بررسی مبانی و آثار تربیتی حج از منظر قرآن و روایات- قسمت ۱۷

می باشد. پس اصل عمل ازاین جاست که مربوط به شناسایی است، زیرامعرفت ،اساس کلیه حرکات است. عرفات میدان وسیعی است که مسافت آن تاخانه ،نمایش حریم مسافتی رامی دهدکه مابین معرفت وعمل است. (سحاب،۱۳۵۸،ص۱۲۴)
وقوف درعرفات یکی ازارکان حج است . پس ازاحرام در مسجدالحرام اولین عمل حج تمتع که ازحضور یافتن درصحرای عرفات آغاز می شود، نشان از شناخت ومعرفت است.هم شناخت دین وهم شناخت خود.
وقوف عرفات، برای این است که آدمی خودرا نیزبشناسد وبایدبه خودمعترف شود. دراین جابایدوقوف کنی، یعنی برخودواقف وآگاه شوی ،دراقیانوس فکرفرو روی، بدانی ازکجا آمده ای؟ به کجامی روی؟ خداتو رادعوت کرده است تا اقرار کنی وآن چه دردل داری بیان کنی وآن چه کرده ای به زبان آری. احضارشده ای تابخواهی وبخشیده شوی. بالاتر ازهرعبادتی ، تفکروتعقل است. علی می فرماید: «أفضلُ العِباده الفکر»دردادگاه های بشری ،هرگاه آدمی به گناه اقرار کند محکوم است، امادر دادگاه الهی اگراعتراف بکند وتکرار نکند، بخشیده می شود.(خداکرمی زنجانی،۱۳۷۵،ص۳۲۴)
ادمی در درون وجود خود، خودش را که عمری است گم کرده است وبه دنبایش می گردد، پیدا می کند وبه حال خویشتن عارف می گردد ومی داند او آن کس نیست که شب وروز درتلاش معاش ، حریصانه کوه وصحرا را زیر پا می گزارد وهر چه می یابد عطش فرو نمی نشیند.(جمعی از نویسندگان،۱۳۸۸،ص۲۳۳)
عرفات یعنی شناخت وانسان باید نقاط ضعف وقوت خویش رابشناسد تا بتواند شعور وآگاهی به هم رساند تا بدین وسیله به مبارزه شیطان بیرون ودرون رود.
ج) خود سازی
تربیت نفس(خودسازی)، ازحیث رتبی و زمانی برتربیت نفوس (ساختن دیگران)، تقدم دارد.
فلسفه تربیتی اسلام ناظربه تعالی فردو جامعه است، لیکن اوّلی را مقدم و اولی بردومی تلقی می کند. چنانچه آدمی قادر به سلطه برخویشتن شود، درپرورش دیگران نیز توفیق خواهد یافت. یکی ازفرمایشات حضرت علی(ع)، ناظر به همین معناست: “هرکس که خود را درمنصب پیشوایی، (هدایت) مردم قرار می دهد، باید پیش ازآن که به تربیت دیگران اهتمام ورزد، درتأدیب نفس خویش همت گمارد وکسی که ابتدا به تعلیم نفس خود قبل ازتأدیب دیگران بپردازد، بیشتر سزاوار تجلیل وتکریم است، نسبت به کسی که فقط به تعلیم دیگران اشتغال دارد.
بی تردید مربیانی که قادر به خودسازی وتعالی خود باشند، درساختن جامعه ای متعالی وپیشرو توانا هستند ودرجلب اعتماد دیگران ازموفقیت چشم گیری برخوردارند. رمز تقدم تربیت نفس برتربیت نفوس رابه دلایل زیر می توان تبیین کرد:
الف. فردی که راه ورسم خودسازی راآموخته ودرشخصیت خویش آن را تحقق بخشیده است، بهتراز دیگران می تواند شیوه های علمی را به جامعه انتقال وتعلیم دهد، زیرا درعمل به کسب تجربه ای اخلاقی وتربیتی موفق شده است.
ب. انسانی که مشقّت ها وسختیهایی رادر مراقبت نفس تحمل کرده است، آنچنان ازجاذبه کلام وگیرایی رفتار برخوردار است که گاهی یک عبادت او ،دل های مشتاقان وجویندگان راه فضیلت راسرشار ازجذبه وعشق به تعالی می کند.
ج. فرد خودساخته درطریق مبارزه بانفس به مراحلی می رسد که نشان از موفقیت اودر این وادی دارد، لذا دراین موقعیت قادر به جلب اعتماد دیگران ومتعلمان خواهدبود. بی تردید جلب اعتماد زمینه ای برای نفوذ اخلاقی وتربیتی مربی درشخصیت تربیت شوندگان تلقی می شود.(شرفی،۱۳۸۳،ص۳۰-۲۹)
بخش اصلی ازبخشی که پیرامون حج وجود دارد مربوط به نقش خاص مراسم حج درخودسازی افراداست.
مشکل بزرگ این است که خودسازی بر طبق کدام الگو باشدواین مسأله مهمی است.پس انسان باید خود رابرطبق ضوابط والگوئی بسازد وهر ایدئولوژی ونظام سازنده هم باید درچهارچوب خود تمرین های مناسب برای افرادوابسته به این ایدئولوژی ونهضت مقرر کند.
حج وروزه دراسلام دوتمرین سازنده براساس ضوابط اسلام است وبه خصوص حج به مقدار قابل ملاحظه ای همراه با وابستگی به نظام رهبری ،اجتماعی می باشد. توصیه چشم گیر آیات قرآن کریم وروایات برروی تقوا برای این است که اصلاً تربیت وخودسازی اسلامی درتقوا خلاصه می شود. هرکس به همان اندازه خودساخته است که تقوا دارد. اگربتوانیم یک سیستم هدایت کننده دریک انسان به وجود بیاوریم که دربرخورد با هرچیزی به او بگوید ازاین طرف برو واز آن طرف نرو ،او هم به راحتی عمل می کند ،به این حالت هدایت شدن تقوامی گوییم واین تقوا، ساختن ،تربیت وتمرین می خواهد. تمرین هایی که هم رهبری باید درتعیین تمرین وکشاندن افراد به دایره تمرین وظیفه خود را انجام دهد و هم خود انسان که حج یکی از این تمرین هاست.
حج با چنین بعد وسیع معنوی وجذبه عظیم روحانی ،دوره کاملی از خودسازی وریاضت ورهبانیتی است درجهت ویرایش ناخالصی ها وآرایش به مظاهر اسماء وصفات الهی آنگونه که رسول خدا میفرمایند: «مبدل کردم رهبانیت را به جهاد وحج وانسان نمی رسد به این کرامت عظمی إلا به ملاحظه آداب ورسوم حقیقی آن».
بدین جهت مقصود اصلی ازقراردادن حج وهمچنین سایرعبادات تقویت جانب روحانیت است تا اینکه انسان بشری ،روحانی شودوازعوالم جسمانی به عوالم روحانی ترقی نمایدوبرای اومعرفت الله ودوستی خداوانس اوحاصل آیدوبا اولیای خدا در دارکرامتش مجتمع گردد.(شربتی،۱۳۸۳،ص۴۳)
د) قطع تعلقات دنیوی
یکی ازعوامل بروز یأس ونامیدی ودرنتیجه رنج واحساس افسردگی ، تعلق مادی و وابستگی های انسان به بسیاری ازمظاهر دنیوی ومادی است. اگرچه امکانات ونعمت های مادی می تواند موجب رفاه شود ، ولی نمی تواند در

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

نظام موارد آرامش بخش باشد، زیرا مظاهرمادی با همه زیبایی ها ولذایذی که دارند ، به گونه ای است که معمولاً دارایان آن ها درغم وترس ازدست دادن آن ها یا دررنج وحسرت آن چه که ندارند به سرمی برند. چنین افرادی به امکانات مادی نگاه استقلالی داشته وآن راکمال مطلق می دانند. درواقع تعلق و وابستگی مساوی است با زندگی آمیخته با غم واضطراب از دست دادن آن چه که هست وحسرت آه وافسوس نسبت به آن چه که نیست. اما درتفکردینی ،انسان بالاتر ازآن است که به چیزی تعلق و وابستگی پیدا کند.همه چیز برای انسان است ،واو خود تنها وتنها به خدا وجمال محض وکمال مطلق تعلق دارد وچون از اوست ، به همه چیز رسیده است وآن چه غیر اوست ،ابزار است وکوچکتر ازآن که انسان به آن وابسته شود.(همان،ص۲۳۴)
باشکل گیری احساس دلبستگی به قادرمتعال که یکی ازآثار حج می تواند باشد، احساس دیگری در اوشکل می گیرد که ازهرچه رنگ وبوی نقص وضعف وکمبود دارد، قطع تعلق کند. برهمین اساس است که امام صادق(ع) می فرمایند: «إذا أرَدتَ الحَجَّ فجرد قلبک لللّه تَعالی مِن کلِّ شاغل.»(چون اراده حج کردی دل را ازهر چه که تورا ازخدایت بازدارد برهنه ومجردکن.)حاجی وزائر خانه خدا باقطع تمام تعلقات ودل مشغولی ها ،قلب خودرا آماده اتصال معنوی به هستی بخش جهان می کند وبه کمال مطلق نزدیک ترمی شود. امام سجاد(ع) نیز می فرمایند: حج گزار باید هنگام احرام بستن قصدکندهر چه راخدا برای او حرام کرده ،اوهم برخودتحریم کند،یعنی احرام درمیقات بدین معناست که خدایا من تعهدمی کنم که همه محرمات رابر خود تحریم کرده ،برای همیشه آن هارا ترک کنم .ازاین بیان امام استفاده می شود که احرام بستن یعنی خدایا ارتباطم را ازغیر توگسستم. پس ازاین عقدو پیمان گسستنی ازغیرخداست. یعنی ابتدا گسستن ازغیرخدا وآن گاه پیوستن به لطف حج است.(همان،ص۲۳۶)
امام صادق(ع) درباره تفسیرآیه «فَفِرّوا إلی الله» می فرمایند:( این آیه اشاره به انجام حج است.) بنابراین فرار وعروج ازخود وماسوای حج به سوی خدا ،تشکیل دهنده حقیقت حج است. پس سفرحج فرار ازغیرخدا به سوی خداست. وچون خداهمه جاهست معنای سیر إلی الله مسیرمکانی یازمانی نیست. فراربه سوی خدا بدین معناست که انسان ماسوای الله راترک کرده خدارا طلب می کند. بنابراین یکی ازاسرار حج آن است که انسان ازغیرخدا بریده ،به سوی خداهجرت کند تا به لقای اونایل آید واین ازهنگام تهیه مقدمات آغازمی شود. کسی که لباس احرام فراهم می کند ،مالش راتطهیر، وصیت نامه اش راتنظیم وازبستگانش خداحافظی می کند، همه این امور رابه عنوان فرار ألی الله انجام می دهد. قهراً درهمه این حالات با خداست وسیرچنین کسی ألی الله است.
گشودن قیدوبندهای غیرخدایی ودل نهادن به پیمان الهی یکی ازبایسته های عمل احرام درآغازمناسک حج است.
امام سجاد(ع) به شبلی می فرمایند: «فَحین عَقدتَ الحَجّ نویت إنّک قَدحَلَلت کلُّ عقد بغیرالله.»وقتی که خواستی احرام حج را ببندی آیا قصدکردی ازهرپیمانی که رنگ غیرخدایی داشته رهایی پیدا کردی؟ درواقع شرط ورود به اعمال حج رهایی یافتن ازهر قیدوبند غیرالهی است. همان طور که حضرت ابراهیم واسماعیل وهاجر، نماداین وارستگی وقطع تعلقات مادی ودنیوی رابرای همه حجاج به تصویرکشیدند.(جمعی از نویسندگان،۱۳۸۸،ص۲۳۷)
انسان دراین سفر درعالمی روحانی سیر می کند ومی فهمد که باید حتی الامکان خودرا از تعلقات و وابستگی هایی که به مادیات دارد ئسنگینی همه را برجان خود احساس می کند، فارغ سازد وبه ملائکه وفرشتگان الهی تشبیه جوید.
بسیار بی سعادتند افرادی که دراین سیر الهی ،که سفراز جسم به روح واز صورت به معنا وازمجازبه حقیقت وازخلق به خالق است، دراندیشه حوائج جسمانی وراحتی وآسایش خود باشند. اینان که زیستن رابرای خوردن می خواهند باسعادتمندانی که خوردن رابرای زیستن وسلوک إلی الله می خواهند تفاوت بسیار دارند. تفاوتی که جسم باروح وظاهر با باطن وجهل باعلم وظلمت با نور دارد: «اولئکَ کَالاَنعام بَل هُم أَضَلّ اولئک هُمُ الغافلون» و « ذَرهُم یَأکُلوا ویَتَمتَّعوا».(حسینی کشکوئیه،۱۳۷۲،ص۲۰۰)
هرکس دراین جهان خودرا به بهایی که دارد می فروشد. حضرت علی (ع) می فرمایند: « الا حرٌّ یَدَعُ هذه اللماظهَ لأهلها إنَّه لَیسَ لِأَنفُسَکُم ثَمَنٌ إلّا الجنّه فلا تبیعونَها إلّا بها» درحج که ازنام ونشان، عنوان ودرجه، لباس ومنصب، خبری نیست وهمه درکنار هم بدون هیچگونه امتیازی مشغول انجام عبادت هستند، به خوبی می توان بی اعتباری وموهوم بودن امتیازات دنیوی رادرک کردومتوجه شد که امتیاز حقیقی ومفید مربوط به تقوی است: « إنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللهِ اَتقاکُم».(همان)

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *