بررسی جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی ازدیدگاه فقه امامیه و حقوق ایران- …

۲-۲-۴- از روی شهوت پسری را بوسیدن
هر کسی پسربچه ای را از روی شهوت ببوسد به هر نحو که حاکم صلاح بداند تعزیر می شود. و نیز گفته شده است کسی که پسری را از روی شهوت ببوسد، اگر در حال احرام باشد، بر وی صد تازیانه لازم می شود وگرنه، حاکم به مقتضای مصلحت، وی را تادیب و تعزیر می کند. محقق در شرایع الاسلام، استحقاق تعزیر را مقید به عدم محرومیت نموده است. بلکه حکم در محارم شدیدتر است. [۳۴]
۲-۲-۵- مساحقه
عملی که زنان متبلی به حکه شرمگاه به هم کنند و به گونه ای به روی هم بیفتند که پشت شرمگاه یکی به روی پشت شرمگاه دیگری واقع شود. [۳۵]
۲-۲-۶- قیادت
در حدیث معراج رسول خدا (ص) آمده که فرمود: « زنی را دیدم که چهره و دستهایش همی سوخت و امحاء خود را می خورد. سوال کردم؟ گفتند: وی زنی بوده که در زنا وساطت نمود» قیادت رسانیدن زنان به زنان، مردان به مردان و زنان به مردان برای انجام فجور است. [۳۶] و یا بعبارتی دیگر، به هم رساندن مرتکبین فحشاء مانند: زنا، لواط و مساحقه. صاحب جواهر دراین خصوص می فرماید: « کسی اعم از مرد یا زن اگر بین مردان و زنان برای عمل زنا واسطه شود یا بین مردان و مردان اگر چه بچه باشد، برای عمل لواط واسطه شود بلکه حتی بین زنان و زنان برای عمل مساحقه واسطه شود. به آن عمل قوادی گفته می شود». ایشان در مورد حرمت این عمل ادعای اجماع نموده است. [۳۷] برخی از فقها، قوادی را جمع بین مردان با زنان برای زنا و یا مردان با مردان برای لواط بیان داشته اند. و حتی برخی از فقها، آنرا جمع بین دو فاعل عمل فحشاء ذکر کرده اند.
۲-۲-۷- قذف
از جمله جرایمی که در قرآن کریم هم حرمت و هم مجازات آن تصریح شده جرم قذف می باشد. [۳۸]
علاوه بر مستند قرآنی در روایات متعددی به حد قذف اشاره و در قضاوت های حضرت علی (ع) نیز به همین شیوه عمل شده است. قذف نسبت زنا یا لواط دادن است، مثل آنکه کسی به دیگری دشنام دهد که تو زنا کردی یا لواط می کنی و یا هر لفظی دیگر که از حیث معنی، بدین الفاظ شبیه باشد. حد قذف اقامه نمی شود، مگر آنکه قذف شده اقامه ی آن را مطالبه کند. [۳۹]
چه این حد، حق وی است و در حقوق آدمی، استیفای حقوقی منوط به مطالبه است. قذف کننده ای که حد بر او جاری می شود باید اهلیت ناشی از بلوغ و عقل را داشته باشد، بنابراین بسته به صلاحدید حاکم، کودک فقط تعزیر و مغبون تادیب می شود.
قذف شونده باید دارای احصان باشد و مراد از احصان، بلوغ، عقل، حریت، اسلام و عفت است. بنابراین هرگاه این اوصاف در کسی جمع گردد. به سبب قذف شدن او حد واجب می شود، در غیر این صورت قذف کننده تعزیر می شود.
فصل سوم
دیدگاه ها ومستندات فقها
۳- فصل سوم : دیدگاه ها و مستندات فقها
۳-۱-بخش اول : دلایل ومستندات
۳-۱-۱-کتاب
قرآن کریم معجزه جاودان پیامبر ما، محمد (ص) است. آنچه در میان دو مجلد در دسترس مردم است همان کتابی است که بر پیامبر خدا به حق نازل شده، هیچ تردیدی در آن نبوده و هدایت و رحمت است و آیاتی از آن که بیانگر قوانین خداوند برای بشر است. مصدر و منبع اصلی استنباط احکام شریعت اسلامی می باشد. حجیت و اعتبار منابع دیگر، مانند سنت و اجماع و عقل به قرآن می رسد و از آن سرچشمه آبیاری می گردد.[۴۰]
خداوند متعال قرآن کریم می‌فرمایند:
«قَد أفلَحَ مَن تَزَکَّی »[۴۱]« و ذَکَرَ اسمَ رَبِّهِ فَصَلَّی »[۴۲]
معنی آیات شریفه :«به یقین کسی که پاکی جست ( و خود را تزکیه کرد) رستگار شد و ( آنکس) نام پروردگارش را یاد کرد سپس نماز خواند.»
خداوند متعال درآیه دیگری می فرماید:
«وَ لَقَد آتَینَا لُقمَانَ الحِکمَۀَ أنِ اشکُرلِلّهِ وَمَن یَشکُر فَإنَّمَا یَشکُرُ لِنَفسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإنَّ اللهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ»[۴۳]
معنی آیه شریفه :«به لقمان حکمت (ایمان و اخلاق) آموختیم (و به او گفتیم) شکر خدا را به جا آور! و هر کس شکر حق گوید به نفع اوست و هر که ناسپاسی و کفران کند خدا بی نیاز و ستوده صفات است.»
و آیه ۲ سوره جمعه[۴۴] که یکی از اهداف اصلی برانگیختن پیامبران و فرستادن پیام های آسمانی، پرورش اخلاق و تزکیه و تهذیب جانها می داند در باب اخلاق قابل امعان نظر است.
شاید بتوان محکم ترین مبنای جرایم خلاف اخلاق و عفت عمومی را در سوره نور بیابیم. این سوره شصت و چهار آیه دارد و در مدینه نازل شده است. علت نامگذاری این سوره به «نور» آیه ی سی و پنج آن است که خداوند را به عنوان نور آسمانها و زمین معرفی می کند. از آنجا که در این سوره سفارش های بسیار در مورد رعایت عفت و پاکدامنی صورت گرفته، در روایات نسبت به فراگیری و قرائت این سوره توسط زنان، تاکید شده است. ضمناً احکام مجازات مردان و زنان زناکار و کسانی که به زنان پاکدامن تهمت زنا بزنند، همچنین ماجرای معروف « افک» حکم حجاب و رعایت پاکدامنی برای جلوگیری از انحرافات، دیگر موضوعاتی است که در این سوره به آنها می پردازد. علی ایحال آیات شریفه مذکور بیان می گردد.
خداوند متعال درقرآن مجید می فرماید:
«سُورَهٌ أَنْزَلْنَاهَا وَ فَرَضْنَاهَا وَ أَنْزَلْنَا فِیهَا آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ »[۴۵]
معنی آیه شریفه:«این سوره ای است که آن را نازل کردیم و (عمل به) آن را واجب کردیم و در آن آیاتی روشن فرستادیم. شاید شما متذکر شوید.»در ابتدای این سوره پنج پیام با صراحت بیان گردیده ۱-احکام، به دستور خداوند واجب شده است ۲-قرآن، قانون الزامی و اجرایی دین است ۳- آیات قرآن، روشن و قابل فهم است. ۴- انسان به پند و تذکر نیازمند است. ۵- اصول و معارف قرآن در فطرت انسان ریشه دارد و با تذکر پرده ی غفلت برداشته می شود.[۴۶]
خداوند در آیه دیگری ازاین سوره می فرماید:
«الزَّانِیَهُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَهَ جَلْدَهٍ وَ لاَ تَأْخُذْکُمْ بِهِمَا رَأْفَهٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَهٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»[۴۷]
معنی آیه شریفه :«هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، در اجرای حکم خدا نسبت به آن دو گرفتار دلسوزی نشوید و هنگام کیفر آن دو، گروهی از مومنان حاضر و ناظر باشند.»[۴۸]
از این آیه نیز چنین استنباط می گردد که آزادی جنسی و روابط نامشروع، در اسلام ممنوع است. نقش زنان در ایجاد روابط نامشروع و فراهم آوردن مقدمات آن، از مردان بیشتر است. تنبیه بدنی زانی، برای تأدیب او و حفظ عفت عمومی لازم است. در روابط نامشروع هر دو طرف به یک میزان تنبیه می شود (مگر در مواردی که حکم خاصی دارد) حدود کیفر باید از طرف خداوند معین شود. در مجازات مجرمان ترحم روا نیست. محبت و رأفت باید مدار شرع باشد.
اجرای حدود الهی از دین است. صلابت و قاطعیت در اجرای حدود الهی، در سایه ی ایمان به مبدا و معاد به دست می آید. مجازات باید مایه عبرت دیگران شود. زنا کار باید علاوه بر شکنجه جسمی، از نظر روحی نیز بایستی زجر ببیند. در مراسم اجرای حد الهی، گروهی از مومنان حضور داشته باشند.
البته بیان آیه ۶۸ سوره فرقان مبنی بر حرمت فعل زنا خالی از لطف نیست:
«وَ الَّذِینَ لاَ یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلٰهاً آخَرَ وَ لاَ یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لاَ یَزْنُونَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثَاماً»
معنی آیه شریفه :«و کسانی اند که با خدا معبودی دیگر نمی خوانند و کسی را که خدا (خونش را) حرام کرده است جز به حق نمی کشند و زنا نمی کنند و هر کس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت خواهد کرد.»
خداوند سبحان درآیه دیگری ازسوره نور می‌فرماید:
«وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَهِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَهً وَ لاَ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَهً أَبَداً وَ أُولئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»[۴۹]
معنی آیه شریفه:«و کسانی که به زنان پاکدامن و شوهر دار زنا می دهند و چهار شاهد نمی آورند، پس هشتاد تازیانه به آنان بزنید و گواهی آنان را هرگز نپذیرید و آنان خود فاسقند.»

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir