذخيره مواد، ترشح صفرا و بسياري اعمال ديگر مي باشد. كبد توسط كپسولي از جنس بافت همبند متراكم (كپسول گليسون) احاطه شده كه استطاله هايي از آن به داخل پارانشيم كبد نفوذ كرده و آن را به لوبول هايي چند وجهي تقسيم مي كند، داربست كبد از بافت همبند رتيكولار مي باشد (8).
1-3-1- کبد و سم زدايي
كبد هم به عنوان يك دروازه بان با محدود كردن ورود پيش ماده ي سمي به درون جريان خون ايفاي نقش مي كند و هم به عنوان يك مصرف كننده ي زباله با توانايي دفع محصولات متابوليسمي سمي توليد شده در بخش هاي ديگر بدن و تبديل آنها به فرم هاي شيميايي كه مي تواند دفع شود برخلاف همه اندام هاي ديگر بخش اعظم خون وارد شده به درون كبد خون سياهرگي مي باشد و از طريق سياهرگ پورتال منشاء گرفته از بخش هاي گوارشي پشتيباني مي شود(65). به عبارتي، كبد مكان استراتژيك وصول مواد غذايي جذب شده و همچنين مولكول هاي جذب شده مضر، داروها و سم هاي باكتري ها مي باشد فعاليت دفع اين مولكوها بوسيله سلول هاي كبدي First- PASS ناميده مي شود(65).
كبد براي برداشت و متابوليسم و سم زدايي پيش ماده هاي درون وريد پورتال دو مرحله را انجام مي دهد. مرحله اول فيزيكي مي باشد. خون وارد شده به درون كبد بوسيله ي سلول هاي ماكروفاژ صاف مي شوند.
اين سلول هاي فاگوسيتوز كننده نقش مهمي در صاف كردن باكتري هاي خون پورتال دارند(65).
مرحله دوم بيوشيميايي مي باشد. هپاتوسيت ها داراي ميزان زيادي از آنزيم هايي هستند كه هم اندوتوكسين و هم اگزوتوكسين ها را متابوليسم كرده و تغيير مي دهند. اين واكنش ها در 2سطح انجام مي گيرد.
واكنشهاي فازI: اكسيداسيون، هيدروليز و ديگر واكنش هاي كاتاليز با كمك آنزيم سيتوكروم P450.
واكنش هاي فاز:II كه محصولات بدست آمده با ديگر مولكول ها از قبيل گلوكورونيك اسيد سولفات و آمينو اسيدها در مي آميزند تا دفع آنها را آسان كند. سپس محصولات اين واكنش ها يا به درون صفرا بر
مي گردند يا به جريان خون، تا بوسيله ي كليه دفع شوند (65).
1-3-2- نقش كبد در دفع
كليه ها نقش مهمي را در دفع كاتابوليت هاي محلول در آب دارند. اما تنها كاتابوليت هاي كوچك محلول در آب بوسيله ي روند فيلتراسيون گلومرولي دفع مي شوند و كاتابوليت هاي بزرگ محلول در آب و مولكول هاي متصل به پروتئين هاي پلاسما شامل متابوليت هاي چربي دوست و هورمون هاي استروئيدي و مواد سخت نمي توانند بوسيله ي شبكه گلومرولي فيلتر شوند ولي انباشته شدن اين پيش ماده براي بدن مضر مي باشد و بايد راهي براي دفع آنها موجود باشد(65).
مكانسيم دفع اين مواد درون كبد وجود دارد كه اين مواد را به درون صفرا دفع كند هپاتوسيت ها پيوسته اين مواد را به وسيله ي ناقل هاي غشايي مي گيرند و در سطح ميکروزمال و در سيتوزول متابوليزم مي شوند. نهايتاً پيش ماده هاي انتخاب شده براي دفع به صفرا از ميان كانال هاي غشايي هپاتوسيت به وسيله ي يك سري از ناقلهاي ديگر عبور مي كند (3).
1-3-3- آمينو ترانسفراز ها
اولين گام در تشخيص آسيب کبدي انجام آزمايش ساده خون است که حضور آنزيم هاي کبدي مشخص را نشان مي دهد. تحت شرايط عادي اين آنزيم ها درون سلول هاي کبدي وجود دارند اما زماني که کبد آسيب مي بيند اين آنزيم ها وارد جريان خون مي شوند.
حساس ترين و پر مصرف ترين آنزيم هاي تشخيصي کبد، آمينوترانسفرازها هستند. آن ها آسپارتات آمينوترانسفراز2 (AST) و آلانين آمينوترانسفراز3 (ALT) هستند. اين آنزيم ها بطور معمول داخل سلول هاي کبدي قرار دارند زماني که کبد دچار آسيب مي شود سلول هاي کبدي آنزيم ها را وارد جريان خون مي کنند، بالارفتن سطح آنزيم ها در خون نشانه آسيب کبدي است. آمينوترانسفرازها باعث کاتاليز واکنش هاي شيميايي در سلول ها مي شوند که در آن گروه آمين از يک مولکول دهنده به مولکول گيرنده منتقل
مي گردد. به همين دليل به آن ها آمينوترانسفراز گفته مي شود. واژه هاي پزشکي در خصوص اين آنزيم ها مي تواند گاهي گيج کننده باشد. نام ديگر آمينوترانسفرازها، ترانس آميناز است. آنزيم آسپارتات آمينوترانسفراز (AST) نيز به نام ترانس آمينازاگزالواستيک سرم (SGOT) نيز ناميده مي شود و آلانين آمينوترانسنفراز (ALT) نيز به نام ترانس آمينازپيرويک گلوتاميک سرم (SGPT) مشهور است (33،73،76،94).
بالاترين ميزان ALT و AST به علت مرگ گسترده سلول هاي کبدي ايجاد مي گردد. اين حالت در شرايطي مانند هپاتيتA ويروسي حاد يا B و آسيب کبدي مشخص بر اثر سميت ناشي از دوز بيش از حد استامينوفن، ايجاد مي شود. اين حالت هم چنين در زماني بوجود مي آيد که کبد بخاطر عدم حضور اکسيژن و مواد غذايي دچار شوک طولاني مدت مي گردد. سطح سرمي ALT و AST در چنين شرايطي از ??برابر حالت عادي تا هزاران واحد در ليتر متغير است. سطح ALT و AST در چنين شرايطي معمولاً بين ?برابر حالت عادي تا چند صد واحد در ليتر متغير است. معمول ترين حالت افزايش خفيف تا متوسط آنزيم هاي کبدي، کبد چرب است. ALT به عنوان يک آنزيم اختصاصي کبد فقط در بيماري هاي کبدي افزايش مي يابد. ولي سطح AST همانطور که در آسيب هاي پارانشيم کبدي افزايش مي يابد، در صدمات قلبي يا ماهيچه اي نيز افزايش پيدا مي کند.
اندازه گيري همزمان AST وALT براي تشخيص آسيب هاي قلبي و ماهيچه اي از آسيب هاي کبدي استفاده مي شود (33،73،76،94).
1-3-3-1- چه داروهايي باعث ايجاد سطح غيرطبيعي آمينوترانسفرازها مي گردند
گروهي

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان دربارهنفقه، شخص ثالث، ضمن عقد

دیدگاهتان را بنویسید