دسترسی به منابع مقالات : بررسی جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی ازدیدگاه فقه امامیه و حقوق …

در این خصوص دو دیدگاه کلی بین فقهای امامیه مشاهده می شود. فقهای معاصر در این خصوص معتقدند. « در صورت تشخیص مصلحت، حاکم اسلامی چنانچه بتواند مجرم را عفو یا تخفیف در جرم دهد می تواند در اجرای حد تخفیف دهد، یعنی آن را تبدیل به تعزیر کند یا حد را اصلاً اجرا نکند» [۱۶۹] در مقابل نه تنها چنین جوازی در کتاب های فقهی دیگر مشاهده نمی شود بلکه برخی فقها تصریح به عدم جواز تبدیل حد کرده اند. چنانچه قاضی ابن البراج بیان نموده است: «تضییع چیزی از حدود واجب نیست کما اینکه کاستن از آنها و یا افزودن چیزی بر آنها جایز نمی باشد» [۱۷۰] البته بعضی از فقها معتقدند: در مواردی که حد شرعی به اقرار متهم ثابت شود، حاکم شرع می تواند حد را اجرا یا عفو نماید. [۱۷۱]
۳-۳-۲- موانع اجرای حکم بر جرایم مستلزم حد
بحث موانع اجرای حدود در کتب فقهی در زیر مبحث زنا آورده شده است. ولی این موانع صرفا از موانع اجرای حد زنا نبوده بلکه شامل سایر حدود نیز می گردد. این موانع در سه بخش موانع مربوط به اشخاص، موانع مکانی و زمانی قابل بررسی است.
موانع مربوط به اشخاص، حالت هایی است که در خود شخص محکوم وجود دارد و مانع اجرای حد می شود.
الف- بیماری محکوم و مستحاضه بودن محکوم علیها
فقها در کتب فقهی همگی به این مسئله معترض شده و متفقا اجرای حد حکم را در خصوص مریض و زن مستحاضه تا حصول بهبوبدی، منع نموده اند. ولی در خصوص اجرای مجازات رجم فرقی بین آنان و افراد سالم قائل نشده اند. [۱۷۲] در خصوص مستندات تاخیر اجرای حد جلد نسبت به محکوم بیمار یا زن مستحاضه روایات متعددی در باب ۱۲ جلد ۱۸ کتاب وسایل الشیعه بیان شده که دلالت بر اجرای حد جلد به صورت ضغث به وسیله ی پیامبر اکرم (ص) دارد. [۱۷۳]
ب- باردار بودن زن محکوم به حد، شیردهی و کفالت طفل
برخی از فقها مانند صاحب جواهر، علامه محقق و شهیدین معتقدند که در این مورد فرقی بین مجازات رجم و مجازات جلد وجود ندارد.
در هر دو حالت اجرای مجازات باید تا زمان وضع حمل و حتی تا پایان دوران شیرخوارگی به تاخیر افتد.[۱۷۴]
برخی از فقها نیز بین مجازات رجم قائل به تفکیک شده معتقدند که: اگر محکوم علیها (که حامل باشد) به تحمل رجم محکوم شود، اجرای مجازات رجم تا زمان وضع حمل و شیر دادن به طفل در زمان لباء به تاخیر می افتد. ولی اگر محکوم به جلد باشد حد اجرا می شود مگر اینکه بیم ضرر به طفل وجود داشته باشد. مستند عدم اجرای حد در خصوص زن باردار تا زمان وضع حمل و خروج از نفاس بی نیازی طفل به شیر روایتی است که حضرت علی (ع) عمر را از اجرای حد به زنی که باردار بود منع کرد. [۱۷۵]
ج- اسلام آوردن مجرم
یکی دیگر از موانع مجازات، اسلام آوردن مجرم است. [۱۷۶] مستند حدیث مشهور « الاسلام یحب ما قبله »: می باشد. البته برخی از فقها سقوط مجازات را مقید به حقوق الله دانسته اند. [۱۷۷] برخی دیگر معتقدند که: اسلام، هم حقوق الناس را ساقط می کند و هم حقوق الله را ساقط می نماید. علی رغم آنچه گفته شد در خصوص سقوط مجازات قتل، نسبت به کافری که با زن مسلمان زنا کرده اختلاف نظر وجود دارد. برخی چون مفید و شیخ طوسی مسلمان شدن کافر را، مانع قتل وی نمی دانند و برخی دیگر نیز مسلمان شدن زانی کافر را مانع قتل وی دانسته اند. البته مشروط به اینکه هدف وی واقعاً پذیرفتن اسلام باشد. [۱۷۸]
د- گذشت بزه دیده
اصولاً در حدودی که جنبه حق الهی دارد به دلیل تعلق حق الله به آن، گذشت بزه دیده موجب سقوط حد نمی شود. لیکن در حد قذف از که حد مذکور، حق بزه دیده می باشد صاحب حق می تواند از حق خود چشم پوشی کرده و از قاذف گذشت کند. [۱۷۹] گفته اند: در این حکم، اختلافی بین فقهای امامیه وجود نداشته و مستند آن، احادیث می باشد.
موانع مکانی نیز مربوط به حالت هایی است که در مکان وقوع جرم وجود دارد و مانع اجرای حد می شود.
الف- سرزمین دشمن
اجرای حد در سرزمین دشمن منع گردیده است و دلیل آن نیز ترس کفار و عدم گرایش به اسلام عنوان شده است. [۱۸۰] مستند آن این کلام حضرت علی (ع) می باشد، که فرمودند: « در سرزمین دشمن، به فردی حد اجرا نمی شود»[۱۸۱]
ب- پناه بردن به حرم مکه
اگر محکوم به حد به حرم مکه پناهنده شود تا در حرم است نباید به او حد زد بلکه در خوراک و آشامیدنی بر او سخت گرفته شود تا بیرون آید ولی اگر فردی در حرم زنا کرد و در همان جا تحصن نمود حد زدن در حرم به وی جایز است. [۱۸۲]
ج- پناه بردن به سایر اماکن مقدسه و مساجد
برخی فقها از جمله شیخ طوسی در کتاب نهایه و ابن ادریس در کتاب السرائر[۱۸۳] با استفاده از تنقیع مناط همان حرمت و احترام به این اماکن است. اقامه ی حدود را در مکان های مقدس دیگر که دارای حرمت هستند مشکل دانسته اند. لذا مسجد النبی (ص) و حرم های ائمه (ع) را به حرم مکه ملحق نموده اند.
نمونه موانع زمانی نیز هوای بسیار گرم و بسیار سرد می باشد. فقهای عظام نیز بر عدم اجرای حد جلد در هوای بسیار گرم و بسیار سرد تاکید دارند و اقامه حد در زمستان به گرم ترین ساعات روز و در تابستان به خنک ترین ساعات روز محول کرده اند و دلیل این امر را خوف هلاکت یا ضرر بیشتر از آنچه که لازمه حد است، ذکر کرده اند. [۱۸۴] مرور زمان نیز در فقه حنفی موجب سقوط حد می شود. چنانچه مولف کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه در این خصوص می گوید: «اصل در فقه حنفی این است که حدودی که صرفاً جنبه حق الهی دارند در اثر مرور زمان ساقط می شوند»
لیکن در خصوص مدت مرور زمان، شهادت بین فقهای حنفی اتفاق نظر وجود ندارد. در فقه امامیه، صرف مرور زمان موجب سقوط حد نخواهد گردید و این که در بعضی از روایات آمده است که اگر از۶ ماه بگذرد، شهادت، مسموع نیست، خلاف قواعد می باشد. [۱۸۵]
موانع خاص نیز اجرای برخی از حدود از جمله اجرای حد قذف که یکی از جرایم خلاف اخلاق و عفت عمومی است وجود دارد که به جهت تکمیل مباحث ذکر می گردد.
الف- تصدیق قاذف توسط مقذوف
هرگاه قذف شونده صحت نسبت داده شده توسط قاذف را تایید نماید. اجرای حد قذف در هر مرحله ای که باشد ساقط می شود.
ب- شهادت شهود به مورد قذف شهادت شهود با نصاب معتبر آن به چیزی که مورد قذف است که از موارد سقوط حد قذف می باشد.
ج-گذشت مقذوف یا وارث وی
اگر مقذوف پیش از مطالبه ی حق خود و یا عفو کردن آن حق، بمیرد، اولیای خویشاوند وی می توانند آن حق را مطالبه یا عفو کنند، زیرا حد قذف به ارث برده می شود و اگر مقذوف ولی جماعتی باشد. با عفو کردن بعضی از جماعت، حد ساقط نمی شود.
د- لعان
لعان به معنی ناسزا گفتن است در اینجا به معنای آن است که مرد با رعایت شرایط زیر به زن خود نسبت زنا می دهد، مستند حکم لعان آیات ۶ تا ۹ سوره نور می باشد. شان نزول این آیات به قضیه سعد بن عباده باز می گردد که در حضور جمعی از اصحاب چنین عرض کرد. ای پیامبر خدا، هرگاه نسبت دادن عمل منافی عفت به کسی دارای این مجازات است اگر آن را اثبات نکند هشتاد تازیانه بخورد پس من چه کنم اگر وارد خانه ام شدم و دیدم مرد فاسقی با همسر من در حال عمل خلافی است، اگر بگذارم چهار نفر بیایند و ببینند و شهادت دهند او کار خود را کرده است و اگر او را به قتل برسانم کسی از من بدون شاهد نمی پذیرد و به عنوان قاتل قصاص می شوم اگر بیایم آنچه را دیدم به عنوان شکایت بگویم، هشتاد تازیانه به من می زنند. که در خصوص این موضوع و موارد مشابه آن آیات فوق نازل و راه حل دقیقی به مسلمانان ارائه کرد آیات مزبور مقرر نموده: کسانی که همسران خود را به عمل منافی عفت متهم می کنند و گواهانی جز خودشان ندارند، هر یک از آنان باید چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد که از راستگویان است و در پنجمین بار بگوید « که لعنت خدا به او بود اگر از دروغگویان باشد» اگر شوهر چنین کند و زن بر سر دو راهی قرار گیرد. یعنی سخنان مرد را تصدیق کند یا حاضر به نفی اتهام از خود نشود، حد زنا در مورد او ثابت می گردد. ولی اگر بخواهد اتهام را از خود دور کند باید چهار بار خدا را به شهادت طلبد که آن مرد در نسبتی که به او می دهد از دروغگویان است و در پنجم بگوید. « غضب خدا بر من باد اگر او راست بگوید» انجام این تشریفات در فقه اسلامی لعان نامیده می شود و چهار حکم قطعی به این دو همسر در پی دارد: نخست اینکه بدون نیاز به صیغه طلاق فوراً از هم جدا می شوند. دوم اینکه برای همیشه این زن و مردم به یکدیگر حرام می شوند. سوم اینکه فرزندی که در این ماجرا بوجود آمده از مرد منتفی است. چهارم اینکه حد قذف از مرد و حد زنا از زن برداشته می شود.
ی- موانع خاص
از موانع خاص در اجرای حدود انکار بعد از اقرار به عنوان مانع اجرای حد در زنای مستوجب رجم یا قتل است. اگر به انجام کاری که موجب حد است اقرار نموده، سپس انکار کند، چنانچه از اموری باشد که موجب رجم است، حد ساقط می شود، ولی در غیر رجم، یعنی جلد و آنچه ملحق به آن است مانند سر تراشیدن و تبعید ساقط نمی شود. [۱۸۶] هرگاه اقرار به جرمی کند که موجب حد است و سپس توبه کند، امام در اقامه حد به او یا عفو وی مخیر است، خواه مطابق نظر مشهور، آن حد، رجم باشد یا غیر آن زیرا همه موارد در مقتضی حکم مشترک اند.
۳-۳-۳- سیاست کیفری اسلام
علی رغم این تعقیب و مجازات مجرم یکی از ضروریات مسلم هر اجتماع است که در جای خود، نیاز به استدلال و توضیح اضافه ای ندارد، اما تنها راه مبارزه با بزهکاری در سیاست جنایی اسلام، استفاده از حربه کیفر و مجازات نیست؛ بلکه در مواردی نهان کردن جرم و به عبارت دیگر بزه پوشی نیز مطمع نظر بوده و از راه کارهای مقابله با بزهکاری است. تاکید به رعایت جنبه های اخلاقی در تعقیب و کیفر دادن مجرم و حفظ کرامت انسان ها حتی مجرمین که در اسلام مورد تاکید قرار گرفته است نیز یکی از مویدات استفاده از عنصر عیب پوشی برای مقابله با ناهنجاری ها می باشد. خطر عادی شدن جرم و گناه و کاهش زشتی گناهان و جرایم در میان مردم از خطرناک ترین پدیده هایی است که امنیت فرهنگی، اخلاقی و نظم اجتماعی را مورد تهدید قرار می دهد؛ لذا توصیه قرآن کریم [۱۸۷] و روایات بر آن است که منکرات و فحشاء در میان مردم اشاعه پیدا نکند تا از قبح آن کاسته نشود و برای عموم جامعه ارتکاب گناه امری عادی نگردد. تجسس و تفحص از گناهان و خطاهای مسلمانان یکی از گناهان بوده و در قرآن از آنه نهی شده است خداوند در قرآن می فرماید:
یا أیها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن إن بعض الظن أثمٌ و لا تجسسوا و لا یغتب بعضکم بعضاً ایحب أحدکم أن یاکل لحم أخیه میتاً فکرهتموه واتقوا الله إن الله توابٌ رحیمٌ
ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری از گمان ها بپرهیزید که پاره ای از گمان ها گناه است و جاسوسی مکنید و بعضی از شما غیبت بعضی نکند آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد از آن کراهت دارید(پس) از خدا بترسید که خدا توبه پذیر مهربان است. [۱۸۸]
مقتضای اطلاق آیه شریفه و فتوای فقهای عظام مبنی بر حرمت تجسس از عیوب پنهان مسلمانان است و پاسخ برخی از فقها به برخی سوالات موید نظریه فوق می باشد:
چنانچه در یکی از پرسش ها در خصوص تجسس به مدت طولانی و سعی در یافتن جرم پاسخ داده شده است که: «نظر به این که هدف از حکومت حقه الهیه تثبیت موازین شرع و تنفیذ احکام اسلام است لازمه بلکه ضروری است که برخلاف موازین شرع عمل نشود. بله در بعضی از موارد حفظ نظام یا مصالح عامه مردم یا برقرار کردن واجب مهمی متوقف به ارتکاب محرم و خلاف شرعی است که به درجه اهمیت آن امور نمی رسد و در چنین مواردی مساله تزاحم و اهم و مهم پیش می آید که لازم است رعایت مرجحات و اهم و مهم بشود و در حد ضرورت اقدام شود و چنانچه در موارد ضروری نوار به دست آمد، نفس نوار دلیل نمی شود و قاضی باید طبق موازین از باب قضا و اقرار و شهود و علم خود عمل کند» [۱۸۹]

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.